چی نپوشیم؟
چهارشنبه, 17 دی 1393 ساعت 19:22

چه جوری اعتماد به نفسم رو بیشتر کنم؟

این مورد را ارزیابی کنید
(6 رای‌ها)

امروز براتون می خوام بگم چه طور حال درونی خودتون رو بهتر کنید و اعتماد به نفستون رو افزایش بدید.

 

 

نگارا جان مشکل عمده خانم های ایروونی کشته شدن اعتماد به نفسشون توسط خودشون و اجتماع اطرافشونه.چکار کنیم با هر حرفی داغون نشیم

شما خودتون تجربتون رو در اختیار ما بذاریدمن کل نت رو زیرو رو کردم. اگر میشه لطفا لطفا لطفا اگه امکان داره ی پست درمورد اعتماد به نفس بذار

یاسمن عزیز و دوستان دیگهاین اولین بار نیست که دوستانی از من درباره افزایش اعتماد به نفس و زیبایی درون، در کنار زیبایی ظاهری سوال می کنند. هر بار با خودم می گم و برای دوستان هم تکرار می کنم که این موضوع خارج از حیطه کاری این وبلاگه، ولی فکرش هی توی ذهنم وول می زنه که حالا که این همه دوستان به من لطف دارند و از من در این زمینه سوال می کنند، عقیده خودم رو بنویسم. بنابراین پستی که می بینید در ارتباط با زیبایی ظاهر نیست. امروز براتون می خوام بگم چه طور حال درونی خودتون رو بهتر کنید و اعتماد به نفستون رو افزایش بدید. اول تاکید می کنم که من پزشک، روانپزشک و روانشناس نیستم. تحصیلات و مطالعاتم هم در زمینه علوم اجتماعی نیست. من فقط یک نگارا هستم. آنچه خواهید خوند، فقط نظر و دیدگاه شخصی من درباره افزایش اعتماد به نفس برای خانمها است.

 

1. اشتغال

دوستان خوب و متاهل یا مجرد، چه دوست داشته باشیم، چه نه، بخش بزرگی از اعتماد به نفس آدمها رو استقلال مالی شون تشکیل می ده. چه مجرد باشیم و با خانواده زندگی کنیم، چه متاهل باشیم، وقتی به قول معروف دستمون توی جیب خودمون می ره، خیلی حالمون بهتره. بنابراین اگر دنبال افزایش اعتماد به نفستون هستید، دنبال کار بگردید.  بهترین حالت به نظر من بودن در اجتماع و کارکردن در خارج از خونه است، چون داشتن دنیای شخصی و خارج از دنیای خانواده و چهاردیواری خانه، افقهای ذهنی ما رو باز می کنه و حالمون رو خوب می کنه.  کسانی که به هر دلیلی نمی تونن خارج از خونه کار کنن، منظورم این نیست که شما عرف خانواده یا شهرتون رو زیر پا بگذارید، اما فکر می کنم بیشتر ما خانم ها، در ساده ترین حالت یک مهارت یا هنری داریم که از طریق فروش یا آموزش اون بتونیم پول در بیاریم.  بنابراین به توانایی هاتون فکر کنید و کاری کنید که درآمدی هر چقدر ناچیز برای خودتون داشته باشید. حتی اگر اون درآمد رو هزینه خونه و زندگی کنید و یک ریال از اون رو برای خودتون نداشته باشید، توانایی پول ساختن خیلی خیلی در داشتن روحیه و حال خوب و اعتماد به نفس بالا موثره. خودتون رو از دنیای خواهر شوهر و جاری و طلا و جواهر و کی چی گفت، کی چی پوشید، شوهر کی چیکاره است و... بکشید بیرون! افقهای ذهنی تون رو باز کنید. برای خودتون یک دنیای شخصی داشته باشید که در اون توانایی مراقبت از خودتون رو دارید.

 

2.  کلاس زبان رفتن

بله، لیستی که دارم براتون می نویسم یک لیست معمولی نیست! من قویا و واقعا معتقدم که ثبت نام در کلاس زبانِ خوب، خیلی خیلی برای تقویت روحیه خانمهای افسرده و خسته از روزمرگی زندگی موثره. شاید خیلی وقته یا اصلا کلاس نرفته اید. می شه قول من رو بپذیرید که اگر یک کلاس خوب مثل موسسه علوم و فنون کیش یا سفیر گفتمان برید، زندگی تون زیر و رو می شه و خیلی انگیزه پیدا می کنید؟  اگر متاهل هستید و یا در سنهای بالای 35، صبحها کلاس برید. اگر دانشجو یا مجرد یا کم سن هستید عصرها کلاس برید. اینجوری با همکلاسی هاتون بیشتر جور خواهید بود. تا جایی که برنامه تون اجازه می ده، روزهای بیشتری کلاس بگیرید. ترجیحا هر روز، نشد 3 روز در هفته، نشد 2 روز و حتی اگر نشد فقط یک روز آخر هفته... ولی این کار رو برای خودتون بکنید. کلاس زبان رفتن هم حال روحی شما رو بهتر می کنه و هم یک مهارت خیلی خیلی مهم بهتون آموزش می ده که در زندگی خیلی به کارتون میاد. چه برای اشتغال، چه برای تحصیل، چه برای موفق محسوب شدن در گروه فامیل و دوستان.

 

3. گرفتن گواهینامه رانندگی

بله، چه ماشین دارید ،چه ندارید. چه راننده شخصی دارید، چه همسرتون همه جا شما رو می رسونه یا نه، یکی از مهمترین مهارت های یک خانم و یکی از فرقهای بزرگ بین خانمهایی با اعتماد به نفس بالا و خانمهای وابسته و افسرده، رانندگیه. رانندگی یادبگیرید دوستان! یک روز مهم و لازم می شه. یک روز بالاخره ماشین می خرید. یک روز بالاخره همسرتون قبول می کنه که ماشین رو به شما بده .  شاید همین مهارت برای شما زمینه اشتغال رو فراهم کرد. شاید همین مهارت شما رو از یک مخمصه بزرگ نجات داد. گواهینامه بگیرید و خیلی زیاد تمرین کنید. بگذارید دست فرمونتون خوب بشه. مردها خانمهایی که خوب رانندگی می کنند رو تحسین می کنند. زنها به حال خانمهایی که رانندگی می کنند غبطه می خورند.

 

4. مطالعه کردن

منظورم هر کتابی نیست. کتاب درسی رو نمی گم. کتاب روانشناسی و خودشناسی رو نمی گم. کتاب علمی رو نمی گم. این کتابها جایگاه ارزشمند خودشون رو دارند. رمانهای کم ارزش عاشقانه بی سر و ته رو نمی گم. داستانهای پر از غلطهای املایی و انشایی بعضی سایتها رو نمی گم. این کتابها ارزش وقت شما رو ندارند.  وقتی می گم مطالعه، منظورم مطالعه رمانهای ادبی و با ارزش جهانی و ایرانیه. آثار نویسندگان برجسته ایرانی و خارجی رو مطالعه کنید. آثاری که برنده جوایز ادبی شده اند رو مطالعه کنید. اجازه بدین ذهنتون با هزاران شخصیت و طرح و رنگ از آدمها آشنا بشه. اجازه بدین پیچیدگی های داستان ذهن شما رو شکل بده و شما رو از مسائل روزانه و روزمرگی های سطحی و بی ارزش دور کنه.

 

5. ادامه تحصیل

ببینید، من نه می گم اونهایی که تحصیلات بالایی ندارند، کار بدی کرده اند، نه می گم اونهایی که سطح خیلی بالایی از تحصیلات دارند، کار خوبی کرده اند. شاید خیلی ها با من موافق نباشند، اما نظر من اینه که ادامه تحصیل از چیزهاییه که به آدم حس با ارزش بودن و عزت نفس می ده. خوب؟ اما اونقدر هم زندگی تون رو وقف تحصیل نکنید که 1. هیچ بُعد دیگه ای از زندگی رو تا 30 سالگی تجربه نکرده باشید 2. هیچ مردی رو لایق قرار گرفتن در کنارتون ندونید.  اگر اصلا تحصیلات دانشگاهی ندارید، توصیه می کنم این گزینه رو بررسی کنید. دانشگاه رفتن خیلی خیلی حال درونی یک زن رو بهتر می کنه. حالا برعکس اگر مدرک دانشگاهی دارید، قبل از تصمیم برای ادامه تحصیل به همه جوانبی که گفتم فکر کنید. شاید اشتغال گزینه بهتری برای شما باشه. شاید ادامه تحصیل گزینه بهتری باشه. آگاهانه تصمیم بگیرید. فقط چون دخترعموتون ارشد یا دکترا می خونه، چند سال دیگه از عمرتون رو وقف تحصیل نکنید. عمر = جوونی =  فرصت های شغلی = تجربه روابط عاشقانه و ازدواج = سن مناسب برای بچه دار شدن و....  ادامه تحصیل بدید چون عاشق رشته تون هستید یا چون به مدرک بالاتر نیاز واقعی دارید و براش کاربرد دارید. برای ادامه دادن یا ندادن تحصیلتون آگاهانه و عامدانه تصمیم بگیرید و پاش وایسید.

 

6. تنهایی بیرون رفتن

شاید به نظر خیلی ساده بیاد اما من معتقدم یک زن موفق و دارای اعتماد به نفس بالا باید بتونه ساعاتی رو به تنهایی و در آرامش سپری کنه. باید بتونه بدون وصل بودن به شوهر یا بچه هاش، یا خواهرش، یا دوستهاش، ساعاتی رو با دل و ذهن خودش تنها باشه.  تنها بیرون برید. پیاده روی، خرید، حتی گردش، حتی برای خیابون گردی با ماشین. هفته ای یکی دوبار تنها به دنیا و شهرتون و مردم نگاه کنید. هوایی بخورید. برای خودتون خوراکی خوشمزه ای بخرید و بدون شنیدن نق نق هر چقدر دوست دارید پشت ویترین مغازه مورد علاقه تون بایستید.  وقتی با خودتون تنها باشید، می تونید افکارتون رو مرتب کنید و با حس و حال بهتری به سمت خانواده برگردید. می تونید لذتهای کوچیک یواشکی به خودتون بدید که لازم نیست در موردش به کسی توضیح بدید. تنها بودن در خانه هم مزایایی داره، اما تنها بودن در خیابون و پارک و مغازه هم خیلی خیلی حالتون رو بهتر می کنه. 

 

 

اطلاعات تکميلي

  • ثبت نظر جدید در این پست فعال است؟: خیر
خواندن 8634 دفعه

کاربر گرامی، برای ثبت پرسش یا نظر لطفا در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها  

+3 #167 eli 1393-10-18 15:28
نگارا ممنون برای این پستت عالی بودمن یه بار سر 4راه ماشینو خاموش کردم واز اون به بعد خیلی از اعتماد به نفسم برای رانندگی کم شداحساس میکنم دیگه هیچوقت نمیتونم یه راننده ی خوبی بشم. از اون روز به بعد دیگه تو شهر رانندگی نکردم:((( پاسخ : الی جان چه تجربه بدی!اما اصلا و ابدا بهانه قابل قبولی برای ادامه ندادن رانندگی نیست. مثل اینه که چون یکبار موقع مشق نوشتن نوک مداد رفته توی دستت دیگه مدرسه نری!دختر خوب حتما روش فکر کن و شروع کن یا اگر دیگه می ترسی یکی دو جلسه یادآوری برو کلاس رانندگی. راننده های خفن هم ممکنه ماشین رو خاموش کنند. اگر کسی بهت متلک گفته و توهین کرده بی شعوری خودش رو به نمایش گذاشته.رانندگی برطرف کننده یه نیازهای خاصیه که گاهی می تونه جون ما رو نجات بده.من هم اوایل که گواهینامه گرفته بودم خیلی می ترسیدم و بهضی موقعیت ها رو توی ذهنم تجسم می کردم آخه چه جوری مثلا میشه دنده عقب از سربالایی بالارفت و همزمان توی یه جا پارک کوچیک پارک دوبل کرد مثلا....اما بعد یک مسیر ثابت خونه به محل کار رو هر روز رفتم و رفتم و رفتم... یکهو به خودم اومدم دیدم دیگه نمی ترسم. مسیرهای آشنا و ثابت رو که تکرار کنی هم حس اطمینان بهت میده هم چند روز یک بار بالاخره یه نکته کوچیکی یاد می گیری.الان تو بگو با ماشینت معلق بزن از روی 3 تا ماشین بپر برو توی اون سوراخه پارک کن! اگر نکردم! :)))))
+3 #166 فاطمه 1393-10-18 15:21
نگارا جان پست رو نخونده دیدم بخش پرسش و پاسخ بازه سوالم رو پرسیدم .حالا اومدم گزارش بدم.توی دانشگاه فنی خوندم اما به خاطر مخالفت همسری با کار کردن .توی خونه خیاطی میکنم و از کارم راضیم.کلاس زبان نمیرم هرچند خیلی دوست دارم .استعداد خیلی خوبی توی زبان دارم.میزارم توی برنامه.گواهینامه هم دارم هر چند تا ناچار نباشم رانندگی نمیکنم.مطالعه میکنم اما سبک کتابهایی رو که شما گفتید رو کم الان یدونش رو از کتابخونه محل گرفتم واسه مطالعه.در مورد ادامه تحصیل دو دو تا چار تا کردم دیدم اگر قراره کلی پول بدم و بعدا نتونم کار کنم بیفایده است .تصمیم گرفتم توی کلاس های مرتبت با شغلم شرکت کنم و تخصصم رو بالا ببرم.تا تو کارم موفق تر باشماما تنهایی بیرون رفتن که فعلا فقط سه روز در هفته تنها باشگاه میرم.اما آرزومه تنهایی برم یکم واسه خودم بگردم.باید بگم پستت عالی بود.همسرم میگه اعتماد بنفس تو رو هیشکی نداره اماخودم میدونم که اینطوریام نیست .گاهی واقعا تظاهر میکنم اما در کل به نظر خودم خوبم(تو این یه ساله که با شما آشنا شدم خیلی پیشرفت کردم)هر جا هستی موفق باشی. پاسخ : عزیزم همه چیز بسیار عالیه. توصیه می کنم همون موقع برگشت از باشگاه یا موقع رفتن نیم ساعت سه ربع برای خودت پیاده روی کنی و از قبل هماهنگا کنی که کسی منتظرت نباشه. برای شروع زمان تنهایی خوبیه. حتما کلاس زبان رو شروع کن. باور کن شروع خوبی می شه برای خیلی تغییرات مثبت.
0 #165 مهشید 1393-10-18 15:20
سلام نگارای عزیز مرسی مطلبت واقعا به دردم خورد.یه سوال داشتم من یه هفته هست که روزی یه دونه مولتی دیلی می خورم اما نمیدونم چرا جوشهای قرمزی زدم.شما میدونید علتش چیه؟ پاسخ : مهشید جان بعید می دونم مرتبط باشه ولی بهتره با پزشک مشورت کنی.
0 #164 ممنونم :) 1393-10-18 14:54
پاسخ : عزیزم توضیحات مربوط به مشکلت رو خوندم. ممنون که با من درد دل کرده ای.ببین دو سطح از میزان کنترلگری همسرت و عدم اعتماد به نفس تو می تونه وجود داشته باشه که من از توضیحاتت متوجه نشدم در چه سطحی هستین. تو خودت فقط عمق قضیه رو خواهی دونست.سطح 1: اگر همسرت یک فرد منطقی هست و فقط زیادی کنترل کردن رو نشان دهنده علاقه و عشق می دونه و رابطه تون جوری خوب و صمیمی هست که می تونی حرف دلت رو بزنی، باید کم کم شروع کنی این الگو رو با حرف زدن و درد دل تغییر بدی. یعنی در لحظاتی که حالتون خوبه (تنها) کم کم مطرح کنی که دلت گرفته و هیچ چیزی نیاز نداری اما دوست داری گاهی بری بیرون یه چرخی بزنی. اگر گفت همه چیز مهیاست بگو فقط دلم می خواد هوا بخورم، کمی تنها باشم، این جوری شارژ می شم و به تو و بچه ها بهتر می رسم...حتما در این صورت و به خاطر عدم اعتماد به نفس و ترسی که در مغازه ها داری، دوست یا خواهر پرجرات تری از خودت رو پیشنهاد کن که همراهی ات کنه. بارهای اول تنها نرو. با دوستی برو که از رفتار اون بتونی الگو بگیری. اگر همسرت منطقی باشه با توضیحاتت و اینکه بعد از اینکه برگشتی سرحال و شاد خواهی بود اهمیت این بیرون رفتن های تنهایی رو درک می کنه. در این صورت کم کم شرایط بهتر میشه چون همزمان که باید اون رو قانع کنی، خودت هم باید مهارتهای معاشرتی خارج از خونه رو پیدا کنی. یادت باشه این حق توئه که بخوای بری بیرون. گرچه دعوا نداریم و با آرامش و محبت اون رو طلب می کنیم، اما ته دلمون یادمون باشه هیچ انسانی زندانبان یک انسان بی گناه دیگه نیست.سطح دوم: میزان کنترلگری همسرت بیمارگونه و غیر قابل تغییره. در این صورت اول خودت به مشاور مراجعه کن و بعد از چند جلسه ازت می خوان که همسرت رو هم ببری. من خانم دکتر ایزدیان رو پیشنهاد می کنم که روانپزشک (و نه روانشناس) و روانکاو و متخصص زوج درمانی هستند. 88881934-88781091اگر فکر می کنی همسرت حاضر نمیشه باهات بیاد به هر حال تنهایی برو. حتی در شرایط خاص مشاوره تلفنی هم انجام می دن.
+2 #163 روشن 1393-10-18 14:50
سلام عزیزمخسته نباشیمن تو ماه 9 بارداری ام و متاسفانه دیر به مطالب بارداری رسیدممیخواستم از تجربه خودم در این دوران بگم شاید به درد دوستان بخورهفرم صورت من بیضی کشیده است ولی با این حال موی کوتاه خیلیی بهم میاد البته قبلا که اینطور بود !!تو ماه 8 هم بخاطر اینکه میخواستم موهامو رنگ کنم و هم بخاطر اینکه بعد از زایمان ریزش مو میگیرم موهامو کوتاه کوتاه کردم و اینکار مساوی شد با چند روز افسردگی و گریه چون متاسفانه دست آرایشگرم اصلا خوب نبود و بهتره بگم اصلااا بلد نبود و فوق العاده موهامو بد زد : ((((((((ضمن اینکه به خاطر تغییر فرم بدنم دیگه مثل قبل موی کوتاه بهم نمیاد. البته من از اون دسته حامله هام که فقط شکم دارم و بقیه بخش هام عین قبل بارداریمه !!میخواستم به دوستای باردار توصیه کنم تو دوران بارداری موهاشونو کوتاه نکنن و کوتاهی رو به 2 تا 3 ماه بعد زایمان که اونموقع ریزش مو شروع میشه موکول کننواقعااا یه خانم باردار با موی بلند قشنگترهببخشید طولانی شدامیدوارم به درد کسی بخورهمجددا خسته نباشی پاسخ : ممنون عزیزم که تجربه خوبت رو در اختیار دوستان گذاشتی.من هم اضافه کنم موی کوتاه یا روشن چهره رو بیحال و چاق می کنه.بهتر در دوران بارداری موهامون رو تیره تر و بلند تر نگه داریم که با خستگی و بیحالی که طبیعتا برامون پیش میاد تعادل خوبی ایجاد کنه.
0 #162 فاطمه 1393-10-18 14:49
سلام نگارا جون .واقعا خسته نباشی.سوالم در مورد رنگ مو هست من سه سالی هست که مرتب موهام رو رنگ میکنم.تقریبا در این مدت عوارضی نداشته برای موهام.سوالم اینه 1-که میتونم همچنان به رنگ کردن موهام ادامه بدم ومشکلی برام پیش نمیاد.2-به نظرتون رنگ مو چجوری باکلاسه و چطوری بیکلاس . 3-اگر نخوام دیگه موهام رو رنگ کنم باید چیکار کنم .آخه چند دفعه سعی کردم رنگی بکنم که خیلی نزدیک به موهای خودم باشه که دیگه ریشه گیری نخواد .اما متاسفانه بعد از یک مدت رنگ تغییر میکنه و موهام دو رنگ میشه. خیلی دوستت دارم پاسخ : سلام فاطمه جان1. می تونی ادامه بدی به شرط اینکه همیشه از محصولات آبرسان و تقویتی استفاده کنی و همیشه حواست باشه موهات رو نسوزونی و چند ماه یکبار هم 2-3 سانت از سر موها بزنی.2. سوال خیلی خوبیه. رنگهایی با ته رنگ و تناژ زرد و نارنجی بی کلاس هستند و رنگهای با ته رنگ خاکستری (البته پیدا نیست ها اما توی اسمشون کلمه ash رو می بینی) که طبیعی تر هستند شیک تر. در ضمن رنگ مویی که از پوست آدم روشن تر بشه به نظر من بی کلاسه.3. برای این کار تا جایی که من می دونم باید رنگ خیلی تیره ای بذاری .
0 #161 بانو 1393-10-18 14:49
سلام عزیزم،درمورد اپلای اول باید سبک سنگین کنم مشاوره بگیرم ولی فعلا انگلیس،کانادا،سوییس،سوئد برای فوق ودکترام آمریکا مد نظره،درمورد رشته انتخاب نکردم هنوز فقط دارم خیلی خیلی تحقیق میکنم ومشاوره میگیرم،2اها راستی توشهر ما دوتا کلاس زبان هست یکی جهاد دانشگاهی،یکیم کانون زبان ایران!واقعا مرددم وشرایطم جوریکه اگه یکی رفتم دیگه نمیتونم عوضش کنم،میتونی بگی منظورت از روشهای جدید که موسسات تهران استفاده میکنن چیه ؟ ینی چ فاکتورهایی رورعایت کنم؟ اخه برای اپلای هم همونطوری که میدونی تافل یاایلتیس لازمه!اگه امکانش هست ی تحقیقکی بکن پاسخ : بانو جان من توصیه می کنم کانون رو نری و جهاد دانشگاهی رو بری چون در تهران لا اقل به این شکل هست رتبه بندی ها از نظر آموزش موثر. کانون با وجود معروف بودنش و سابقه زیادی که داره هنوز چسبیده به روشهای 40 سال پیش و هیچ تاکیدی روی مکالمه و استفاده واقعی از دانش زبان نداره.
0 #160 سپیدار بارانی 1393-10-18 14:14
نگارای عزیز و دوست داشتنی سلامامیدوارم سلامت و زیبا باشی و دلت آروم باشه...من اومدم بگم که برایِ لک های صورتم پیش پزشک رفتم... ایشون برام ضدآفتاب "بایو تاچ" "BIO-TACH" رو تجویز کردن... قیمتش یه مقدار بالاست و من فقط تونستم تویِ داروخانۀ "رامین" تهران- میدان فردوسی پیداش کنم. هم کرم سبکیه و هم ضد لکِ قوی.میخواستم نظرِ شما رو هم بدونم؟من یه کرم خیلییی عالی برایِ دست و ناخن استفاده میکنم که واقعا ازش راضی ام و دکتر به یکی از دوستام پیشنهاد کرده بود. کرم دست و ناخن "Kamil". امیدوارم اگه خواننده هات دوست دارن امتحان کنن و راضی باشنمرسی عزیزم بابتِ همۀ مهربونیاتمیبوسمت پاسخ : سپیدار جان من متاسفانه این کرم رو نمی شناسم اما چه دلیلی داره به تجویز دکترت اعتماد نکنی؟در مورد کرم دست هم ممنون. خودم به زودی امتحان می کنم.
0 #159 سوال درباره موی سر 1393-10-18 14:14
سلام. روز بخیر. یه سوال درباره موهای سر داشتم، ممنون می شم اگر جواب بدین. من ریشه موهام چربه، اما ساقه هاش و مخصوصا نوک موهام خشکه. آرایشگر بهم گفته بیش از 2 (الی 3 ) بار موهاتو تو هفته نشور که کم کم غدد چربی سرت فعالیتشون رو کم کنن. البته من هنوزم 3 الی 4 بار در هفته موهای سرمو میشورم و علت اصلیش هم اینه که ببخشید که میگم ولی بوی چربی موی سرم (مخصوصا کف سر) اذیتم می کنه. حتی اگر شب حمام برم، صبح اگر کسی سرم رو بو کنه (!!!) ، بوی چربی کمی حس میشه. سوالم اینه که آیا کرم یا اسپری خوشبو کننده بی ضرر برای مو هست که من در فواصل میان حمام ها گاهی ازشون استفاده کنم؟ و اینکه آیا استفاده از شامپو ضد شوره کمک می کنه؟ دقیقا نمیدونم شوره دارم یا نه، چون تو سرم چیزی نمیبینم. شنیدم قدیما مُشک به موهاشون می زدن. ممنون میشم راهنمایی کنین. پاسخ : عزیزم واقعا بیشتر از یک روز در میون نشور موها رو. شامپوی مخصوص موهات چرب به کف سرت بزن ولی از 10-15 سانت پایینتر از ریشه نرم کننده بزن.اگر دیدی موهات بین حموم ها بو گرفت یا چرب شد خیلی خیلی کم پودر بچه (با پراکندگی بریز) بزن به کف سرت.اسپری به مو نزن.عطر هم میشه زد اما اون بویی که تو می خوای رو نمی گیره.شامپوهای خوشبو تر با بوی موندگار تر مثل پن تین، سان سیلک، لورآل انتخاب کن.
0 #158 مانا 1393-10-18 13:55
سلام نگارای عزیزبه نظر تو واسه اولین جلسه که آشنایی هست چه بلوز و شلواری بپوشم که تا زیر باسن باشه مثلاً یا شلوارم گشاد باشهو اینکه واسه روز نامزدی یا همون بله برون چون هیچ جشنی نیست و فقط بزرگترا جمع میشن و نشون میارن اگه لطف کنی بگی اون روز چی بپوشم بهتره که هم پوشیده باشه هم زیبا باشهمن فکر میکنم کت و دامن یا پیراهن دانتل تا روی زانو خوبه ولی چون باید زیرش جوراب ضخیم بپوشم و دوس دارم که رنگ لباسم روشن باشه به نظرت بد نمیشه؟ بعد مشکل بعدیم اینه که اگه کفش پاشنه دار بپوشم از نامزدم بلندتر میشم :( کفش خوب دو سانتی ام ندیدم اصنمیدونم خیلی درهم برهم نوشتم ولی ذهنم خیلی آشفتست و استرس دارم واقعاًممنون میشم اگه کمکم کنی نگارای عزیزراستی همه ی مطالب و نظرات رو هم خوندم و از همون اولا همراهت بودم.. منظورم مطالب مربوط به خواستگاری و عروسی و نامزدی و اینجور چیزاستبعدش اینکه چه شالی سر کنم با لباسم؟ یه شال سبک رنگ روشن منظورمهآها راستی رنگ پوستمم سبزه ست صورتم کشیدست و چشم و ابرو و موهامم مشکی یا قهوه ای تیرست مرسی ازت .. امیدوارم بهترین هایی که میخوای همیشه واست اتفاق بیفته راستی من شاغلم به نظرت چن روز مرخصی بگیرم که پوستم استراحت کنه؟ببخشید اگه خیلی طولانی شد پاسخ : سلام مانا جانعزیزم سوالهای تو اگر بخوام بهشون دقیق بپردازم خودشون جایگاه یک مشاوره شخصی رو دارند. به شکل کلی یکی اینکه وقت کن لباسی که می پوشی طرحدار باشه و رنگ روشن باشه که موزیت خیلی پیدا نشه. کفش رو خوب نباید پاشنه دار بگیری یه کفش عروسکی ساده و خوشگل بپوش. در مورد شال قبلا توضیح داده ام توی پست خواستگاری و خونده ای.این چند تا ایده بلوز و شلوارhttps://s-media-cache-ak0.pinimg.com/236x/9d/ 4f/f9/9d4ff9b2fa60c498bde26a58c0148075.jpghttp://f ashionistatrends.com/wp-content/uploads/2013/05/su mmer-outfits-84.jpghttp://media.onsugar.com/files/ 2011/03/10/4/192/1922564/42d0ee0c71d29f20_trend-al ert.preview.jpghttps://s-media-cache-ak0.pinimg.co m/236x/bc/eb/28/bceb282dc52f85ab765e227b1f6eeeba.j pgدر ضمن اگر پیراهن دانتل مثلا تا زیر زانو بپوشی فکر کنم دیگه جورابه زیاد تو چشم نزنه.2-3 روز مرخصی وخواب کافی و آب خوردن زیاد.
+1 #157 سمیرا(حبه قند) 1393-10-18 13:49
سلام نگارای عزیزممنون از مطلب خیلی خوب و کاربردی که گذاشتی. من خودم 4 ماه از ازدواجم میگذره و کارشناسی ارشد دارم با اینکه شاغل هستم و تو کارم هم موفقم چند وقت بود احساس افسردگی داشتم که یکی دوهفته پیش شروع کردم تو دوره های مختلف کسب و کار ثبت نام کردن. حالا بی صبرانه منتظر شروع کلاسهام هستم و روحیه تازه ای گرفتم و مثل قبل تر شده ام. بازهم ممنون از وقت و انرژی مثبتی که میذاری پاسخ : سلام عزیزمبسیار هم عالیه. اینها تنها نکات تعیین کننده اعتماد به نفس نیستند اما قدمهای خوبی هستند در این راه. فکر کن اگر نداشتی شون چقدر حست متفاوت بود.در ضمن اعتماد به نفس مساوی با حس شادی در تقابل با افسردگی نیست.
0 #156 طلا 1393-10-18 13:37
سلام نگارا جانخیلی ممنون ازپست خیلی خوبتی سوال دارممن ی گلابی خیلی گلابی ام
0 #155 ستاره 1393-10-18 13:28
سلام نگارا جانیه مدته وبلاگتو میخونم دستت درد نکنه خیلی وبلاگ خوبی داری! چندتا سوال داشتم ممنون میشم جواب بدییکی اینکه من یه شلوار تقریبا کتون دارم که کمی دمپا گشاده! میتونم اینو با نیم بوت (پاشنه تخت) بپوشم (جوری که زیر شلوار باشه کفش) ! از روی شلوار مشخص نیس زیاد! (توی مطالب گذشتت و کامنت ها هم گشتم نتونسم جوابمو پیدا کنم مرسی) دیگه هم اینکهمن موهامو بیرون نمیزارم کلا ولی بعضی موقع ها میان بیرون و مشخص میشن (موهای جلوی سرم همش میچسبن به کفِ سرم و اصلا منظره ی قشنگی ندارن عین شلخته ها میشم وقتی معلوم میشن! اعصابمم خورد میشه که هی حواسم باشه بکنمشون تو! :( ) چیکار کنم که وقتی شال میزارم روشون اینجوری تخت نشن ؟ممنووووووووووووون پاسخ : سلامبله خیلی هم خوب میشهراهی نداره که تختشون نکنی چون حجابت پوشیده است اونها تخت می شن و اگر پف کنن هم زشت می شن. مرتب تختشون کن.اول زیر شال موهات رو مرتب کن. مثلا یک فرق کج یا فرق وسط مرتب درست کن و با شونه (نه برس) حسابی تختش کن و پشت موهات رو ببند بعد شالت رو روش ببند که اگر احیانا رفت عقب، موهای اون زیر مرتب باشه.
+1 #154 مهسا 1393-10-18 13:23
یه نکته ای بگم من لاغرم صاف هم وایمیستم استخونای قوز معلوم میشه چکارک نم نگارا جون خوب میشممممممم :((
+1 #153 مهسا 1393-10-18 13:22
سلام نگارای عزیز.خسته نباشی.نگارا مسله ای منو ناراحت کرده اعتمادبه نفسمو اورده پایین اینه که من قوز دارمو نمیدونم چکار کنم تصمیم دارم برم ورزش باورزش خوب میشه؟خیلی ناراحتم خیلی :(((((( پاسخ : سلام مهسا جانبهت توصیه می کنم اگر قوزت در حد معمولیه بری سراغ ورزش یوگا که برای از بین بردن قوز عالیه و اگر شدیده با کمک پزشک ارتوپد و فیزیوتراپی حلش کنی. اصلا غصه نداره و چند جور راه حل داره. فقط قدم اول رو بردار به جای اینکه بشینی غصه بخوری.
+1 #152 درناز 1393-10-18 13:15
سلام نگارا جووونواقعا از اینکه مثل یک استاد بسیار مهربووون تمام این نکات و جزئیات زیبایی رو به ما یاد میدید، بینهایــــــــــت ازتون ممنونم عزیزم یه سوال : عکس دور چشمم رو گذاشتم ..26 سالمه، پارسال دکترم کرم دور چشم فیس داکس رو به من معرفی کردند ولی من تغییر خاصی احساس نکردم و زیاد راضی نبودم ..حالا میخواستم مارک لورآل رو امتحان کنم، با توجه به عکسم و اینکه شما چندبار تو کامنتا گفتید که ریوایتالیفت جمع کننده پف و سفت کننده پوسته و برای پف بالای پلک یا زیر پلک مناسبه ..... 1- آیا مناسب مــن هست ؟؟؟ 2- اگه نه شما چه مارکی رو پیشنهاد میکنید ؟؟3 - واقعا ممنونم نگارا جووون پاسخ : درناز جان ببین قبل از استفاده از هر محصولی باید انتظاراتت رو از اون محصول به واقعیت نزدیک کنی. خیلی از خوانندگان ما فکر می کنند اثر مثبت یک کرم یعنی مثلا کلا چروکها یا پفرو از بین ببره. اصلا چنین محصولی وجود نداره. اگر بود، فکر می کنی افراد خیلی معروف و مشهور و ثروتمند پیر می شدند؟اثر یک دور چشم خوب یعنی سرعت ایجاد پف و چروک و.. رو کند کنه. یه مقدار هم قبلی ها رو تعدیل کنه که خیلی راحت دیده نشند. محصولی وجود نداره که چشمهای تو رو برگردونه به حالتی که مثلا در 18 سالگی بود.با این اوصاف شاید از لورآل هم راضی نشی ولی اصولا کرم خوبیه و روی چشم تو هم می تونه تاثیر خوبی داشته باشه. اما اگر فکر می کنی پف و چروک دور چشم رو غیب می کنه، نه نمی کنه.
+1 #151 new idea 1393-10-18 12:57
سلام و خسته نباشی ، به نظر شما عمل ترمیم بینی درسته ؟ شما می تونین یه پزشک خیلی خوب تو این زمینه معرفی کنین ؟ بینی من بعد عمل ضایع نیست ولی زیبا هم نیست با اینکه می شد خیلی بهتر از این باشه،حتی با اینکه یه پزشک معروف عمل رو انجام داده ، نمی دونم باید چیکار کنم . فکر میکنم قبل عمل بهتر بودم .کلا اعتماد به نفس و عزت نفسم پایینه و مدام احساس میکنم دیگران زیباتر ، خوش لباس تر ، و خوشتیپ تر و خوش رفتار تر هستن ، چجوری این احساس بد رو میشه نابود کرد ؟ پاسخ : سلام عزیزمبستگی داره. اگر نتیجه عمل خیلی فاجعه باشه، لازمه. اگر دیگران می گن خوبه اما خودت وسواس داری، به احتمال زیاد بعد از انجامش بازهم راضی نخواهی بود.من فقط پزشک خودم رو سراغ دارم که من ازش راضی ام و بارها هم اسم و شماره اش رو گذاشته ام. اما نمی دونم کارکردن روی نتیجه کار دیگران چی از آب در میاد. باید خودت درباره اش تحقیق کنی.ببین واقعا نکته کلیدی رو خودت گفته ای. اعتماد به نفس پایین مایه عذابه. از مشاور خبره کمک بگیر.
+1 #150 ساره 1393-10-18 12:17
سلام نگارا جانالان که دیدم بخش نظرات بازه کلی ذوق کردم ولی هرچی فکر کردم سوالی به ذهنم نرسید که بپرسم.فقط از ته ته دل ازت تشکر می کنم بابت وقتی که میذاری و لطفی که به خواننده هات داری. پاسخ :
+2 #149 پریسا 1393-10-18 12:12
صبحت بخیر و سلامبا تمام احترامی که برات قایلم و تشکر از مطالب ولی نگارا، اینکه بیایبم و قاعده برای ازدواج قرار بدیم الان تو شرایط فعلی کشور و وضعیت زندگي مردم صحیح نیست میدونی که ازدواج سخت شده و علل مختلف باعث شده که خیلیا علی رغم خواستشون نتونن ازدواج کنن و چون خواننده هات خیلی قبولت دارن این نظر تو باعث میشه که دختران که این تجربه رو نداشتن افسرده و مضطرب بشن. نگارای عزیزم تو و خواهرت شرایط زندگیتون طوری بوده که خدا رو شکر رو روال طبیعیش بوده و تو زمان مناسب و وقتی خودتون میخواستید ازدواج کردید ولی خیلیا خیلیا براشون این شرایط مهیا نیست. بنظرم در این مورد نباید قاعده خاصی گذاشت. دخترا از زندگیتون لذت ببرید اگه مورد خوب ازدواج پیش اومد که چه بهتر و خدا رو شکر ولی اگه نشد مهم نیست از مجردی باشکوه لذت ببرید.تنور دلتون گرم پاسخ : پریسا جان متوجهم و حق داری. من چند بار تکرار کردم این نظر منه و اصلا هیچ قاعده و قانونی نیست و من هم نه متخصص علوم اجتماعی هستم نه روانشناس و امثال اون. این یه ترجیح و حسیه که من دارم بر اساس دیده ها و شنیده ها و مطالعات خودم. همون طور که رنگ صورتی رو دوست دارم و اگر کسی بپرسه نگارا چه رنگی از همه رنگها قشنگ تره و به دخترها پیشنهاد می کنی، می گم صورتی. نمی تونم نظرم رو نگم یا تغییر بدم. اما نقطه نظر تو رو هم صحیح و محترم می دونم. (راستی من با جمله آخرت بسیار موافقم و در اظهار نظرم درباره سن ازدواج بیشتر روی جنبه حداقلش تاکید دارم که خیلی زود نباشه، عدد دوم حداکثر نیست یعنی وقتی می گم مثلا 25-28 سال منظورم این نیست فقط 25 تا 28 ساله ها ازدواج کنند و بعدش دیره. شاید منظورم رو بد بیان کرده ام. منظورم یه رنج بین این دو سن برای حداقل سن ازدواج بود) بیشتر منظورم اینه که بگم زود ازدواج نکنید.
+3 #148 melisa 1393-10-18 11:15
مهم ترین بخش حرفام : باید بگم که من نود درصد اوقاتم تو تنهائی می گذره چه تو خونه ؛ چه بیرون رفتنم ؛ خرید و ورزش و .... باید بگم تو تنهائی احساس ایمنیم خیلی بالاست اما باشگاه که میرم و مردم رو میبینم چقدر اجتماعی و بگو بخندن و من نمیتونم مثل اونها باشم ( بخاطر تنها موندن زیاد ) خیلیم تلاش میکنم اجتماعی باشم اما نمیشه تا جائیکه علیرغم روحیه خوبی که از ورزش میگیرم دوس دارم بذارمش کنار! چون واقعا اذیت میشم ازینکه نمیتونم ارتباط برقرار کنم با دیگران . یادمه یبار به یه دختری درمورد رفتار تو باشگاه توصیه کرده بودی اکثر شخصیت های محبوب تو باشگاه ها آدمای پاک و متین و موقر نیستن و ما بهتره قاطی اونها نشیم . باید بگم حرفت دقییییییقا درسته اما دقت کنی همون آدما باحالن اکثرا و جمعو شاد و فان میکنن و اون محبوبیتی که من میخوام و اونا دارن نه امثال من کم حرف و مودب و خیلی مهربونا . چه کنم نگارا؟ دارم از ورزش زده میشم دیگه چون تمام راه تا خونه رو دپرسم پیش مشاورم رفتم حرفای خاصی نمیزنن پاسخ : ملیسا جاناین یک انتخابه. باید ببینی برات محبوبیت و اجتماعی بودن ارزشش بیشتره یا پایبندی به ارزشهای خودت. من هم معمولا توی باشگاه تنها می مونم چون نمی تونم و دوست ندارم با اون آدمها معاشرت کنم. گاهی یه معاشرت سطحی می تونه خیلی مخرب باشه. شاید تو با معاشرت با اونها بتونی حس اجتماعی بودنت رو پاسخ بدی اما کم کم ارزشهای اخلاقی ات افت کنه... این یه انتخاب شخصیه.به نظر من یه جایی که می تونه تمرین معاشرتهای اجتماعی باشه همین دوستی های آنلاینه. به انجمن های ویژه زنان که در زمینه های مختلف وجود داره سر بزن. اونجا می تونی پایه دوستیهایی رو بریزی که در محیط امن و کنترل شده ای هستند و کم کم مهارت تو رو در دوستی و رفتار اجتماعی در دنیای غیر مجازی هم افزایش می دن.