چی نپوشیم؟
چهارشنبه, 14 آبان 1393 ساعت 04:41

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد (پست قطار)

این مورد را ارزیابی کنید
(14 رای‌ها)

یه اصطلاحی توی زبان انگلیسی هست که می گه مثلا: I've fallen off the wagon. یعنی : من از روی قطار افتاده ام پایین! معنی این اصطلاح اینه که من سهوا و به دلیلی از عادتهای خوبم یا برنامه ریزی های خوبم عقب و جدا افتاده ام.


 
امروز می خوام براتون راجع به زمانهایی که از قطار پایین می افتیم صحبت کنم. بعضی از ما کلا برنامه ریزی نداریم و زندگی رو به حالت هرچه پیش آید، خوش آید جلو می بریم. بعضی دیگه، برنامه ریزی زیاد می کنیم ولی بعد از دو، سه روز از قطار می افتیم پایین و قطار می ره و ما جا می مونیم. اما بعضی دیگه از ما، معمولا قطار عادتهامون سرِ موقع و مرتب و طبق برنامه از این ایستگاه به اون ایستگاه حرکت می کنه. بیشتر اوقات در حال رسیدگی به خود و اولویت هامون هستیم و زندگی رو به سمت جلو هدایت می کنیم.



هنر ویژه ای هم نیست ها! اما مثلا من معمولا حس می کنم جزو این دسته از آدمها هستم. برای بیشتر کارهام برنامه ریزی دارم. حواسم به خودم، پوستم، ناخنهام، وزنم، میزان فعالیتم، کارهای خونه ام، کارهای سایتم، شغلم، مشاوره هام، مطالعه ام و... و... هست. هیچ هم قصد ندارم پز بدم. صبر داشته باشین و به خوندن ادامه بدین!



نمی دونم شما تا حالا اسباب کشی کرده اید یا نه، یا اینکه به عنوان خانم خونه اسباب کشی کرده اید یا نه. چون تا وقتی شما فرزند خونه باشید، اسباب کشی یه جور تفریح و مسافرت هیجان انگیز و بامزه است. من یک بار در 18 سالگی تجربه اش کرده ام. اصلا نفهمیدم چی شد. فقط گربه جونم رو بغل کردم و رفتم توی ماشین نشستم و رفتم خونه جدید. (گربه ام چند سال بعد مُرد. لطفا سوال نکنید!)



در هر حال، به من اینجوری گذشت که حدود 20 روز قبل از اسباب کشی برنامه جابه جایی ما قطعی شد و من که از همسرم وقت بیشتری در خونه دارم (مخصوصا ننوشتم وقت آزاد بیشتری!) شروع به جمع آوری و خرید کارتن، نایلون محافظ حبابی، روزنامه، طناب، سلفون، چسب پهن و ... کردم و بعد مشغول به جمع آوری لوازم شدم. دردسرتون ندم. من هر روز 8-10 ساعت از صبح تا شب بسته بندی می کردم و تموم نمی شد! شاید چون من و همسرم بچه سالهای جنگ هستیم انقدر چیز دور و برمون جمع کرده ایم! چون از قحطی در رفته ایم!



القصه... 73 تا کارتن و 19 بسته کتاب بعد از این ماجرا، من به خودم اومدم و دیدم که اوووووه... قطار برنامه ها و رسیدگی به خودم و زندگی ام دووووووررررر شده، نقطه شده و از دور دودش به سختی پیدا است.



اول از همه دستهام! دستهای قشنگم! دستهام که خیلی دوستشون دارم و همیشه آراسته و مرتب نگهشون می دارم. ناخنهای قشنگم! دستهام شبیه دستهای خانمی شده بود که سالهاست سر چهار راه فال می گیره. پوست دستم خشک خشک، دور تا دور ناخنهام تَرَک خورده و جویده شده، همه ناخنها شکسته، جا به جای پوستم کهیر زده و در حال خارش از گرد و غبار. دست ورم کرده از اینکه که هزار بار باهاش طناب دور کارتنها رو کشیده و محکم کرده بودم و گره زده بودم. دستهای یک ملوان! روزهای اول با اینکه دستکش دستم می کردم هی لاکم پاک می شد و من هر شب برای اینکه اثبات کنم خیلی شیکم، دوباره لاک صورتی نئونی ام رو می زدم! چند روز بعد متوجه شدم اینجوری نمی شه و لاک صورتی خیلی کمرنگ صدفی زدم که وقتی سرش پاک شد، تا یکی دو روز خیلی پیدا نباشه. روزهای آخر لاک که پاک شده بود هیچ، اصلا نمی دونستم لاک یا کرم دور ناخنم، یا کرم های دستم، یا وازلین لعنتی یا اصولا هر جور چیزی کجا است و اصولا من کی هستم و اینجا کجاست!



پوست صورتم از کار کردن بین گرد و غبار، چِرک مُرد شده بود. اصلا باید می رفتم سر خیابون فال می فروختم! چند تا جوش بزرگ روی گونه ها و پیشونی! جون و فرصت و اراده آرایش تعطیل! لباسهای قشنگ و علاقه به پوشیدنشون جمع و بسته بندی شده! کپه کپه مویی که می ریزه و میاد توی دستم و من حتی حال ندارم فکر کنم قرصهای تقویتی متعددم کجاست!



هفته آخرِ اون خونه و هفته اولِ این خونه، نه جونش بود، نه اعصابش، نه اراده اش، نه سبزیجات و موادش که بخوام غذای رژیمی درست کنم. انقدر فست فود و پلو توی پلوپز و تون و... خوردیم که وزنم 4 کیلو رفت بالا! خوبه تا بعدتر اصلا ترازوم دم دستم نبود. تقویمم هم نبود. شعور و عقل و اراده ام هم نبود! پس مهم نبود!



شب آخر که فردا صبحش قرار بود باربرها با کامیون بیان، نصف شب در حالی که هنوز هزار کار مونده بود، از شدت استخون درد، کتف درد، شانه درد، گردن درد، کمر درد و بیحسی اعضاء و جوارح(!) روی کف کثیف آشپزخونه به حالت سجده ی لهیده با دستهای دراز و گونه روی زمین در اومدم و نییییم ساعت همون جوری افتادم و به هیچ چیز جز قطاری که هیچ خبری ازش نبود، فکر نکردم. انقدر خودم رو سرزنش کردم که اجازه داده بودم بی ریخت و داغون و شلخته و چاق بشم که کم مونده بود همون جا جان به جان آفرین تسلیم کنم! داشتم دق می کردم از زشتی و خستگی! تا اینکه همسرم بالاخره من رو توی اون نقطه و وضعیت فجیع پیدا کرد و حسابی دلداری ام داد؛ که مهم نیست اگر کارها تموم نشه. که فوقش روز بعدش یه وانت دیگه می گیریم. که خودم و خودمون از همه چیز مهم تریم. که دوباره به خودم می رسم، آرامش پیدا می کنم و خوشگل می شم.



امید! امید! اگر امید نبود، ما آدمها نبودیم! «زن چاق» عزیز و دوستان دیگه ای که چاق شده اید، به خودتون نمی رسید، از خودتون متنفرید، از اراده نداشتنتون متنفرید، از اینکه به خودتون نمی رسید خسته اید... در بدترین لحظات، امید رو ته دلتون پیدا کنید.



من همون جا در حالت سجده لهیده ویژه ای که داشتم، خودم رو بخشیدم. خودم رو بخشیدم که به خودم کم رسیده بودم. به خودم اوکی دادم که فرداش لباس بی ریخت ست نشده بپوشم، آرایش نکنم و جلوی دوست همسرم که می اومد کمکمون شبیه کارگر ساختمون باشم! به خودم اوکی دادم که نتونم همه چیز و همه کار رو با هم انجام بدم. به خودم اجازه دادم چند روز با خیال راحت به خودم نرسم و داغون و بی ریخت باشم و یکی دو کیلوی دیگه چاق بشم.



حس خوبی بود. یا باید همون لحظه سرم رو می گذاشتم می مردم، یا باید خودم رو می بخشیدم و ریشه عذاب وجدان خانمان سوز رو می خشکوندم. و من این دومی رو انجام دادم. پا شدم. در عین شلختگی بقیه کارها رو کردم. صبحش با قیافه چرک مُرد جلوی دوست همسرم ظاهر شدم. با باربرها سرو کله زدم. در هفته بعدش یک خروار پلو و ساندویچ و پیتزای دیگه خوردم.



به محض رسیدن به خونه جدید اولین کارتنهایی که باز کردم لوازم آرایشی بهداشتی و کارتن داروها بود. در عرض یک هفته شروع به خوردن مجدد قرصهای تقویتی و ویتامین ها کردم. هر شب مثل سابق و بیشتر از قبل به دست و صورت و دور چشمم کرم و روی جوشهام دارو زدم. شامپوهای مختلفم رو درآوردم و حسابی موهام رو صفا دادم. روزی چند بار ناخنهای دست و پام رو با کرم های مختلف و وازلین ماساژ دادم. برای کهیر های دستم پماد تهیه کردم و هر کاری که نمی شد با دستکش انجام داد رو هم با دستکش انجام دادم، هر چند که بیشتر طول کشید. تقویمم رو پیدا کردم.



شب اول لاک سرخابی ام رو دوباره زدم و به دستهای شترگاوپلنگم خندیدم. انگار که فال فروش سر خیابون لاک بزنه و بخواد بره عروسی. سر یک هفته رفتم سبزیجات خریدم و چسبیدم به رژیمم. حلقه هولاهوپم رو سرهم کردم و توی فضای تنگ بین کارتنها ورزش کردم. کارهای خوب کردم و به خودم ستاره دادم.



قطار من که رفت، من از اون قطار جا موندم. اما دارم برای خودم تکه تکه یک قطار جدید می سازم. هر روز واگنهای جدیدی درست می کنم و به قطارم اضافه می کنم. دیگه چیزی نمونده که قطارم به اندازه و ابهت و زیبایی قطار قبلی برسه. همه برنامه ها برگرده سر جاش. من دوباره بشم همون نگارای قبلیِ سوار بر قطار تندرو. چیزی نمونده! خوشحالم که اون شب دست از سر خودم برداشتم و نمردم!



شما دوستان چی؟ تو که چاق شده ای؟ تو که سالهاست برای خودت چیزی نخریده ای و به خودت نرسیده ای؟ تو که زندگی ات در نگهداری از فرزند دلبندت خلاصه شده و برای دل خودت هیچی نمونده. تو که در درس یا کار غرق شده ای و مدتهاست می گی یه روز به خودم می رسم؟ تو که آرایش یا کرم زدن رو جنبه ای از دلخوشی و رفاه می دونی که الان توی زندگی ات نیست؟ تو که منتظری بالاخره شنبه بیاد و رژیم بگیری؟ تو که از زبون اطرافیان در امان نیستی و دلت نمی خواد هیچ جا بری و هیچ کس رو ببینی؟ تو که دلت می خواد برگردی به پنج سال و ده سال قبل وقتی خوش تیپ و خوش هیکل بودی؟



تو و تو و تو! بیاین برام بنویسین که می خواین چقدر به خودتون فرصت بدین تا قطار جدیدی بسازین و چه کارهایی باید بکنین که بهش برسین. این قدم اوله. قدم اول رو با من بردارین!

 

 

اطلاعات تکميلي

  • ثبت نظر جدید در این پست فعال است؟: خیر
خواندن 6706 دفعه

کاربر گرامی، برای ثبت پرسش یا نظر لطفا در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها  

+4 #246 دل ربا 1393-06-17 05:09
نگارای گل بخاطر اهمیتی که به دیگران میدی واقعا ممنون.خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم.برای آهو خانم و مهلا خانم با اجازه نگارا جان،روی برخی پارچه ها که چسب یا... میریزه میشه از پد لاک پاک کن استفاده کرد البته اول روی گوشه پائین لباس کمی بزنید امتحان کنید که رنگ خود لباس هم نره.من از پد لاک پاک کن ناژه استفاده کردم. آهو جان این که مینویسم تجربه دوستهای خودمه، روزهای اول کلا چه در محیط دانشگاه چه در برابر همسایه ها متوسط آرایش کن نه خیلی زیاد نه خیلی کم ،چون اگه بعدا با دیدن محیط دانشگاه و شهر آرایشت را کم یا زیاد کردی دیگران با حرفهایشان آزارت ندهند. بخصوص در شهر دور از خانه تحمل برخی حرفها سخت تر میشود.
+1 #245 شاخه نبات 1393-06-17 04:27
سلام نگارا جون، خدا قوت عزیز دل،23 ساله ، متاهل و سیب لاغرم(پهلو و شکم دارم)..برای عروسی برادرم در پاییز مد نظرمه که با پارچه ای مشابه این عکس و به این رنگ،لباسی مناسب با هیکلم بدوزم (A-line با یقه هفت) با توجه به فرم هیکل و رنگ پوستم که گندمیه روشنه ،رنگ و نوع پارچه اش خوبه به نظرت؟http://nowaroosupload.ir/uploads/14101175541. jpg پاسخ : عزیزم این پارچه خیلی قشنگه اما هم رنگش هم نوع و جنسش چاقت می کنه و پهلو هات رو بزرگ نشون می ده. به نظر من پارچه مات در یک رنگ درخشان یا پارچه براق در یک رنگ تیره انتخاب کن ، نه با هم.
+1 #244 ترانه 1393-06-17 04:22
سلام نگارا جان اينقدر رفتم و اومدم تا بالاخره قسمت نظرات باز شد ....يادش بخير پارسال چقدر اينجا خلوت بود هر وقت مى خواستم كامنت مى ذاشتم تازه دو ، سه روزه جواب ميدادى ...بگذريم ... مى دونم چاره اى جز اين كار ندارى . خسته نباشى عزيزمنگارا جان مى تونى بگى بوى بد دهان چه جورى برطرف ميشه ؟ من خيلى از راهها رو امتحان كردم ولى جواب نگرفتم و از اين موضوع خيلى ناراحتم گاهى روى صورتم ازون جوشهاى قرمز كه گفته بودى مى زنه اسم اون رول رو يادداشت كردم كه برم بگيرم ولى گاهى هم دونه هاى خيلى ريز و رنگ پوستم ، روى صورتم ظاهر ميشه كه بعد از چند روز محو ميشه اين رول براى اونا هم مناسبه يا چه كرمى به صورتم بزنم؟ميشه مارك كرم دور چشمى كه استفاده مى كنى رو هم بگى؟در ضمن من دو هفته ديگه يه مهمونى ناهار فاميلى دعوتم يكى اين پيرهن رو برام آورده . به نظرت خوبه توى اين مهمونى بپوشمش ؟ يه جورى نيست ؟ ٣١ سالمه و ازدواج كردم نمى دونم مناسب سنم هست يا نه ؟ بچگونه نيست برام ؟ با چه كيف و كفشى ست كنم قهوه اى خوبه؟ البته رنگش يه سبز خاصيه كه توى عكس درست نيوفتاده رنگشنگاراى عزيزم يك دنيا تشكر از لطفت . لطفا لينك عكس رو هم پاك كن بعد از ديدنش پاسخ : ترانه جان برای من هم کار خیلی سخت شده، اما عوضش خانمهای بیشتری از مطالب استفاده می کنن.بوی بد دهان رو باید دقت کنی ببینی عمیقه و از معده میاد که با خوردن یه چیز کوچیک برطرف می شه یا اینکه از خود دهان متصاعد می شه که با مسواک و نخ دندون و گاهی کو*رتاژ لثه (یه کار سبک پیش دندانپزشک) و محلول دهانشویه حل می شه.راستی روی سطح زبانت رو هم مسواک کنی خیلی موثره.برای جوشهای ریز باید لایه برداری کنی با کرم AHA.پیراهنت بسیار قشنگه و با کیف و کفش چرم قهوه ای ستش کن. چرا لینکش رو بردارم؟!من از هر کرمی چندین نوع دارم و در دوره های مختلف تستشون می کنم. یه کرم دور چشم که خیلی دوستش دارم ریوایتالیفت قرمز و سفید لورآل.
0 #243 پریسا 1393-06-17 04:18
برای اطلاعت خواستم بگم 24 ساله ام و دلم میخواد پیراهن کوتاه تا زانو بدوزم با کمربند پهن مشکی!به نظرت خوبه؟؟ پاسخ : بله خیلی هم خوب می شه.
0 #242 حوريسان 1393-06-17 04:12
نگار جون ممنون از مطالب عاليت من جزو اون دسته آدمام كه ميخوان از شنبه شروع كننمن قدم 165 و وزنم 48 كيلو هستش ميخوام يكم اضافه كنم ولي نمي دونم چطوري؟؟؟ پاسخ : حوریسان جان باید روی افزایش اشتهات کار کنی. پیشنهادمن دیدن عکسهای خوش رنگ و آب غذاها در گوگل! البته به دوستان دیگه پیشنهادهایی خارج از شوخی داده ام که می تونی همینجا بخونی.
+1 #241 دلارام 1393-06-17 04:10
سلام.پستتون رو در مورد برنامه غذایی روزمره تون خوندم و سوالی برام پیش اومد.برای همسرتون هم همون غذاهای رژیمی رو تهیه میکنید؟و اینکه چه جوری خودتونو عادت دادید که ظهر غذای به این سبکی(مثلا نیمرو)بخورید آخه من اگه ظهرا غذای کامل (برنج و خورش یا نون و خوراک) نخورم سیر نمیشم.این در حالیه که صبح هم صبحانه کامل (کره عسل یا خامه مربا یا پنیر گردو و نون سنتی و چای) میخورم.ممنون میشم درین مورد هم توضیحی بدید.راستی نگارا جون به نظر منم خانم توی عکس این پست رژ داره.حتی رژش کمی به اطراف لبش هم مالیده شده.تعجب کردم شما پرسیدید رژ داره.ببخشید البته و بازم ممنون. پاسخ : سلام دلارام جانبله همسرم هم از غذای رژیمی استقبال می کنه خوشبختانه و گوش شیطون کر :)من صبح خیلی زود بیدار نمی شم و قسمت اعظم فعالیتم بعد از ظهر و شبه. یعنی زیاد در طول صبح انرژی نمی سوزونم که گرسنه ام بشه. عوضش شبها که اکثر مردم غذای سبک می خورن ما غذای کامل می خوریم. باید ببینی چه عادتهایی با بدن تو و شرایط زندگی ات سازگاره. توی برنامه های من باید برای اکثر مردم جای شام و ناهار رو عوض کرد. ما وعده اصلی مون شامه.راستی با اینکه می گن صبحانه کامل در افزایش متابولیسم و لاغری موثره و سالم تره، من شخصا هر وقت صبحانه زودتر می خورم زودتر گرسنه ام می شه اما گاهی شده مثلا صبح ساعت 10 یه دونه ساقه طلایی خوردم و تا 5 بعد از ظهر هیچی نخورده ام. بازهم، باید بدن خودت رو بشناسی.راجع به اون خانومه توی عکس به نظرم یه خط لب محو داره. من بدون رژ می بینمش.
-1 #240 رباب 1393-06-17 04:09
سلام نگارا جان از سايت خوب تونمن يه كرم پودر Mac دارم كه رنگش از پوست خودم تيره تره . براي اينكه كيفيت خوبي داره كنارش نذاشتم. من چطوري مي تونم رنگش رو تعديل كنم؟ پاسخ : رباب جان شاید بتونی با یه کرم پودر روشن تر روی فوم مخصوص مالیدن به صورت ترکیبش کنی اما من باشم می ذارمش برای تابستون و یه کمی برنزه می کنم و استفاده می کنم به تنهایی.
+2 #239 سولماز 1393-06-17 04:08
نگارا جان خسته نباشي عزيزم اميدوارم هميشه سرزنده و سرحال باشي ممنون كه سوالات رو با حوصله پاسخ ميدي نگارا جان من چشهام يه مقدار گود هست و فاصله چشم و ابروم هم كم هست يه مقدار هم پاي چشام تيرگي و پف بوجود اومده به خاطر سينوزيت و آلرژي و نازك بودن پوستم حالا چند وقته وسوسه شدم كه تتوي خط چشم كنم چون زياد حوصله آرايش كردن و آرايش پاك كردن به خاطر آلرژيم و ندارم حالا ميخواستم نظر ت رو بدونم به نظرت انجام بدم يا نه اگه آره چه مدلي باشه بهتره ؟راستش نظر شما برام خيلي مهمه عزيزم ممنون كه پاسخ ميدي نگارا جون پاسخ : ممنون عزیزم. من تتوی خط چشم رو در سنهای زیر 45-50 توصیه نمی کنم چون اولا خیلی خیلی خیلی درد داره، ثانیا شاید بعدها از مدلش پشیمون بشی. اما توی اون سن ها واقعا صورت رو سرحال میاره.
0 #238 yalda 1393-06-17 04:00
سلام گلم.ب چشم هاي گود مداد داخل چشم مياد؟چشام يذره گوده آخه.ببخشيد وقتتو گرفتم پاسخ : نه عزیزم. مداد داخل چشم اونها رو ریز می کنه و می بره تو. پست درباره خط چشم دارم با دکمه سرچ پیدا می کنی.
-1 #237 پریسا 1393-06-17 03:59
نگارای عزیز من همیشه خجالت میکشیدم برات نظر بذارم و سوال بپرسم،آخه میدونم خیلی خیلی سرت شلوغه،ولی ایندفعه رو ببخش!من پارچه دانتل سفید خریدم،پوستم گندمیه ولی همیشه سفید بهم میومد،الان دلم میخواد باهاش یه مدل پیراهن کوتاه بدورم!در مورد هیکلم هم راستش شک دارم چون نه باسنم اونقدر بزرگ و سینه هام کوچیکه که به گلابی بخورم و نه اونقدر کمرم باریک که ساعت شنی باشم،موزی که اصلا نیستم!اونقدر هم شکم و باسن ندارم که سیب باشم!!حالا تو فرض کن سیب لاغر باشم!!از صمیم قلب ازت ممنونم پاسخ : سلام عزیزمhttp://www.lovebrownsugar.com/wp-content/uplo ads/2011/06/whitelace_lilly.jpghttp://www.thatspoi nt.com/images/producti/82935.jpghttp://picture-cdn .wheretoget.it/fd3bio-i.jpghttp://wwtaylorw.com/wp -content/uploads/2012/12/white-lace-longsleeve-dre ss.jpg
+1 #236 باران 1393-06-17 03:54
سلام نگاراجان.خسته نباشي.ممنون ك وقت ميذاري برامون وبادقت پاسخ ميدي.عزيزم من چن تا سوال داشتم.مادربزرگم چن وقتي ب ي منطقه گرم و آفتابي سفركرد ك باعث شد پوست دستش بسوزه وسياه بشه.خيلي ناراحته واسه اين قضيه.چن تاكرم هم استفاده كرد اما بي تاثيربود.نگاراجون چجوري دوباره پوستش مثل اول ميشه؟اگه كرم خاصي مد نظرت هست ميشه بگي؟ازلحاظ قيمت فرقي ندارهسوال دومم براي موهاي بينيم هست.چجوري بيني بدون مو داشته باشم؟عين بازيگرا!!!هركار ميكنم مث اونا بدون مو نميشهعزيزم من ١٩سالمه وقدم١٥٩هست.خيلي دوس دارم قدم حداقل ٢سانت ديگه بلندبشه.هيچ راهي نيستش ك يذره بلندبشم؟؟ پاسخ : سلام باران جانمادربزرگت از اسکراب بدن استفاده کنند ولی بازهم چندین ماه زمان می بره. به خصوص در سن بالا. الان تا لایه های زیرین پوست سوخته و باید دوباره ساخته بشه. اگر پزشکشون اوکی می ده ویتامین ث هم مصرف کنند تا به ترمیم پوست کمک کنه.منظورت موهای توی بینیه؟! یعنی موهای توی بینی ات میاد بیرون؟ دستگاههایی برای کوتاه کردنشون هست ولی از داخل نکن ها! این موها سنسور هم هستند.افزایش قد متاسافنه در این سن ممکن نیست. سعی کن لباسهات رو مناسب انتخاب کنی.
0 #235 پریسا 1393-06-17 03:53
سلام نگارای عزیزم!خیلی وقته میخونمت اما همیشه ساکت بودم!وبلاگت روی من خیلی خیلی تاثیر گذار بوده و هست!ممنون که همیشه با روی خوش و مهربونی جواب سوالات رو میدی!یک خدا قوت جانانه بهت میگم و امیدوارم همیشه با قطارت حرکت کنی! پاسخ : ممنون عزیزم که خستگی ام رو در بردی. :)
+2 #234 سپیده 1393-06-17 03:31
نگار جان سلام . عزیز دلم من یه راهنمایی ازت میخوام راستش من بودجه ام اجازه نمیده که خیلی خرید کنم همش 4 تا رژ دارم یه قرمز یه قرررررررررررررررمز یه کالباسی و یه هلویی یه مداد چشم مشکی یه لاک سرخ آبی و یه دونه کرم رنگ. یه ریمل و یه رژ گونه هلویی خیلی کم رنگ و میخوام یه سایه ابرو هم بگیرم قیمت وسایلی هم که دارم راستش زیاد نیست در رنج متوسط روبه پایینه .و یه کرم پودر تقریبا گرون هم دارم و یه ضد آفتاب و یه مرطوب کننده ایرانی .و خیلیم با وجود اینکه ارزونن مواظبشونم که کثیف و نامرتب نباشن و خراب و دفرمه نشن به نظرت اینا خیلی کمه ؟ یا اینکه چون مارک نیستن استفاده ازشون خوب نیست؟ به نظرت باید لوازم متعدد تری داشته باشم ؟ 29 ساله و مجردم . همه میگن تنوع آرایشت خیلی کمه ! چیکار کنم که پول زیادم خرج نشه؟ پاسخ : سپیده جاناتفاقا به نظر من خوب لوازم داری. من خودم سال اولی که آریش می کردم با یک رژی که اجازه داشتم داشته باشم چه ها که نمی کردم!به نظر من مارک مای جنس و قیمت خوبی داره. فکر کنم اکثرش زیر 10 تومن باشه. سعی کن اگر شد یه جوری برنامه ریزی کنی ماهی یه دونه اش رو بخری. هیچ کس همه لوازم آرایشش رو یک جا نخریده که. این یه کلکسیونه که خانمها تا آخر عمر به تکمیلش ادامه می دن.
+1 #233 شهرزاد 1393-06-17 03:25
سلام نگاراخانم خسته نباشی.مشکلی ک دارم اینه که برخلاف اینکه پوستم گندمی روشنه اما پوست پاهام بااینکه زیادصندل نمیپوشم مث آفتاب سوخته هاست و چروکیده.ناخنای پامم برخلاف ناخنای دستم زودروش خط میفته ونمیتونه بلندشه میشکنه.ولی ممنون میشم راهنماییم کنین چجوری پوست پاهاموشاداب کنموناخناموخوب و خوش فرمتر.بازم ممنون پاسخ : شهرزاد عزیز به نظرم میاد ممکنه ناخنهای پات یه نوع قارچ (البته بدون ضرری جدی) داشته باشند. لطفا به پزشک نشون بده چون خط افتادن و شکستن مداوم به خصوص در ناخن پا می تونه به این دلیل باشه.پوست پا اصورلا به لطافت دست نیست. ولی با اسکراب بدن می تونی لطیف ترش کنی. دیدی بعضی انواع شامپو بدن توش دونه دون درشت داره؟ اونا اسکرابه.
+1 #232 بیتا 1393-06-17 03:21
سلام وخسته نباشی...من مدام واگن ویتامینهام رو جا میذارم....یعنی راستش وقتی میخورم چاق میشم...اما خوب درعوض رگ کردن مواهام سروقته کرمهای خوب وعطرای عالی استفائه میکم..لوسیون بدن..تقویت وماسک مویادم نمیره..لباسام مرتبه...ترمیم وطراحی ناخونام که عاشقشونم سروقت انجام میشهوخلاصه چنان خودشیفته ای هستم منولی جدا نگارا هممون اقلا سالی یکبار این اتفاق دم خونه تکونی عید برامون می افته...که امیدوارم دیگه نیفتهمیبوسمت وخسته نباشی عزیزم پاسخ : بیتا جون بالاخره هر کدوم یه جای کارمون می لنگه دیگه. مهم اون تعداد کار خوبیه که انجام می دیم. من هم خیلی ویتامینهام یادم می ره!
0 #231 *** 1393-06-17 03:21
سلام ی سوال داشتم ازتون برا چادری ها بیشتر چ نوع شلواری مناسب تره؟؟راسته یا جذب؟؟ پاسخ : راسته نسبتا تنگ ولی نه خیلی چسبون به نظر من بهتره.
0 #230 فتحی 1393-06-17 03:19
سلام چجوری باید عکسو آپلود کرد؟؟؟ پاسخ : سلام. اینجا که نمی شه. با استفاده از سایتهای مخصوص آپلود عکس که باید خودت پیداشون کنی عکس رو آپلود می کنی و لینکش رو برای من می ذاری.
0 #229 گلنار 1393-06-12 15:59
سلام نگارا جون خسته نباشی بابت اسباب کشیعزیزم کم راجع به اپی لیدی فیلیپس ازتون سوال داشتم که گویا شمادارین و راضی هستین امکانش هست مدلش رو اینجا بگین؟بازم ممنون از راهنمایی های باارزشتون پاسخ : گلنار جان اونی که من ده ساله دارمش که دیگه اصلا تولید نمی شه اما مدلش هست Satin ice که فکر می کنم معادل جدیدتر و پیشرفته ترش /satin perfect satinelle ice باشه.
0 #228 ساناز 1393-06-12 15:46
سلام نگارای عزیزم .خوشحالم که دوباره اومدی وزندگیت رو غلطک افتاده دوستی.ممنون بابت تلنگر قشنگی که بهممون زدی دوستی.من معمولا سعی میکنم که ازقطارم جا نیفتم اما یه وقتایی واقعا باید دوید تا دوباره بهش برسی .من برنامه های رسیدگی به پوستم ودستم وناخنم همیشه سرجاش هست اما متاسفانه الان دوماهی میشه که نمیدونم چرا بی دلیل با کرم دورچشم قهرکردم شاید ازاینکه با 32سال سن چروک ندارم اصلا وهرکس منو میبینه فکرمیکنه نهایتا 26سال سن دارم خیلی مغرور و بیخیال شدم هرشب جلو اینه که دارم موهای زیرابرومو برمیدارم و کرم میزنم به خودم میگم خوب سانازکرم دورچشمتم بزن بعد یه نگاه بهش میندازم و دوباره بیخیال میرم میخوابم .امیدوارم امروز با تلنگر شما دوست عزیز دوباره باکرمم دوست شم وبرای یه کارچند ثانیه ای کوچولو دیگه تنبلی نکنممرسی بابت همه چیز ومرسی بابت بودنت پاسخ : آفرین عزیزم. موفق باشی :)
-2 #227 سحر سین 1393-06-12 15:20
"من با تو موافق نیستم. مردها زن شلخته یا زنِ مردشکل رو دوست ندارن."نه نگارا جون منظورم این نبود من خودم همیچین دختری رو نمیتونم تحمل کنم و جزو دوستام داشته باشم چه برسه به آقایونمنظورم این بود فکر میکنم مرها خوششون نمیاد وقتی خانومشون شب میره پیشش تو رختخواب چند جور کرم و لوسیون و.... به خودش زده باشه یا حس میکنم مرها خوششون نمیاد ببینن یه زن خیلیییی از این مواد میخره و همش ساعت ها قبل خواب قبل بیرون رفتن استفاده میکنهفکر میکنن زنهاشون فقط دنبال این چیزها هستن و تو مسایل مهم زندگی باهاشون مشورت نمیکنن چون سبک مغزی زن میدونن فکر میکنم زن ساده و تمیز و ترجیح میدن (باورت میشه خودم که دارم این ها مینویسم هم از حرفای خودم تعجب میکنم هم خنده ام میگیره !!!) نمیدونم چرا و از کجا این فکر تو سرم اومده اینجا گفتم که کسایی که ازدواج کردن و خودت بهم بگید آیا واقعا اینطوریه ؟مردا در مقابل این توجه خانوم ها به خودشون و رسیدگی شون به خودشون و... چه واکنشی دارن ؟ پاسخ : سحر جان دغدغه هات خیلی طبیعیه. من خودم قبل از ازدواج هزاران سوال درباره انواع موضوع های رودربایستی دار جلوی همسر توی ذهنم چرخ می زد. اما وقتی ازدواج کنید بعد از مدتی اونقدر با هم راحت می شین که به عادتهای هم (اگر اذیت کننده نباشند) عادت می کنید.من طبیعتا نمی تونم درباره زندگی با مردهای دیگه نظر بدم. تجربه من در زندگی خودم نشون داده که اتفاقا مردها از زنی که یک مقدار به خودش برسه خوششون میاد، اما اگر کل روتین آرایشی و پیرایشی ات رو جلوشون انجام بدی هم حوصله شون سر می ره هم خیلی خوششون نمیاد. دیگه همه چی بر می گرده بر برنامه ریزی و سیاست خودت.در ضمن استفاده از کرم ها رو می تونی بذاری دقیقا قبل از خواب و مثل مسواک زدن تبدیل به عادتش کنی. اون قدر هم زیاد نزنی که به همه چی و هه جا مالیده بشه.