چی نپوشیم؟
جمعه, 13 آذر 1394 ساعت 01:15

چه جوری با یک جدایی عاطفی کنار بیام؟ قسمت دوم

این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)

خوب، در مطلب قبلی درباره گذروندن یک هفته اول بعد از جدایی با هم حرف زدیم. بعدش چیکار کنیم؟ امروز درباره خروج از تونل تاریک جدایی براتون صحیت می کنم.

 

هفته دوم:

حواستون رو خوب جمع کنین. به هر قیمتی شده با مخاطب خاصتون تماس نگیرین.

 

توی این هفته یک ماموریت بزرگ دارین. اون هم اینه که یک لیست بلند و بالا از خصوصیات، خصلت ها، صفت ها و عادت های خوب خودتون تهیه کنین. وظیفه دارین روزی 10 مورد به این لیست اضافه کنین. از جزیی ترین چیزها مثل اینکه ناخن انگشت کوچیکه پام از همه دوستام خوشگل تره، تا بزرگ ترین موارد مثل اینکه واقعا وفادار هستم. به خودتون یادآوری کنین که شما یه آدم دوست داشتنی با ارزش هستین. یه دختر زیبا با کلی صفت های خوب خواستنی هستین و به زودی روزی میاد که یک شخص «لایق»، با تمام وجود عاشق شما می شه و شما عاشق اون می شین.

 

برنامه های آخر هفته رو با دوستاتون ادامه بدین. مشغولیت های تو خونه، مطالعه ها، کار خونه کردن ها، سرگرمی های جسمی و ذهنی، ورزش، رقص، هر چیزی که سرتون رو گرم می کنه. لحظه ای بیکار نمونین. سالها پیش پسری دل دوست صمیمی من رو شکست. متاسفانه دوستم همون موقع در حال مهاجرت از ایران بود و به معنای واقعی کلمه بعد از این جدایی تنهای تنهای تنها شده بود و از من هم کاری به جز چند دقیقه مکالمه در روز و ایمیل بر نمی اومد. اون هم اونجا هنوز نه کار داشت، نه درس داشت و نه چیزی که وقتش رو پر کنه. رفت باشگاه ثبت نام کرد و سه ماهه چنان شکم سیکس پکی برای خودش ساخت که من باورم نمی شد. دوستم بعد از سه ماه که هفته ای چند روز رفت باشگاه و به شدت انرژی های منفی رو خالی کرد و خودش رو حسسسابی خوش هیکل تر از قبل کرد، یکهو دید حال روحی اش هم بهتره. دید انگار اون پسره داره تبدیل می شه به یک خاطره. بله، باز هم هر از گاهی دلش می گرفت، اما دیگه دردناک ترین دوره رو به مفیدترین شکل پشت سر گذاشته بود. بگذارید آخر داستان رو هم بگم. دوست خوبم الان با یک پسر خوب یک ازدواج عاشقانه کرده و اوایل تابستون امسال هم مادر یک دختر کوچولوی خیلی خوشگل شد. می شه، میاد اون روز، می گذره این دوران. حق شما بیشتر از اون شخص قدر نشناسه.

 

این هفته حسابی به خودتون برسین. هر روز یک جایزه کوچیک برای خودتون در نظر بگیرین که اگر با حال خوب 90% روز رو گذروندین به خودتون بدین. یه مانیکور، پدیکور، شکلات، لاک، رژ، سونا، استخر، هر چی که حالتون رو خوب می کنه. یه کمی به خودتون حال بدین. دارین دوره سختی از زندگی تون رو می گذرونین. حقتونه یه کمی بیشتر از معمول به خودتون برسین.

 

حالا که وقت بیشتری دارین، مطالب چی نپوشیم رو دقیق تر مطالعه کنین (بله، دوست دارم این وسط یه عادت خوب رو هم جا بندازم!) اون دفتر یادداشتتون رو بیارین کامل کنین. لیست خریدهاتون رو کامل کنین و از وقت اضافه ای که دارین استفاده کنین و خریدهای خوب و به جا بکنین برای خودتون.

 

آخر این هفته به خودتون یه جایزه گرون بدین. مثلا یک جفت کفش یا بوت خوب.

 

6

 

هفته سوم و چهارم

 

برای بار چندم تاکید می کنم. هر جور شده از هر نوع تماس با مخاطب سابقتون خودداری کنین. الان شما نصف دوره دردناک و سیاه قضیه رو گذروندین. خواهش می کنم خودتون رو با یک تماس یا مسج برنگردونین سر خونه اول.

 

تاکید می کنم که تماس فقط به معنای فرستادن مسج یا زنگ نیست. اگر تمام مدت فی*س ب*و*ک یا اینستاگرام اون شخص رو زیر نظر داشته باشین هم تماس محسوب می شه. خودتون رو در بی خبری نگه دارین. اجازه ندین خبری از اون شخص به شکلی بهتون برسه وگرنه هرچی رشته این، پنبه می شه. خوب؟

 

این دوهفته زمانیه که باید زندگی تون رو برگردونین به شرایطی که قبل از حضور اون شخص داشتین. باید کم کم برای زندگی شاد و هدفمند یک آدم «فعلا مجرد» برنامه ریزی کنین. فعلا که کسی تو زندگی تون نیست و وقتتون آزاده و تعهدی به کسی ندارین، یه کمی برین سراغ کارهایی که یک عمره می خواستین انجام بدین و فرصت نبود. الان وقتشه که یه کمی برنامه های طولانی مدت تری برای خودتون جور کنین. کلاس زبان می خواستین برین؟ منتظر فرصت بودین که کلاس رانندگی برین؟ برای رژیم گرفتن و کم کردن وزنتون منتظر یه زمان مناسب بودین؟ مدتیه دلتون می خواست یه سفر خوب برین؟ هر هنر، ورزش، حرفه و برنامه طولانی مدتی که دلتون می خواد رو شروع کنین و توی برنامه تون بگنجونین.

 

الان وقتشه یه کمی به برنامه های طولانی مدت زندگی تون فکر کنین. قصد ادامه تحصیل دارین؟ قصد مهاجرت به شهر یا کشور دیگه ای دارین؟ می خواین مستقل شین و دنبال کار بگردین؟ هیچ کس و هیچ چیز نمی تونه جلوتون رو بگیره. بعد از مدتها مسئولیت و تعهدی نسبت به کسی ندارید! خیلی هم عالی! پس قدم اول رو برای اون برنامه طولانی مدت بردارین.

 

 7

 

یک ماه شد!

 

یک ماه شد؟ واقعا گذشت؟ بله، تبریک می گم بعد از یک ماه شما دوره دردناک و سیاه جدایی رو پشت سر گذاشته اید. درسته که در مورد رابطه های خیلی جدی و خیلی طولانی مدت، هنوز کلی از راه سخت مونده و مدتها طول می کشه تا درد قلبتون التیام پیدا کنه، اما قسمت خیلی خیلی بدش گذشته و شکر خدا شما سربلند، سالم و قوی تر از گذشته از توی اون تونل بیرون اومده اید. یه روزی به زودی با اون شخصی آشنا می شین که واقعا واقعا لیاقت داشتن شما رو داره و قلبش رو به شما می ده و شما قلبتون رو بهش می دین. قول می دم که شما هم مثل دوست من روزی می رسه که باورتون نمی شه برای یک آدم بی لیاقت این همه درد و رنج کشیده اید. البته طبیعیه ها... جای سرزنش هم نداره. دل آدم منطق سرش نمی شه. ولی بهتون قول می دم که یه روزی میاد که این جدایی که امروز انقدر براتون دردناکه، تبدیل می شه به یه خاطره محو از یه پیچ کوچیک توی جاده زندگی تون که شما رو به خوشبختی نزدیک تر هم کرده و از بیراهه برگردونده.

 

 8



یادتون باشه:

 

توی این تونل ممکنه بارها و بارها احساس تنهایی کنین. طبیعیه. بارها احساس بی پناهی و درماندگی بیاد سراغتون. طبیعیه. بارها احساس کنین که این تونل اصلا ته نداره، نکنه که غاره... نه! تونله! همه کسانی که توی این تونل تاریک رها شده اند براتون قسم می خورند که تونله، آخرش بازه، آخرش روشنه، آخرش اکسیژن و نور و امید هست. اما راه عبور از این تونل فقط به جلوئه. با درجا زدن، با برگشتن به عقب، با یک گوشه نشستن شما از این تونل عبور نخواهید کرد. پس پاشین! هرچقدر افتان و خیزان و لرزان و ترسان راه برین مهم نیست. اما به خودتون و به من قول بدین که هر روز چند قدم به جلو بر می دارین و خودتون رو به انتهای تونل نزدیک می کنین. قول؟

 

 

چند تا نکته مهم:

  • مراحل گذشتن از جدایی عاطفی به گفته خیلی از متخصصان بسیار شبیه به مراحل سوگ بعد از مرگ یک شخص عزیزه. شما ممکنه بارها بین این مراحلی که می گم عقب و جلو برین، اما بالاخره یک بار از مرحله آخر میاین بیرون و حالتون بهتر می شه.

 

1. شوک : چرا؟ آخه چرا؟؟؟ چه جوری تونست؟ چه جوری دلش اومد دلم رو بشکنه؟ چه طور دلش اومد خیانت کنه؟ مگه ما با هم قرار نداشتیم؟ مگه من چیکار کرده بودم؟ چرا من؟ من که آدم خوبیم؟ من که اون همه براش مایه گذاشتم؟ من که اون همه دوستش داشتم؟ من که به خاطر اون از همه چی گذشتم؟

 

2. انکار و ناباوری: نه امکان نداره، حتما اشتباه شده. حتما یکی از دوستاش زیر پاش نشسته. اون اصلا همچین آدمی نیست. نکنه خانواده اش توی گوشش خونده اند؟ نکنه یه دختری خامش کرده؟ امکان نداره اون خودش اینجوری به عشقمون خیانت کنه...

 

3. خشم و عصبانیت: احمق بی شعور خیال کرده کیه؟! من رو تنها می ذاری؟ من که خودم صد تا پسر مثل تو رو دور یه انگشتم می چرخونم؟ من که عمرا هرگز به هیچ کس رو نمی دم؟ خاک بر سرت! خاک بر سر اون دختره! بدبخت، تو لیاقت منو داری؟؟!! اصلا لیاقتت همونه. برو با اون دختره ی.....!

 

4. چک و چانه زدن: اگه بهش زنگ بزنم ببینم اونم پشیمون شده چی؟ اگه لاغر بشم منو می خواد؟ اگه ازش بخوام یه فرصت دیگه به عشقمون بده چی؟ اگه فقط زنگ بزنم حالشو بپرسم چی؟ یعنی نمی شه ما فقط با هم دوست معمولی بمونیم؟

 

5. پذیرش: بسیار خوب، ما مال هم نبودیم. رابطه مون اشتباه بود و تموم شد. دیگه باید فراموشش کنم و برم سراغ بقیه زندگی ام.

 

9 

 

  • بعضی ها می گن به اندازه نصف طول مدتی که با هم بودید، طول می کشه تا حال شما خوب شه و آماده ورود نفر بعدی به زندگی تون بشین. بعضی وقتها این درسته و بعضی وقت ها نه. توصیه های مختلفی در این زمینه وجود داره. مهم اینه که شما حتما آگاهی تون رو به 5 مرحله ای که بالاتر گفتم حفظ کنین و هر وقت واقعا و واقعا به صورت باثبات و طولانی مدت روی مرحله 5 موندین، اون وقت یک شخص جدید رو وارد زندگی تون بکنین.

 

  • من اگر بخوام تخمین بزنم می گم برای رابطه های چند ماهه 3 تا 6 ماه و برای رابطه های چند ساله اقلا یک سال قبل از ورود نفر بعدی به زندگی تون صبر کنین. از اون دخترها نباشین که همین طور آدم به زندگی شون وارد می شه و از اون طرف خارج می شه. یک دختر چی نپوشیمی همچین دختری نیست. یک دختر چی نپوشیمی به شکل حساب شده و عاقلانه، وقتی حال خودش کاملا خوب شد، فرد مناسب و محترمی رو با احتیاط وارد زندگی اش می کنه. از دوره تونل تاریکی تون برای بررسی روابط دیگران، کارهای خوب یا اشتباهاتشون کمک بگیرین. یه مدت فقط نظاره گر روابط دیگران باشین. هی پشت سرهم یک نوع آدم نالایق رو وارد زندگی تون نکنین، باید به روح و قلبتون فرصت بدین که بیشتر با خودتون آشنا شین و بیشتر خودتون رو آموزش بدین. گاهی به کمک یک مشاور یا روانشناس خوب نیاز هست. گاهی خودتون هم می تونین. ازتون می خوام که حتما یادتون باشه در قلبتون رو راحت باز نکنین. به خودتون اجازه بهبودی بدین. این خیلی در موفقیت روابط آینده تون موثره.

 

10

 

 

 

 

اطلاعات تکميلي

  • ثبت نظر جدید در این پست فعال است؟: خیر
خواندن 8371 دفعه

کاربر گرامی، برای ثبت پرسش یا نظر لطفا در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها  

+7 #42 Melika 1394-09-21 11:39
نگارا جان شما دقیقا مثل یه روانشناس ماهر و فهمیده راهنماییمون میکنین ؛ میدونین همه اینجور مواقع میگن بش فکر نکن ، عکساشو نگا نکن ، انقد گریه نکن ،... همه میگن چیکار نکن ! هیشکی نمیگه چیکار کن ! البته نمیشه توقعیم داشت ولی خیلی خوبه آدم به قول شما تو این شرایط این تونل تاریکو با آگاهی رد کنه بره .
فقط یه توصیه ، ما ممکنه دوستای زیادی داشته باشیم اما خوبه دوست صمیمیِ خیلی صمیمی فقط یکی دوتا داشته باشیم که جزئیات رابطمونو فقط اونا بدونن که وقتی آخر هفته با دوستامون رفتیم بیرون تا دیدنمون همه نپرسن راستی از اون پسره چه خبر ، با اون پسره به کجا رسیدی و . . .
در آخر ممنونم به فکرمون هستی استاد گلم 3>
#14981 Negara 2015-12-12 20:21:52
عزیزم ممنون از محبتت.
با حرف آخرت موافقم البته اگر هم افراد زیادی اطلاع داشتن و سراغ گرفتن، جدایی عاطفی یک نکته ننگ آور نیست. خیلی راحت اگر کسی ازت پرسید مثلا از امیر چه خبر؟ شوخی بگو امیر کیه... امیر تموم شد رفت. اگر هم اصرار کردن که چی شد بگو فعلا ترجیح می دم راجع بهش حرف نزنم. بعدا یه روز برات تعریف می کنم.
هیچ اشکالی نداره کسی بفهمه حالت بده یا نمی خوای درباره اش حرف بزنی. هر دختری ادعا کنه هیچ جور درد قلبی رو تا حالا تجربه نکرده فکر نکنم با خودش روراست باشه.

+6 #41 Niloufar 1394-09-21 00:11
خداوند به شما يك عمر طولانى همراه با خوشبختى بده براى اين پست! من روزى ده دفعه دارم با خودم تكرار ميكنم: به هيچ قيمتى تماس نگير!
البته آدم از سنگ ساخته نشده و گاهى مشكله كه واتس آپ طرفو نبينيم كه انلاينه يا نه! ولى در كل اينكه طرف نفهمه، و تماس نگيريم خيلى مهمه! من فعلا در بين مرحله سه و چهار هستم! ولى نگارا جون، مراحل منت كشى طرف رو كه سر راهمون سبز ميشه رو چه كنيم؟ من تا بحال دو بار كوتاه اومدم به اميد اينكه روابط عادى و در حد دوستانه بشه چون همكار هستيم، و هر بار دوباره همون شده!
#14980 Negara 2015-12-12 20:19:28
ممنون عزیزم. کاش بلاکش کنی. از دیدن استاتوس آنلاین یا آفلاینش به جز اینکه هی برات یه راهی می شه که به خودت یادآوری کنی که اون بوده ولی الان دیگه نیست چی گیرت میاد؟
به نظرم فقط باید بهش بگی باشه بعدا. بگو من فعلا احتیاج دارم یه مدت ازت دور باشم. هر وقت حس کردم می شه که با هم وارد یک دوستی معمولی بشیم بهت می گم. (البته اون وقت نمیاد هیچ وقت ولی اینجوری یه مدت زمان می گذره و اون هم شاید آروم شه)

+3 #40 نون.میم 1394-09-20 15:04
سلام بهترین ... مهربونترین... با سخاوت ترین. پیشاپیش منو بابت جسارتم ببخش میدونم که دوس داری ب قول خودت سایت رو تا جایی ک میتونی خودت اداره کنی و مثل بچه برات عزیزه این سایت.
نگارا جان من دو تا مطلب مفصل راجع به اینکه ((چطور در خوابگاه زندگی کنیم)) و (( چگونه درست و اصولی وزن اضافه کنیم )) دارم.. دوتا مطلبی ک خودم توش خیلی بالا پایین داشتم و مطالعه فراوون
اگه ی وقت تصمیم گرفتی نویسنده همکار داشته باشی تو سایتت خوشحال میشم در خدمتت باشم...بازهم منو ببخش
#14979 Negara 2015-12-12 20:17:34
عزیزم اگر تمایل به همکاری به عنوان نویسنده مهمان افتخاری داری مثل دوستان دیگه مطالبت رو برام ایمیل کن تا بهت بگم شرایط انتشار در سایت رو داره یا نه. دوستان دیگه که علاقه مند هستند هم همین طور. ممنون.

ازت خیلی خیلی ممنونم.

+2 #39 نون مثل نگارا 1394-09-20 14:05
نگارای عزیزم دیشب خوابتودیدم
یه خانوم سفیدوقدبلندبودی وخیلی متین ومهربون
اومده بودی تودانشگاهمون
بااینکه ندیدمت ولی حس میکنم چهره واقعیت بود:دی
باورت میشه ؟ انقدر توزندگیم پررنگی که حتی خوابتومیبینم.خیلی دوستت دارم مهربون بانوی من:*
ببخشیدکه کامنتم بی ربطه.آخه طاقت نیاوردم نگم:دی
#14978 Negara 2015-12-12 20:14:37
عزیز دلم ممنون از محبت همیشگی ات. :*
امیدوارم روزی از نزدیک ببینمت.
دل به دل راه داره :*

0 #38 Aramis 1394-09-18 23:26
سلام نگارای عزیزم.21 سالمه.
چندماه پیش با آقایی آشنا شدم.که اولین بار بود به خودم این اجازه رو داده بودم.
از یه ابعادی با هم شباهت داشتیم مثل رشته و استعداد طراحی و... .ولی از این نظر که از زندگی چی میخولیم باهم فرق داشتیم.من کمی بلند پرواز م اما اون یه زندگی متوسط و معمولی برایش کافی بود.شاید علتش سطح مالی متفاوتمون بود.به خاطر اختلافاتی که داشتیم بعد از چندماه جدا شدیم.البته جدایی خواسته من بود.
با این که 5-6 ماه میگذره اما اون هنوزم عاشقمه.ادعا میکنه که هیچوقت هیچکسی اندازه اون نمیتونه دوسم داشته باشه.
این حرفش یه جورایی میترسونتم.میگم اگه ازدواج کنم با کسی که عاشقم نباشه....تمایلی به برگشت به این رابطه ندارم فقط این حرفش ...
نگارا جون مثل یه خواهر بزرگتر راهنماییم میکنی؟
#14977 Negara 2015-12-12 20:13:37
این طور نیست. اگر احساسات و منطقت به تو حکم کرده که این شخص برای تو مناسب نیست یا راه زندگی تون جداست، خوب کاری کردی اومدی بیرون از اون رابطه. الان اونه که باید با استفاده از این توصیه ها حال خودش رو بهتر کنه. عشق به کسی که آدم رو نمی خواد باعث می شه آدم حرفهای نامقعولی مثل این بزنه که هیچ کس به اندازه من دوستت نخواهد داشت. شاید نفر بعدی تو رو به شکل دیگه ای دوست داشته باشه، اما مهمه که تو هم کاملا و بی شک عاشق اون باشی. هر قدر یک طرف داستان عمیق توی عشق باشه و اون یکی نباشه، جور عشق دو نفر رو نمی کشه. مهم حس توئه.

+6 #37 مریم 1394-09-17 13:42
سلام. منم خواستم تجربمو بگم.10 ماه میشه که من قبول کردم رابطه ای که داشتم تمام شده البته سال 92 این رابطه تموم شد اما کم و بیش ادامه میدادیم...فکر میکنم هر کسی نقطه ضعفی داره و نقطه ضعف من همراه کسی بوده بدون در نظر گرفتن عواقبش برای خودمه.فکر میکنیم خیلی قوی هستیم و فقط داریم به طرف کمک میکنیم اما تا طرف از کمکهای ما سرپا شد میزاره میره و انگار خودت دچاره سوتفاهم شدی و هیچ علاقه ای هم نبوده.وقتی رفت با همه احساس تحقیر شدن و احمق فرض شدن امید داشتم برگرده آرزوها واون زندگی که با هم قرار بود بسازیمو اون مسافرتها و جاهایی که قرار بود با هم بیرمو فراموش نکنه.اما انگار همیشه منطق آقایون به احساساتشون چیره میشه...بعد از اون انگار بی حس شدم انگار بی آرزو شدم...الان فقط زندگی میکنم کتاب می خونم و کار میکنم...تنهام خیلی...اما نمیخوام کسی بیاد تو زندگیم و ناراحتش کنم الان آمادگی پذیرش کسیرو ندارم...فقط خستم فقط میخوام فعلا جاده زندگیرو تنها برم.ببخشید طولانی شد.مرسی از مطلبت.
#14976 Negara 2015-12-12 20:11:04
عزیزم حق داری. ضربه بزرگی خورده ای که حق داری تا مدت معقولی واقعا از آقایون دور بمونی. اما اگر اون مدتی که براتون نوشتم گذشت و حس طبیعی ات برنگشت، نیاز به کمک یک متخصص هم داری. اما تا اینجا کاملا حست طبیعیه. البته همه آقایون یکی نیستند و این رو خودت وقتی بالاخره اون شخص لایق رو پیدا کنی درک خواهی کرد.

+2 #36 مهرانه 1394-09-17 09:12
من تقریباً بچه بودم که وارد یه رابطه شدم و برای اولین بار بود که کسی بهم پیشنهاد بود، اولش از نظرم قرار بود یه دوستی دوهفته ای باشه اما اینجور نشد و الان یکسال و نیم از اون روز میگذره، من نمیدونم اصلا ایشون ملاکای خوبی دارن یانه، نه میدونم اصلا ملاکای من چیه برا ازدواج، نه میدونم ملاکای یه ازدواج خوب چیه، اگرچه این آقا قشدشون ازدواجه و منم پذیرفتم، اما واقعاً نمیدونم عشقه وابستگیه، اصلاً نمیدونم چی به چیه.فقط میدونم سردرگمم
#14975 Negara 2015-12-12 20:09:37
مهرانه عزیز بهترین نشان دهنده اینکه اون شخص آیا اصلا مناسب ازدواج هست یا نه یکی اینه که به اطرافیان بی طرف معرفی بشه تا ببینی اونها چقدر جدی می گیرندش و به نظرشون واجد شرایطه. دیگه اینکه با خودت روراست باشی و ببینی پیشش چقدر احساس خوشبختی و خوشحالی داری و اینکه ایا با احترام و محبت کامل باهات رفتار می کنه یا نه. یک مشاور خوب می تونه کمکت کنه.

+1 #35 راحیل 1394-09-17 08:30
نگارا جان با تشکر از مطالب مفیدت و عالی ات،می تونم ازت خواهش کنم درباره روابط با خانواده های دو طرف هم مطلب بنویسی،من و همسرم تو دانشگاه آشنا شدیم و ازدواج کردیم،من آدم سازگاری هستم و با هر نوع اخلاقی می تونم جوری که آسیب نبینم خودم رو وفق بدم،اما همسرم به شدت با خانواده ی خودش و خانواده من مشکل داره و نمی تونه کوتاهی هاشون رو بپذیره و این موضوع 9 ساله که آرامش رو از زندگی ما گرفته.
0 #34 مهسا 1394-09-16 23:09
سلام نگارای عزیز
ببخشید اینو باید تو اینستاگرام میپرسیدم ولی نمیدونم چرا تو اینستاگرام دسکتاپ نمیتونم کامنت بذارم! یه ویدیو تو اینستاگرام آپلود کرده بودین، تو ماشین دارین با یه آهنگ زمزمه میکنین...سعی کردم چیزی که از لیریک فهمیدم رو گوگل کنم آهنگو پیدا کنم ولی هر چی مشابه پیدا کردم اون نبود..میشه اسم و خواننده آهنگ رو بهم بگین؟
#14934 Negara 2015-12-07 22:25:51
عزیزم همون زیرش توی کامنتها نوشته بودم.
اسم آهنگ #Addicted اسم خواننده گروه Riverside
اسم البوم Love, Fear and the Time Machine

+3 #33 ریحانه 1394-09-16 20:23
سلام نگارا جون
من پست های آشپزی ت رو خوندم.عالی هستن
میخام جهیزیه بخرم. تو که تجربه آشپزی داری اگر میشه یه پست درباره ضروریات خرید جهیزیه برا آشپزخونه و اگر شد برا خونه مینویسی؟ مثلا بین فر مایکروویو اون توستر توستر و..و کدوم ضروری هس بخریم.
هرچقدر لازم باشه هزینه میکنم و از هر چیزی بهترینا رو میخرم اما وسایل اضافی که گوشه خونه بیافته و فقط فضا اشغال کنه، زحمت مرتب کردن و مراقب از اون واسم بمونه دوس ندارم
مرسی
#14933 Negara 2015-12-07 22:25:08
عزیزم :)
چشم..
فعلا همین جا خلاصه بگم برای سبک زندگی من فر و مایکروفر و چند تا قابلمه و ماهیتابه خوب نچسب در آشپزخونه کفایت می کنه. نون رو توی مایکروفر گریل می کنم و تستر لازم ندارم. آون تستر هم که جایگزین فره برای کسانی که ندارند.

+9 #32 samaneh 1394-09-16 14:58
باسپاس از این پست کاربردی نگارای خوبم خاستم بگم جدایی فقط جداشدن دو نفرازهم و ترک همدیگه برای همیشه نیست به نظرمن این بهترین حالت جداییه.خیلیا زیر یک سقفن و جدا زندگی میکنن.خیلی از خانوما دیگه نه اشکشون میاد نه حرفشون نه گله و شکایتشون.ب خاطرمسائل خونوادگی یا هرچی شرایط جداییی و راحت شدن رو ندارن و طرفشون فقط وقیح ترمیشه .خیانتهای مجازی و بعدم واقعی ،فریب زرق و برق خانومهای عقده ای،بی توجهی و بی احترامی،زیرپاگذاشتن تموم قولهای اول آشنایی...روزی صدبارخیلی ازخانوما رو میکشه .اینکه به هردلیل (بچه،عدم پذیرش پدرمادر،نداشتن استقلال مالی،ازدواج دوم...)نتونی ازیه آدم پست جدابشی و روح و جسمت له بشه از جدایی دردناک تره...
+2 #31 naria 1394-09-15 23:40
نگارا جان نمیدونم من چرا اینقدر بی رگم. من 29 سالمه هنوز که عاشق نشدم البته شغل پر دردسری دارم و وقت عاشقی ندارم و هیچوقتم از رفتن کسی حتی یه نصفه روز کاملم غمگین نشدم . میترسم مشکلی داشته باشم
#14932 Negara 2015-12-07 22:23:07
عزیزم راستش نمی تونم قضاوت کنم. به نظر من شرایطی که می گی می تونه ریشه در یه چیزهایی در کودکی و نوجوانی ات داشته باشه که از طرف خانواده یا محیط دیده ای. توصیه می کنم حتما با یک مشاور خوب مشورت کنی چون واقعا حیفه. زندگی بدون عشق خیلی کمرنگه.

+1 #30 مبی 1394-09-15 21:22
سلام نگاری عزیز
من مبی از عید پارسال خواننده اینجا بودم خیلی دلم میخواست برات نظر بزارم و ازت تشکر کنم ولی چون همیشه با گوشی میومدم نمیتونستم الانم از خونه مامان بعد از چند وقت جون کندن تونستم ثبت نام کنم ینی پدرم دراومد تا تونستم ثبت نام کنم :cry:
راستش دلم نمیومد ب خاطر این همه زحماتی که میکشی و این اطلاعات مفید و رایگان ازت تشکر نکنم کلا از وقتی باهات آشنا شدم خیلی تغیییر کردم و بهتر شدم .
مخصوصا از نظر امید ب زندگی
خیلی از سوالام رو اینجا جواب گرفتم واقعا ازت ممنونم.
مخصوصا راجب تغذیه مدت ها بود دنبال همچین برنامه ای برای خورد و خوراک بودم . ولی به قول تو نمی تونستم مثلا 5 تا قاشق برنج و چ میدونم سالاد و از این چیزا رو تحمل کنم کلا بیشتر گرسنه بودی و رژیمت میشکست :P
واقعاااااااااااااااااا ازت ممنونم ک با این همه مشغله میای اینجا و برامون بی منت می نویسی .
در مورد اینجا با خیلی از دوست و آشناها صحبت کردم و در مورد لباس پوشیدن درست راهنمایی کردم می دونم این تنها خواسته تو در مورد اطلاعات مفیدته عزیزم .
#14931 Negara 2015-12-07 22:21:32
عزیزم ممنون از محبتت. ثبت نام با گوشی هم انجام می شه و کار سختی نیست. خوشحالم که نظر گذاشته ای. سوال ها در بخش پرسش و پاسخ بالای صفحه باید ثبت شه.

+8 #29 سارا 1394-09-15 20:10
نگارا جون خیلی جامع و کامل گفتی.
بنظر من نکته ای که خیلی مهمه اینه که بعد از تموم شدن رابطه واقعا اون آدم رو از زندگیمون حذف کنیم و اصلا خودمون رو با عباراتی مثل جاست فرند!و دوست معمولی و اینا گول نزنیم.
#14930 Negara 2015-12-07 22:20:44
کااااملا حق داری... به نظر من مطلقا نمیشه یک دوستی ساده و سالم با یک مخاطب سابق داشت. تنها راه خارج کردن اون آدم از زندگی مونه وگرنه بعدا یه جایی به یه شکلی هر دو طرف و پارتنرهای آینده شون صدمه می خورن.

+1 #28 فاطمه 1394-09-15 20:05
سلام بر نگارای عزیز
از مطالبت همیشه استفاده میکنم
کاش کنار این همه مطالب زیبا و مفید یه بخش هم برا معرفی کتاب میذاشتی. مثلا هر ده روز یه بار.
اینجوری زیبایی روح و فکر هم به همه زیبایی های دیگه ای که بهمون نشون دادی اضافه میشه. صرفا یه پیشنهاد بود :lol:
#14929 Negara 2015-12-07 22:19:37
عزیزم ممنونم ازت برای این پیشنهاد خوب. البته سایتهای معرفی کتاب خیلی زیاد هستند. من سعی می کنم انرژی ام رو بذارم روی چیزهایی که کمتر در دسترس هستند.

+11 #27 طلا 1394-09-15 19:59
من 6 ماهه از یه رابطه امدم بیرون خیلی دردناکه خیلی امید به برگشتن اون شخص ادم نابود می کنه. خیلی سخت بود چقدر اشک ریختم چقدر غصه خوردم اما الان واقعا فکر می کنم چقدر شانس اوردم که تمام زندگیم با این شخص تقسیم نکردم علاقه کورکورانه داشت باعث می شد چشمم بسته بشه اما واقعا شانس اوردم. هرچند اون شخص بعد از یه نامزدی شکست خورده برگشت اما من همون ادم سابق نبودم
مییدونی من می خواستم یه چیزی به تمام دوستانی که با کسی که دلش شکسته برخورد دارن بگم خواهش می کنم هیچ خبری از اون شخص ندین من دو سه ماه طول کشید تا جرات پاک کردن شماره اون شخص پیدا کردم اما دوستایی که نمیدونم واقعا بگم دوست عکس اون شخص با نامزدش واسم ارسال کردن و زجر بزرگی بود توضیح دادن اینکه چرا رابطتمون تموم شد وقتی نمی خوای از اون شخص حرف بزنی وقتی بخوای همه چیز عادی جلوه بدی بگی خیلی منطقی جدا شدین.
تو این مدت خواهش می کنم از خوشبختی هاتون از همسر تون از عشقتون هیچی نگین فقط به درد دل های دوستتون گوش کنید خیلی سخته . اما ادمی که از یه رابطه خارج میشه همون ادم سابق نمیشه خیییلی بزرگ میشه و این خیلی خوبه.
+9 #26 مریم 1394-09-15 17:23
سلام نگارا جان، خوبین؟ ممنون ازین پستی که گذاشتین. میخوام اگه زحمتی برات نیس یه مشورت هم به من بدی.
من سی سالمه، دانشحو سال آخر دکترام، سه سال پیش همکلاسیم که 8 سال ازم بزرگتره بم پیشنها ازدواج داد، به خاطر اینکه شهرامون یکی نبود قبول نکردم، تو این مدت هر از گاهی پیداش میشد و گاهی کارایی که داشتم رو واسم انجام میداد. اردیبهشت بم گفت که انتقالی میگیره به شهر ما و ازون به بعد ارتباط ما با هم شروع شد، البته خدا رو شکر اصلا ارتباط نامعقول نداشتیم، هر شرطی میذاشتم قبول میکرد ومنم خوشحال! تا اینکه یه روز که پیشش بودم دیدم گوشیش زنگ خورد و اسم یه خانوم بود، گفت دانشحومه! شمارش تو حافظم موند، یکم تحقیق کافی بود تا بغهمم اون خانوم همسرشه! دو سه روز داغون شدم اما هنوز به روش نیووردم، میخوام بهترین کاری که از دستم برمیاد انجام بدم... کمکم کن نگارا جون
ممنونم ازت
#14928 Negara 2015-12-07 22:18:08
مریم عزیزم بسیار متاسفم. واقعا مگه می شه یک نفر این قدر رذل باشه؟
بهترین کاری که از دستت بر میاد اینه که سریع خودت رو از موقعیت دور کنی. از هر دو نفر هم زنه هم شوهره دور شی. اصلا دعوا و چک و چونه هم نداره. این آدم هم خیلی پسته، هم از دعوا باهاش چیزی عاید تو نمی شه. بسپرش به خدا که نتیجه کارش رو نشون بده.
تو هم با استفاده از همین توصیه ها زود خودت رو تونل تاریکی بکش بیرون برو سراغ زندگی ات که توی اون یک آدم حسابی لایق منتظرته.

+3 #25 Fatemeh 1394-09-15 16:48
سلام نگارا جان.. وقت بخیر.. خدا قوت..
خواهشا لینک عکس هایی که در جواب دوستان میذارین رو درست کنین که قابلیت کلیک کردن داشته باشه، من الآن خیلی وقته نتونستم عکس ها رو ببینم.. اصلا میخوره توو ذوقم.. :cry:
#14927 Negara 2015-12-07 22:13:28
عزیزم ماههاست که از طراح سایت خواهش کرده ام. ایشالا به زودی انجام میشه.

+1 #24 مریم 1394-09-15 14:48
نگارای عزیزم ممنونم ازت ک بدون قضاوتو نصیحت کردن جوابمو دادی.............................................. ... ولی چاره دیگه ای ندارم فعلا.به مامانم نمیتونم بگم چون میدونم فقط غصه میخوره و کاری از دستش برنمیاد.برام دعا کنید همه چی خوب پیش بره.
نگارا جونم خیلی زیاد دوست دارم وخیلی خیلی خوشحالم ک با شما اشنا شدم.انشالا همیشه شاد باشی دوستم
#14926 Negara 2015-12-07 22:11:00
عزیزم خوشحالم که یک قدم در جهت رفع مشکلت برداشته ای. ازت خواهش می کنم یک نفر دیگه رو حتما در جریان برنامه ای که داری قرار بده. حتی دوستی کسی... به هیچ وجه یک قضیه پزشکی رو بدون اطلاع هیچ کس انجام نده. خدای نکرده ممکنه مشکلی پیش بیاد. یک دوستی کسی رو در جریان بذار حتی اگر نخوای دقیقا توضیح بدی چیکار می کنی. بگو اطلاع داشته باش من فلان ساعت فلان جا هستم اگر تا فلان موقع از من خبری بهت نرسید حتما خانواده ام رو خبر کن. موفق باشی.
لطفا بعدش برگرد و از سلامت خودت بهم خبر بده. نگرانت هستم.

+8 #23 شیما 1394-09-15 14:41
مرسی از مطالبت نگارای عزیزم.... تو به خاطر با مطالعه بودنت در کنار باهوش بودنت؛ هر مسئله ای رو جامع و از همه ی ابعاد میبینی..... دوست گلِ خوشگلم بووووووس

---------------------------------
نگارا جون کتاب آنا کارنینا رو خوندی؟ من همش احساس می کنم ظزافتِ تو و تأثیرت روی اطرافیانت شبیه توصیفاتِ تولستوی از آنا هست...... ظریف، زیبا، باوقار، مغرور، دوست داشتنی، شیک و با کلاس و اصیل و غیره. در یک کلام "آنا کارنینا"
#14925 Negara 2015-12-07 22:08:59
عزیزممم ممنونم از این همه لطف و محبت.
کجا بودی یک مدت نبودی؟ دلم برات تنگ شد...