چی نپوشیم؟
سه شنبه, 14 دی 1395 ساعت 20:09

چه جوری برای زندگی و زمانم برنامه ریزی کنم؟ قسمت اول

این مورد را ارزیابی کنید
(104 رای‌ها)

در دو مطلب قبل براتون درباره اهمیت اولویت بندی توی کارها و حذف نکردن اولویت های خودمون صحبت کردم. این واقعا اعتقاد منه که باید بدونیم قرار نیست ما پرفکت باشیم. چون در هر حال پرفکت نیستیم و یه جای یه چیزیمون می لنگه. واگر این رو توی افکارمون درست نکرده باشیم که ما بی نقص و کامل نیستیم، تمام مدت از عذاب وجدان و سرزنش خودمون در حال رنج بردن هستیم.

 

امروز می خوام براتون یه کم درباره مدیریت ساده برنامه ها و مدیریت زمان بگم. البته که مدیریت زمان اصولا یک علمه و قطعا مطالب خیلی مفصل تری با تاثیرگذاری بیشتر تو سایتهای تخصصی این قضیه وجود داره. اما چون خیلی از من پرسیده این و تعداد مشاوره های ایمیلی در این زمینه هم بالا رفته، می خوام روشهای خودم رو برای مدیریت زمان و مدیریت زندگی براتون بگم.

 

من اصولا آدم لیست نویسی هستم. از زمانی که یادم میاد، همیشه مادرم چند جور لیست کوتاه و بلند و تقویم و جدول های مختلف روی میز آشپزخونه داشته و من هم این کار رو از مادرم یاد گرفته ام. این کارهم خیلی کمکم می کنه که زندگی شلوغم رو سر و سامون بدم و هم خیلی ازش لذت می برم. به جرات می تونم بگم یکی از لذتبخش ترین کارها توی دنیا برای نگارا اینه که یه کاری رو انجام بده و بیاد اون کار رو از توی لیست کارهاش خط بزنه. تیک هم نمی زنم! خط خطی محکم می کنم و حالش رو می برم. از لحظات لذتبخش دیگه زندگی وقتیه که یه لیست از کارها کامل انجام میشه و کلا کاغذ رو پاره می کنی.... به به!

 

2

 

یکی از روش های ساده مدیریت زمان، همین لیست نویسیه. من معمولا یه لیست روزانه از کارهام دارم که یا شب قبل یا صبح هر روز می نویسمش. این لیست ممکنه به چند تا خورده لیست هم تقسیم بشه. مثلا روی یه کاغذ کوچیک در حد دفتر یادداشت (کاغذ بزرگ ورندارین، زهره ترک می شین!) یه ور لیست مثلا کارهای خونه رو می نویسم که امروز می خوام انجام بدم مثلا: جارو، گردگیری، بسته بندی سبزیجات و... یه گوشه دیگه لیست آیتم های کاری امروزم، مثلا نوشتن مقاله، ترجمه، مشاوره، مطلب سایت، پست اینستاگرام و... یه گوشه دیگه اش مثلا چیزهایی رو که شب توی راه برگشت می خوام بخرم می نویسم و این لیست رو هم بر اساس هر فروشگاهی که می خوام برم جدا می کنم. مثلا یه لیست سوپر، یه لیست هایپر استار، یه لیست هایلند، یه لیست داروخانه و... البته نه اینکه همه اینها توی یه روز باشه، فقط می خوام لیست نویسی موضوعی رو براتون توضیح بدم.

 

پس چی شد؟ یه کاغذ کوچیک در حد سایز A6 بر می دارین و چند تا ستونش می کنین و لیست کارها یا چیزهای لازم مربوط به اون روز رو می نویسین. ممکنه توی هر کدوم از ستونها فقط 2-3 قلم کار باشه، چه بهتر. ولی اگربه شکل موضوعی یا مکانی جداشون کنین، خیلی خیلی بهتره. همیشه یک خودکار و این کاغذ روی میزتون یا توی کیفتون باشه. تجربه من نشون داده که دفترچه جواب نمی ده و کاغذ جدا و یه دونه ای موثرتره، ولی می تونین خودتون آزمایش کنین. من می خوام لیست جلوی چشمم باشه نه توی یه دفترچه. در ضمن این خیلی مهمه که تا یه کاری رو انجام دادین، از توی لیست خطش بزنین. جدی می گم، همین حس شیرینی که کم کم از این کار می گیرین خیلی ساده بهتون انگیزه و انرژی ادامه کار رو می ده.

 

5

 

من لیست موضوعی رو حتی برای خرید هم استفاده می کنم. البته خیلی ها لیست خرید دارن ولی خوب من مثلا می گم وقتی می رم هایپر استار یا شهروند، چون یک جای خیلی شلوغه که واقعا خرید جدی و مفصل اگر بی برنامه باشه آدم اذیت می شه، حتما یک ربعی قبل از حرکت می شینم و لیستم رو دسته بندی می کنم. البته بر اساس نوع کالا نه، مثلا اینطوری نمی نویسم که : خوراکی ها، بهداشتی ها... (این هم خوبه و از هیچی بهتره) ولی من بر اساس نقشه جای چیزهای مختلف که خوب سالهاست حفظم، روی کاغذم منطقه بندی می کنم. بنابراین چیزهایی که قراره از یک منطقه از فروشگاه خریداری بشه رو زیر هم می نویسم و با چند خط فاصله منطقه بعدی. اینجوری هی مجبور نیستم از این ور به اون رو برم یا مثلا از هرجا که رد می شم لازم نیست هی به مغزم فشار بیارم که از اینجا چی می خواستم. آخ... فلان چیز از فلان جا یادم رفت، برگردیم! بنابراین با سرعت و صرف انرژی کمتر خرید می کنم و عذاب حرکت توی شلوغی آدمها با چرخ دستی بزرگ رو هم کمتر می کشم. به اضافه اینکه هر چی رو بر می دارم توی لیستم خط می زنم و هر چی رو نداشت دورش دایره می کشم که توجهم جلب بشه و بعد به یه لیست دیگه وارد کنم و از جای دیگه بخرم. در ضمن اگر بودجه ام محدود باشه، هر چی برمی دارم رو قیمت حدودی اش رو جلوش می نویسم و مثلا نیم ساعت بعد یه گوشه جمع کلی ذهنی می زنم که خارج از بودجه ام خرید نکنم.

 

می دونین لیست نویسی چه فایده ای داره؟ به جز اینکه خوب طبعا ذهنتون رو مرتب می کنه و اجازه نمی ده کاری یادتون بره و اینکه همون طور که گفتم خط زدن کارها با خودش یه لذت معتادشدنی شیرین میاره، یه فایده دیگه اش هم اینه که وقتی یه چیزی مکتوب می شه، آدم با خودش تو رودربایستی می مونه. .وقتی جلوی چشمت نوشته شده که چیکار باید بکنی، احتمال پیچوندن و نکردنش کمتره. فرض کنین شما قراره امروز مثلا سرویس بهداشتی خونه رو بشورین یا مثلا قراره امروز 50 صفحه درس بخونین. اگر این قضیه فقط به صورت یه ایده مبهم و گنگ توی سرتون باشه، با کوچکترین وسوسه ای ممکنه کنسلش کنین. فرض کنین خسته از راه رسیدین خونه و قراره سرویس بهداشتی رو بشورین. (مثلا از صبح با خودتون قرار گذاشتین یا اصلا طبق برنامه شخصی تون امروز روز این کاره) با خودتون می گین اوکی بذار یه دقیقه بشینم روی مبل استراحت کنم تو همین فاصله هم تلگرامم رو چک می کنم. خوب مثلا 3-4 جور گروه دوست و فامیل دارین که از صبح هر کدوم 50 تا مسج جدید گذاشته اند و 3-4 تا کانال جوک و انگیزشی و اینها هم عضوین. در این صورت چشم به هم نزده نیم ساعتی گذشته و شما هم شل و کرخت شده این و یه جورهای انگیزه مبهم کار داره ازتون دور میشه. 50 صفحه درس؟ بعدا می رسم بخونم، بذار یه کم دیگه ولو شم جلوی تی وی. یا شستن دستشویی؟ اونقدرها کثیف هم نیست حالا خیلی خسته ام. همون لحظه ای که انگیزه داره به شکل مبهمی ازتون درو می شه، لیست به نجاتتون میاد. این دستخط خودمه! به خودم قول داده ام که نذارم کارِخونه بمونه و روی هم جمع بشه. به خودم قول دادم نذارم درسهام جمع شه. بعد هم اگر این کار رو نکنم لیستم کامل خط نمی خوره و نمی تونم کاغذش رو پاره کنم و لذت ببرم. بذار پاشم دیگه این همه امروز زحمت کشیده ام، این هم روش.

 

6

 

یعنی یه همچین اثر معجزه آسایی داره لیست نوشتن. البته روز اول نه، ولی اگر عادت کنین به لیست نوشتن و لیست پاره کردن و کم کم به خودتون اجازه بدین معتاد لذتش بشین و احساس رضایت بکنین، این مزیت باهاش میاد که نمی ذاره به جز گاه گداری، از برنامه هاتون عقب بمونین. البته وقتی می گم برنامه، منظورم یه برنامه عاقلانه و منطقیه نه از اون برنامه ها که اینقدر ایده آلیستی و دور از ذهنه که حتی یک روز هم انجامش نمی دیم. در ضمن منظورم این نیست که همیشه به جای استراحت پاشیم دور از جونمون حمالی کنیم، اما منظورم اینه که زمانی که خودمون با عقل و منطق و تصمیم خودمون برنامه ریزی کرده ایم و به کاری اختصاص داده ایم، رو به کمک لیست به کارهای دیگه نگذرونیم. در ضمن حواسمون هم باشه اگر تعداد روز زیادی پیش میاد که لیستمون تکمیل نمی شه، این نشون می ده برنامه مون منطقی و کاربردی و منطبق با واقعیتهای زندگی مون مثل زمانمون، انرژی مون، مسئولیت های دیگه مون و... نبوده. لیست کارها به ما کمک می کنه برنامه مون رو تغییر بدیم و بهینه کنیم؛ جوری که قابل انجام باشه و برامون حس رضایت ناشی از تکمیل کردن کارها رو بیاره.

 

3

 

در تکمیل مبحث لیست نویسی این رو هم بگم. ممکنه نوشتن لیست روزانه یه نظر کار ساده ای بیاد، اما باید تجربه اش کنید تا اثربخشی اش رو ببینین. اما وقتی مثل من «لیست نویس» شدین، لیست ها شروع می کنن به شما در همه زمینه های پیچیده تر کمک کرد مثل لیست مراحل انجام یک پروژه.

 

و به این روش در طول زمان و کم کم شما با آزمون و خطا یه مجموعه لیست جامع برای خودتون درست می کنین که اون رو دیگه دور نمی اندازین و هر دفعه از روش می نویسین و اصلش رو حفظ می کنین. مثلا من یک لیست جامع لوازم مورد نیاز برای سفر دارم که چند تا زیر مجموعه داره : لوازم مورد نیاز برای سفر تابستونی و سفر زمستونی، یا یک سری مینی لیست کوتاه تر برای کم و زیاد کردن لوازم مورد نیاز برای سفر داخلی یا خارجی یا مثلا سفر کاری یا تفریحی. و چند ورژن هم  لیست برای لوازم مورد نیاز همسرم دارم که می دم به خودش که از روی اون چمدونش رو ببنده. چند جور لیست جامع هم برای کارهای قبل از سفر شامل آماده سازی مدارک مورد نیاز و لوازم خاصی که باید همراه داشت، کارهای خونه قبل از سفر، خریدهای قبل از سفر و اینجور چیزها دارم.

 

علاوه بر این یه لیست جامع برای میزبانی و برگزاری مهمونی دارم که خیلی کمکم می کنه. این لیست چند صفحه ایه و شامل فهرست و زمان بندی کارهای قبل از مهمونی مثل خریدهای مختلف و تمیزکاری و آماده سازی غذاهایی که می شه از قبل آماده کرد و اینجور چیزهاست. البته می دونم برای خیلی کدبانوها این لیست ها نیاز نیست و همه چیز رو از حفظ انجام می دن، اما اگر مثل من قبل از میزبانی همه اش استرس دارین، مکتوب کردن کارها و برنامه ریزی اش، خیلی خیلی آرامش می ده و کمک می کنه کارها بدون استرس انجام بشه. من حتی لیستی دارم که توش زمان بندی دقیق اینو دارم که خود روز مهمونی دقیقا هر ساعتی چیکار کنم. یعنی نه تنها کارها، بلکه شماره گذاری ترتیب اونها و در نهایت تخصیص دادن ساعت مشخص به اونها رو لیست می کنم چون به آرامشم کمک می کنه. من قراره همه اون کارها رو انجام بدم ها... ولی وقتی همه یکجا داره توی مغزم سر و کله می زنه، عذاب می کشم. وقتی میارم روی کاغذ و دیگه می دونم که مثلا قراره ساعت 10 سوپ رو بذارم و بعدش ساعت 10:30 مثلا ژله رو از قالب خارج کنم، هی به خودم نمی گم وای حالا ژله چی؟ سوپ چی؟ سبزی سوپ رو کی آماده کنم؟ ظرف سوپ چی باشه؟ چون همه رو از قبل نوشته ام و در زمان مشخص طبق ترتیبی که لازم می دونم، انجام می دم.

 

4

 

ادامه دارد...

اطلاعات تکميلي

  • ثبت نظر جدید در این پست فعال است؟: خیر
خواندن 9132 دفعه

کاربر گرامی، برای ثبت پرسش یا نظر لطفا در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها  

-11 #30 نازیلا 1395-10-21 21:05
نگارا جان نمیدونم سوال قبلیم درباره ی سنتون بود یا دینتون !
شما توی سایتتون خودتون را 34ساله معرفی کردید ولی خب
وقتی سنتون را میگید خصوصی نیست ومن میخواستم بدونم سنتون همون 34ساله یا بیشتر!
درمورد دینتون پرسیدم چون با تمام احترامی که با ادیان دیگه دارم ولی با این حال ممکنه یک چیز هایی در ادیان دیگه خط قرمز نباشه ولی توی دین اسلام که دین منه خط قرمز باشه !
و من میخواستم به همین دلیل بدونم !
مطمئن باشید نگاراجان من به قصد فضولی این سوالها را از کسی نمیپرسم
-9 #29 نازیلا 1395-10-21 21:03
نگاراجان مطمئن باشید من از ادم های بی ادبی که از لفظ به تو مربوط نیست استفاده میکنند ،نمیپرسم چندتا فرزند هست !
و من بخاطر اون ذهنیتی که نسبت به بقیه به این سوال داشتم از شما این سوال را پرسیدم فکر کردم وقتی شما میایی از خودت و همسرت میگی حتما این سوال منم خصوصی نیست !
من معذرت میخواهم !
اتفاقا اگه به من این اجازه را میدادید از شغل مادرتون هم میپرسیدم چون میخواهم بدونم با چه نوع شغلی اینقدر برنامه ریز بودند و قطعا مطمئن باشید بخاطر فضولی نمیپرسم و همش بخاطر تحقیق درمورد شرایط خانم های شاغله !
اما دررابطه ی رابطه ی قبل ازدواج شما و همسرتون!
قطعا شما و همسرتون ادم های منطقی بودید و قصدتون ازدواج بوده !
ولی خیلی از مردها هستند که قصدشون سو استفاده است و بخاطر همین من با شما درزمینه ی ارتباط با همسر قبل ازدواج زیاد هم عقیده نیستم ولی بهش احترام میگذارم ولی ازتون خواهش میکنم جلوی نظر دهندگانتون اونها را ترغیب به این رابطه ها نکنید چون شما که نمی دونید مردی که مقابله اون خانمه یک سو استفاده گر هست یا یک مرد ؟
#18776 Negara 2017-01-11 19:41:19
مادر من دبیر و مدیر مدرسه بودن.
و من معتقدم حتما قبل از ازدواج باید طرف مقابل رو شناخت. اتفاقا با نامردها باید بیشتر آشنا شد چون اگر بعد از ازدواج آشنا شی دیگه دیره. ولی باید در برابر انواع وسوسه های نابه جا قوی، محکم و بااراده بود.

+2 #28 شبنم A 1395-10-21 17:30
من هربار اومدم لیست نویسی کنم شکست خوردم.نمیدونم چرا نمیتونم توو مغزم اولویت بندی کنم.چه حسه بدی :-?
#18761 Negara 2017-01-10 15:13:53
سخت نگیر شاید کارهات هنوز به اون شکل اولویت کمتر و بیشتری نسبت به هم ندارن. یه مدت که زندوم یه تعدادی رو انجام بدی، متوجه میشی که اونهایی که انجام نشدن مهم بودن یا نه.

+2 #27 سروگل 1395-10-21 12:56
من سعی میکنم برای خودم پلنر درست کنم. با خودکارا و روان نویسای رنگی برای اینکه روحیه م رو بهتر میکنه و بهم خوشگل کردن پلنرم باعث میشه حالم بهتر شه . البته تازه چند ماهه شروع کردم و تو موقعیت های استرس زا مثل امتحانا نمیتونم برنامه ریزی کنم و میزنم به دل ماجرا :)) ولی کم کم دارم بهتر میشم و نظم بیشتری میگیرم. برای خرید کردن هم خیلی بهم کمک کرده چون قبلا واقعا دیوونه وار و بدون فکر خرید میکردم :lol:
#18760 Negara 2017-01-10 15:13:08
عالیه، فقط یه نکته اینکه پلنر چون حالت دفتر داره، برای من خیلی ضمانت اجرایی نداره. یعنی آخرش باید برنامه های پلنر رو بیارم روی یه تک کاغذ جلوی چشمم بزنم به دیوار. ببین برای تو چی جواب میده.

+1 #26 مهتاب 1395-10-20 23:42
مرسی مثل همیشه عالی بود.
فقط من ی مشکل دارم،من فوق لیسانس دارم‌و سی و پنج سالمه و‌مجردم،سرم شلوغ نیست،الان مرددم که واسه دکترا بخونم و برنامه ریزی کنم یا ی ارشد دیگه بگیرم؟به نظرت کار درستیه؟یا برم دنبال یاد گرفتن مهارت و بی ،خیال ادامه نحصیل بشم؟ی‌کار نصفه نیمه دارم که اصلا وقتمو نمی گیره
#18759 Negara 2017-01-10 15:12:19
مهتاب جان توی مطلب چه جوری اعتماد به نفسم رو بیشتر کنم نظرم رو درباره ادامه تحصیل مفصل گفته ام، بخون.

-1 #25 نیکی 1395-10-20 10:05
سلام نگارا جان
دوست عزیز و نادیده ام ممنون از وقت و انرژی که میذاری،
راستش من هرگزززز اهل لیست نویسی و برنامه ریزی و ... نبوده و نیستم ، هیچ وقت آدم منظمی نبودم و واسه خودم خوش و خرم به صورت بهم ریخته زندگی میکردم :sad: ( البته شلخته و کثیف نیستما ) ولی الان که باید بین خودم و نیازهام ، شوهرم ، بچه ام ، پدر ومادرم و کار بیرون تعادل برقرار کنم به مشکل خوردم و دارم دیونه میشم :-x . البته از مدتها پیش فهمیده بودم مشکلم کجاست و همش مطالعه میکنم و سعی میکنم لیست بنویسم و تو ذهنم خودمو یه آدمی تصور کنم که خیلی آن تایم شده و همه کاراش رو برنامه ریزیه و میدونه چیکار میخواد بکنه ولی دریغ و صد افسوس از این خیالات . هر چی بیشتر سعی میکنم کمتر موفق میشم ، تازه به نظرم هر روز پسرفت هم دارم . نگارا جان لطفا باهام حرف بزن و بگو چه کنم، از این دست نوشته ها برای امثال ماها بیشتر بذار که خیلی نیازمندیم . (راستی من دقیقا مثل مامانم شدم ولی نمیخوام بچه م اینجوری بشه ، کمکم کن)
+1 #24 نیکی 1395-10-20 10:03
سلام نگارای عزیز
+1 #23 نیکی 1395-10-20 09:17
سلام نگارای عزیز
ممنون از وقت و انرژی که میذاری دوست عزیز و نادیده ام :-)
نگارا جان راستش اینه که من هرگز آدم لیست نویس و با برنامه و منظمی نبوده و نیستم و حالا که مجبورم بین خودم و نیازهام ، شوهرم ، بچه ام و کار بیرون تعادل برقرار کنم به شدت به مشکل خورده ام :sad:
راستش دیگه دارم دیونه میشم ، همش درباره مدیریت زمان و برنامه ریزی و... مطالعه میکنم و سعی میکنم لیست بنویسم که هر دفعه با شدت بیشتری میخورم به دیوار ، ببخش که انقدر ناله کردم ولی دیگه واقعاااا مستاصل شدم ، تورو خدا بگو چه کنم .( راستی فک میکنم متاسفانه منم دقیقا مثل مامانم شدم ، چیکار کنم که بچم مثل من نشه )
#18758 Negara 2017-01-10 15:05:58
نیکی جان همون طور که به دوستان دیگه گفتم کلید موفقیت اینه که برنامه ها و لیست های خیلی خیلی خیلی سبک برداریم و با اونها شروع کنیم. برنامه های مفصل به اجرا نمی رسند. در قدم اول فقط کارهایی که داری می کنی رو لیست کن و حدلاکثر یه دونه بهشون اضافه کن. بعد توی هفته های بعد که حس موفقیتت بیشتر شد، اضافه کن. دونه دونه.

-1 #22 محبوبه 1395-10-20 01:20
سلام نگارای عزیزم ممنون از مطلب مفید و قشنگت
من یه پسر کوچولوی ۱۰ ماهه دارم که بیشتر وقتم با اون هست و برای انجام کارهام باید لیست نویسی کنم تا همه یادم بمونه خوشحالم که وجه اشتراک داریم.
ممنونم ازت
-9 #21 نازیلا 1395-10-19 18:47
نگارا جان شما وقت میکنید سریع جواب سوال تمام سوال کننده ها را بدید ؟؟؟؟؟معلومه که نه ؟
من اینقدر سرم شلوغه که نمیتونم تمام نظرها را بخونم و طبعا هم توی نظراتی که خوندنم هیچ موقع ندیدم که شما سوالاتی مانند چند فرزند هستید را با واکنش تند جواب بدید !اگه از نظر شما این سوال خصوصی بود من معذرت میخواهم !من تاالان از خیلی ادم ها مثل استاد دانشگاه ها و مهندس ها و پزشکان پرسیدم و اونها با روی خوش به من جواب دادند !
اخه من بخاطر اینده ام دارم تحقیق میکنم و باهمه ی اقشاری سرو کار دارم و از نظر اونها این سوال خصوصی نیست !
به هرحال تفکر افراد فرق داره باهم !
اگه از نظر شما این سوال خصوصی بود میتونستید درج نکنید !
و اما نگارا جان اگه از نظر شما پرسیدن تعداد فرزند و خواهر و سن خصوصیه !ولی رابطه ی دوستانه ی شما و شوهرتون قبل از ازدواج خصوصی نبود که توی نظرهاتون باز کردید ؟بعدشم این سوال من جنبه ی خصوصی نداشت !
میخواستم ببینم مادر شما با چند فرزند دقیق برنامه ریزی میکردند !اخه برنامه ریزی با یک فرزند خیلی به طبع راحت تر از دوتا فرزند و سه تا فرزنده
#18757 Negara 2017-01-10 15:04:12
به سوال تو حساس شدم چون سری قبل یه سوال خیلی خیلی خصوصی تر کرده بودی و ثانیا چون سنت کمه حس می کنم باید بهت تذکر بدم که یه روز یه آدمی که صبوری اش از من کمتر باشه نیاد در جوای یه چیزهایی مثل این بهت بگه «به تو مربوط نیست»
نه، رابطه دوستانه من و شوهرم قبل از ازدواج خصوصی که نیست هیچی، خیلی هم بهش افتخار می کنم و این رو بهترین شکل ازدواج می دونم.
در ضمن حالا که داری سرشماری می کنی، من یک برادر هم دارم. یعنی مادرم با 3 تا بچه اینجوری برنامه ریزی می کردن.

+1 #20 جودی 1395-10-19 18:38
سلام، میدونم داشتن برنامه باعث موفقیت میشه اما من فقط برای زمان های که خیلی کار هست واس انجام و زمان هم کمه مثلا امتحانات برنامه ریزی رو دوست دارم، ب نظرم گاهی آدم بدون دغدغه و فکر اینکه قراره یه ساعت بعد چه کاری رو قرار انجام بده بشینه کتابش رو بخونه و فیلمش رو ببینه، من همیشه حالم بد میشه از اینکه بفهمم چندتا کار منتظرم هستن که انجامشون بدم( قبول دارم تنبلم)، من واس امتحانات چند بار سعی کردم رو کاغذ واس خودم برنامه بنویسم اما هیچ وقت موفق به اجراشون نبودم اما عوضش به برنامه کلی که توی ذهنم داشتم بهتر عمل می کردم(از نظر درسی موفقم، اما داخل خونه موفق نیستم)، اما این ترم خیلی برام بد بود با اینکه هنوز امتحاناتمون تموم نشده ولی من خودم رو از همین الان ب خاطر جا موندن از قطار درسیم بخشیدم و از همین الان به خودم و شما قول میدم که ترم بعد رو با برنامه پرتلاش کار کنم،( منتظرم امتحانات تموم شه و برای خودم از اون برگه یادداشت های رنگی بگیرم و برنامه هام رو داخلش بنویسم و از خط زدنشون لذت ببرم،نگارا برام دعا کن)
#18756 Negara 2017-01-10 15:00:47
جودی اینکه تو میگی که یه زندگی رویاییه. مگه من بدم میاد بشینم یه جا و فقط از لحظه استفاده کنم و به لحظه های بعد فکر نکنم؟ قطعا این سیستم عالیه. اما برای آدمهای خیلی خیلی مشغول سرشلوغ واقعا جواب نمیده. وقتی یه روز حتی فرصت نداشته باشی دوش بگیری و مجبور شی مثلا جلوی موهات رو توی سینک دستشویی بشوری که از شالت بیرونه، تمیز دیده بشه، ضرورت داشتن اینجور برنامه ها رو برای افرادی مثل من درک می کنی :) از زمانت لذت ببر. این رو هم ته ذهنت داشته باش اگر یه روز خیلی سرت شلوغ شد شاید به دردت بخوره.

+3 #19 raha 1395-10-19 13:00
این کار چقدر منو یاد گذشته انداخت. من نه تنها لیست روزانه داشتم، بلکه یک دفتر عمر(اسم من در اوردی) هم داشتم که از تولد امسال تا تولد سال آینده م، همه ی کارای مهم و بزرگی که انجام دادم (از نظر خودم) رو توش می نوشتم. مثلا تعداد فیلمهایی که هر ماه دیدم، کتابهایی که خوندم، داستانها و فیلمنامه هایی که نوشتم، کلاس ها و هر کاری که انجام دادنش برام مهم بود. می خواستم بدونم توی یک سال از عمرم، برآیند فعالیتهام چقدر مثبت بوده...الان دیگه اون انگیزه ها رو ندارم. اتفاق های بد، خیلی چیزها رو زیر و رو می کنن. دلم تنگ شد.
#18755 Negara 2017-01-10 14:58:33
همیشه همه راهها قابل بازگشته، اما این ایده دفتر عمرت با اینکه خیلی جالب و خوبه، تمرکزش روی گذشته است. من می خوام تمرکزمون رو بذاریم روی آینده و با اینکه نمی دونیم چی پیش میاد ما تلاشمون رو برای رسیدن به بهترین ها انجام بدیم.

0 #18 پریسا 1395-10-19 12:32
نگارای عزیزم ممنونم بابت این پست بسیار عالی. من هم پنج سالی میشه که هی برنامه ریزی میکنم اما متاسفانه طبق برنامه پیش نمی رم، زمانی که برنامه ریزی می کنم کلی انگیزه دارم اما صبح ک از خواب بیدار میشم تمامی انگیزه ام برای انجام کارهای اون روزم به کلی فروکش میکنه اما این بار به روش شما میرم ببینم چی میشه. راستشو بخواین من کارم از رودرباسی با خودم هم گذشته و خیلی وقته حتی عذاب وجدان هم به خاطر کارهایی که می تونستم انجام بدم و ندادم ،ندارم. چه کنم که اون انگیزه برگرده خیلی روش هارو رفتم اما متاسفانه زیاد جوابی نگرفتم یا اون انگیزه برای مدت کوتاهی بوده. کلا به برنامه های زندگیم،به اهدافم پای بند نیستم.
#18754 Negara 2017-01-10 14:57:40
برنامه ات رو خیلی خیلی آسون و سبک بریز در حدی که با یه قدم کوچیک به هدف روزت برسی. اینجوری انگیزه می گیری و بعد از چند هفته می تونی برنامه ات رو قدم به قدم سنگین تر کنی. یه برنامه جامع و سنگین معمولا اصلا انجام نمیشه.

+1 #17 saya 1395-10-19 10:45
سلام
وای ک چقدر انرژی پشت نوشته هاته نگارا
منم لیست می نویسما اما راستش خیلی کم و فقط گاهی اونم پنجاه درصدش فقط عملی میشه معمولا..
اشکال کارمو فهمیدم اما جدای اون تنبلی هم بسیار می کنم
جدیدا تصمیم گرفتم اینترنتو تلگرامو...محدودتر کنم چون جدا وقتمو میگیره ینی فرصتام به هدر میره ...
اها یه چیزی اینکه لیست رو کاغذ باشه به نظر منم بهتره جلو چشم تره و در دسترس تر
خیلی خیلی دوست دارم نگارا
0 #16 negar 1395-10-19 10:12
چه عالی بوود.منم لیست کارامو مینویسم و از لذت بخش ترین قسمتهاش تیک کردن کار انجام شدس..اما متاسفانه تهیه لیستو فقط برای محل کارم انجام میدم و لیستی برای زندگی شخصی و کارای روزانم ندارم :(
0 #15 خانومی 1395-10-19 01:03
نگارای عزیزم مطالب اخیر فوق العاده بود.اول یه گزارش کار بدم که من چند ساله خواننده هستم و سوال کم پرسیدم و سعی کردم از پرسش و پاسخ ها جواب های خودم و و پیدا کنم.در حال حاضر کلاس زبان میرم یوگا شروع کردم و اینکه درکنارش خیاطی هم دارم اموزش میبینم چون علافگقه دارم.به پوسستم و خودم میرسم و خودم رو دوست دارم و اینها همه نتیجه ی مطالعه ی مطالب خوب تو نازنینه.نگارا جون فقط یه سوال داشتم که نظرت راجع به لایف کوچینگ چیه?من به روانشناسی خیلی علاقه دارم و الان موقعیتی پیش اومده که بتونم اموزش لایف کوچینگ ببینم و مربی بشم.میخواستم نظرت رو بدونم و اینکه اینده این رشته رو در ایران چه طوری میبینی?به نظرت واردش بشم و یا اینکه برم شاخه ی دیکه ای از روانشناسی ?
#18753 Negara 2017-01-10 14:56:29
اولا که پیشرفت هات عالیه. ثانیا من هنوز نمی تونم پیش بینی خوبی راجع به آینده لایف کوچینگ در ایران داشته باشم چون افرادی که در حال حاضر هستند، کارشون شاید دور از رشته تحصیلی و تخصصشون باشه. فکر می کنم اگر افراد متخصص و درس خونده این رشته بیان فعال بشن خیلی بهتر میشه ولی خوب بدون که همیشه راه برای بنیانگذاران یه چیزی ار بقیه سخت تره.

+1 #14 SaghAr 1395-10-18 02:40
خاله نگاراى عزيزم ، من هر سه مطلب جديد رو خوندم و تقريبا قلق كار دستم اومد ، فقط يه زمان هايى هست كه واقعا فقط كم مياد براى خود آدم ، مثلا منى كه دبيرستانى ام تمام برنامه ام شده درس ، و نميدونم بايد چطورى الويت هاى ديگه رو هم وارده ليست ام كنم و براشون برنامه ريزى كنم ، از اون طرف هم عاشق اينم كه چند بعدى باشم و كلى كلاس هاى جور واجور طراحى ورزش و زبان و موسيقى و هزار تا چيزه ديگه برم ، ولى واقعا برنامه ريزى براى اينا سخته
يه سوال ديگه ، اگرمشاوره ى تلفنى بخوايم كى بهموم وقت ميديد ، وميشه تو مشاوره تلفنى فقط راجبع زيبايي حرف نزد ؟ يعنى مثل همون سوال هايي كه تو پرسش و پاسخ ميپرسن و راجبع چيزاى مختلفه
#18752 Negara 2017-01-10 14:54:38
ببین گاهی میشه با آزمون و خطا بهترین برنامه رو برای شرایط خودمون بریزیم. قطعا برای تو لازمه زندگی چند بعدی داشته باشی. تجربه هزاران نفر نشون داده که توی این سن فقط درس خوندن حتی در صورت موفقیت بالا بازهم شادی مطلق نمیاره و باید زندگی ات رو در چند جهت به پبشرفت برسونی.
مشاوره تلفنی معمولا حداکثر تا 4-5 روز بعد انجام میشه. معمولا اواسط هفته توی تایم های بعد از ظهر و غروبه. بعله که میشه. اصلا می تونم بگم 90% مشاوره ها خارج از مسائل زیباییه.

+3 #13 کوثر 1395-10-18 00:39
کامنت قبلم :
سلام
چه خوب و به موقع بود این مطلب
نگارا جون من بعد از 6 سال دوری از درسای دبیرستان تصمیم گرفتم دوباره کنکور بدم و هدفم هوشبری ، مامایی یا پرستاری دانشگاه تهرانه
به نظر شما این کار درسته ؟ الان مدرک کارشناسیم رو دارم و تو یه شغل نیمه وقت مشغولم ولی اصلا از شرایطم راضی نیستم و حس خیلی خوبی به تصمیم جدیدم دارم !
فقط شک دارم که بتونم یا نه چون رشته دبیرستانم ریاضی بوده و اینکه الان سنم بالاتر رفته ...
خوشحال میشم نظر شما رو بدونم

جواب شما :
عزیزم نمی دونم چرا می خوای این کار رو بکنی. نه رشته ات رو می دونم نه اینکه چرا راضی نیستی. چه طور راهنمایی کنم؟

-----
عزیزم کامپیوتر خوندم و سعی زیادی کردم بعد فارغ التحصیلی برنامه نویسی یاد بگیرم ولی نتونستم به خیلی دلیلا ...
و ناراضی ام چون شغل مناسبی پیدا نکردم توی دوسالی که دنبال کار بودم . کار الانمم حقوق بسیار پایینی داره :)
#18751 Negara 2017-01-10 14:50:49
مامایی و پرستاری ممکنه برای خوندن رشته های آسونی به نظر بیان ولی قطعا برای کار بسیار سنگین هستند و کشیک های مداوم، درگیری با بیماران با وضع وخیم و... مسائلی هست که باید بپذیری. مامایی علاوه بر داشتن مسئولیت بسیار بالا، خیلی پر استرسه و علاوه بر استرس جون مادر و بچه باید ساعتها سرپا وایسی، جیییییییییییغ های فجیع که تحمل یکیشون سخته رو کلا مدوام و فول تایم بشنوی، تازه خوش اخلاق و مشوق و مهربون هم باشی. همین طور پرستاری که با خیلی زوایای غیر دلپذیری از بدن انسان سر و کار داره و...
اگر با دونستن همه اینها هنوز هم دوست داری برو، چون در این رشته ها واقعا به افرادی نیاز داریم که عشقشون رسیدگی به بیمار باشه.
اما اگر فقط به خاطر حقوق نامناسبه، قطعا با عوض کردن شغلت، هستند جاهایی که بهت حقوق بیشتر بدن روی حساب اینکه رشته و مدرکت خوبه.

+9 #12 Roshana 1395-10-17 23:06
من تا همین یه سال پیش آدم لیست بنویسی بودم ولی الان دیگه نیستم.چون با خودم تعارف نداشتم و میزدم زیر برنامه ریزیم.دلیلشو بخوام بی تعارف بهتون بگم همین بود که لیست می نوشتم به چه پر و پیمونی!تا برنامه های ده سال آینده رو جوابگو بود.معلومه که وقت و انرژی من پاسخگو نبود و ناامید میشدم.الان لیست رو فقط وقتی مینویسم که پروژه سنگینه و گیج شدم که از کجا شروع کنم.مثل الان که تو امتحانات دانشگاهم و وقتم هم کنه.
خلاصه خواستم بگم هرکی باید راه خودشو بره تا روش مخصوص برنامه ریزی خودشو پیدا کنه و دونستن برنامه دیگران هم خیلی کمک کننده س.
ولی حرفی تو لذت خط زدن کارا و پاره و مچاله کردن برنامه ش نیست!
#18703 Negara 2017-01-06 19:40:38
نکته خوبی رو گفتی. حتما جحتما باید موقع لیست نویسی جلوی افسانه بافی رو بگیریم. به شدت این احتمال هست که برنامه ریزی تبدیل بشه به یه چیز کمال گرایانه غیر قابل اجرا.
باید حتما به شدت معتدل و با انتظارات خیلی کم برنامه ریزی کرد. اصلا فرض کن برنامه رو قراره یه بچه اجرا کنه. در این حد سبک برنامه ریزی کن.

+1 #11 ~مریم~ 1395-10-17 10:07
نگارای عزیزم این پستت باز هم بهم ثابت کرد چقد وجه مشترک داریم و از این بابت خیلی خوشحالم. وقتی مدل لیست نوشتنت رو خوندم خودمو تصور کردم که دارم لیست می نویسم. منم چند سالیه بدون لیست و برنامه ریزی کارامو انجام می دم و خیلی خیلی بهم کمک میکنه. قبل از شروع سال جدید هم همیشه لیستی از اهدافی که میخوام توی سال جدید بهشون برسم رو مینویسم و هر چند وقت یکبار مرور میکنم. واقعا حس خوبیه وقتی یه کاری رو انجام می دی و از لیست خط می زنی. فقط برا اینکه ناامید نشم سعی میکنم همیشه لیست هام منطقی باشه و الکی کلی چیز میز ننویسم. راستی لیست خرید من هم همینطوریه و خیلی کمک میکنه تا وقتم گرفته نشه. بازم مرسی بخاطر نوشته های خیلی خوبت:*