چی نپوشیم؟
سه شنبه, 28 دی 1395 ساعت 18:22

چه جوری برای زندگی و زمانم برنامه ریزی کنم؟ قسمت سوم

این مورد را ارزیابی کنید
(57 رای‌ها)

حالا که با هم لیست نویسی رو یاد گرفتیم و خوشبختانه  توی کامنتها فیدبک خیلی مثبتی هم از دوستان فعال گرفتم و بعد هم براتون مفصل درباره استفاده از تقویم برای ایجاد عادتهای خوب توضیح دادم، می خوام یه مدل برنامه ریزی پیچیده تر رو بهتون یاد بدم که البته انجامش کار هر کسی نیست. استفاده از این برنامه یه خطر بزرگ داره، اون هم اینه که بعد از اینکه نشستین سه، چهار ساعت وقت گذاشتین این جدول رو کشیدین و رنگ کردین و....

 

وقتی می گم کار هر کسی نیست، منظورم این نیست که خیلی مثلا انجام دادنش هنره، نه، شاید اصلا این نوع برنامه ریزی به درد بعضی ها نخوره یا مثلا در یه دوره ای از زندگی مناسب باشه ولی همیشه نه. من خودم در زمان تحصیل بیشتر از این برنامه استفاده می کردم ولی الان دیگه لازمش ندارم چون کلا ذهنم مثل این جدولی که براتون می گم کار می کنه.

 

استفاده از این برنامه یه خطر بزرگ داره، اون هم اینه که بعد از اینکه نشستین سه، چهار ساعت وقت گذاشتین این جدول رو کشیدین و رنگ کردین و....، ممکنه کل انرژی و انگیزه تون فرار کنه بره قایم شه و زود هم بر نگرده. پس بدونین این نوع برنامه ریزی مال افراد کم انگیزه یا کسانی که سابقه این رو دارند که برنامه های بزرگ بریزن و انجام ندن، نیست.  این برنامه در واقع مال افراد پیشرفته ایه که مدتی لیست نویسی کرده اند و استاد اون شده اند، مدتی هم با نقویم کار کرده اند و عادتهای خیلی خوبی در خودشون ایجاد کرده ند و در نهایت می خوان یه نظم خوب و اساسی به زندگی شون بدن. مثلا شمایی که الان یکی دو هفته است شروع به برنامه ریزی کرده این، باید چنین برنامه ای رو اقلا از یک ماه دیگه شروع کنین.

 

7

 

حالا که عیبش رو گفتم، مزیتش رو هم بگم. مزیت این برنامه اینه که به شدت زمانهای سوخته و از دست رفته رو براتون زنده می کنه، جلوی علافی و بیکاری و وقت تلف کردن رو می گیره، زمانی رو که فکر می کنین ندارین براتون پیدا می کنه و به شدت در تایمهای بحرانی مثل زمان امتحانات یا زمان تحویل یه پروژه و یا کلا دورانی که زندگیمون خیلی شلوغه موثر و مفیده. یعنی وقتی اینجوری برنامه ریزی می کنین، می بینین همه کارهایی که در ذهن داشتین که توی برنامه جا شد هیچی، کلی هم تایم اضافه میاد.

 

برای شروع یک جدول باید بکشین. همین جا بگم که به نظر من این جدول رو دستی بکشین بهتر و دقیق تره تا اینکه مثل من توی Word درست کنین. ترجیحا دستی بکشین یا مثلا چارچوب اصلی اش رو توی ورد بکشین پرینت کنین و با دست پرش کنین. در ضمن بر خلاف جدول های قبلی این جدول باید بزرگ، تمیز و مرتب کشیده بشه. پس یه کاغذ ترجیحا A3 یا اقلا A4 بذارین جلوتون و 7-8 رنگ مداد رنگی هم بردارین. خط کش هم لازمه.

 

حالا جدولی بکشین که ستونهاش ساعتهای روز باشه و سطرهاش روزهای هفته باشه. روزهای هفته و ساعتها رو مثل این تصویر وارد کنین. فقط دو تا نکته. یکی اینکه ساعتها رو ترجیحا به جای توی سلولهای جدول، روی خط های عمودی بنویسید که سلولهای جدول در واقع نشان دهنده فاصله یک ساعت تا ساعت بعدی باشن. من توی ورد نتونستم این کار رو بکنم. شما جوری بنویسید که مثلا ساعت 6 روی یک خط عمودی باشه و ساعت 7 روی خط بعدی و همین طور الی آخر. نکته دوم اینکه موقع ساعت زدن، روزها رو از 12 شب شروع نکنین. از سمت راست جدول از نزدیک ترین ساعت به بیدارشدنتون شروع کنین. مثلا اگر یک روز 6 صبح پا می شین، اولین ساعت رو بزنین 6 ولی اگر هیچ روزی زودتر از مثلا 9 بیدار نمی شین، از همون 9 یا 8 شروع کنین.

 

2

 

حالا روی یک کاغذ جدا لیستی از همه انواع کارهایی که در یک هفته معمولی دارین تهیه کنین: مثلا سرکار بودن، درس خوندن، غذا خوردن، استراحت، تلویزیون دیدن، حمام، خوابیدن و...

 

ممکنه این لیست مثلا یهو بشه 30 مورد. شما می تونین جدولتون رو با همین جزییات درست کنین، البته به شرطی که به تعداد کارها مداد رنگی داشته باشین. اما به نظر من چنین جدولی خیلی خیلی پادگانی و اردوگاه جنگی طور می شه و آدم از انجامش فراری می شه. من توصیه ام اینه که کارهای مشابه رو با هم گروه کنین و بهشون یک رنگ اختصاص بدین.

 

مثلا توی یه جدول ساده به صورت نمونه این طوری می شه. من نمونه ای از جدولی که یکی دو سال پیش برای مشاوره یه چی نپوشیمی خیلی خوب به اسم ناهید درست کردم رو براتون می ذارم. بعد از اینکه بعضی از کارهاتون رو چند تا چند تا با هم گروه کردین، به هر کدوم یک رنگ اختصاص بدین. اینجوری:

 

سبز ساعات اشتغال (حاضر شدن، زمان توی راه، زمان برگشت و لباس در آوردن)

آبی ساعات خواب بر حسب زمان بیدار شدن هر روز (مسواک، کتاب خوندن و خواب)

بنفش ساعات استراحت (غذا خوردن، تایم نت گردی، تلفن، حمام و...)

قرمز ساعات درس خواندن

 

و...

 

حالا دونه دونه کارها رو بر می داریم و ساعاتی که انجامشون می دیم رو در جدول رنگ می کنیم. گاهی ساعتهایی که انجام می دیم خوب و مناسبه و گاهی بر اساس اون ساعتی که تصمیم داریم انجامشون بدیم (البته بسیار عاقلانه و منطقی و نه خیلی رویایی و غیر قابل انجام) باید تغییرشون بدیم.

 

جدولمون این شکلی می شه:

 

3

 

و کم کم با اضافه کردن کارهای مختلف این شکلی می شه:

 

4

 

و در نهایت می شه یه چیزی شبیه این:

 

5

 

همون طور که توی برنامه می بینین، من برای ناهید حدودا روزی 7 ساعت خواب و 8 ساعت درس در نظر گرفته ام که خوب مطمئنا به جز شب امتحان، برنامه زندگی اکثر شماها این طور نیست. پس، دقیقا بر اساس مدل زندگی خودتون و کارهاتون و برنامه هاتون، از دیدن سریال مورد علاقه تون تا درست کردن غذا و غیره، دقیق و واقع بینانه برنامه ریزی کنین. یه روزهایی ناهید 6 صبح پا می شه می ره سرکار و یه روزهایی می تونه تا 8 صبح بخوابه که بر اساس همین قضیه، ساعت خواب شبهای مختلفش فرق می کنه. وقتی برای خودتون برنامه ریزی می کنین، ترافیک و تایمهای تلف شده احتمالی و غیره رو هم در نظر بگیرین. در ضمن اینجا من نکردم ولی شما با کشیدن خط عمودی توی هر سلول می تونین نیم ساعت و یک ربع رو هم مشخص کنین.

 

البته این درس خوندن های ساعات طولانی قرار نیست یه تیکه و یکجا اجرا بشه و شرایطی داره، اما چون هدف ما اینجا برنامه ریزی برای درس خوندن نیست و این فقط یک مثاله، دیگه وارد جزییات برنامه ریزی درسی نمی شم. فقط این نکته رو در نظر داشته باشین که اگر از هر جایی توی برنامه عقب افتادین یا نشد که اجرا بشه، حتما از هر لحظه ای که می شه دوباره بپرین توی برنامه. لازم نیست جبرانی بگذارین. نباید خودتون رو سرزنش کنین و حق ندارین 3-4 ساعت اضافه تر رو با حس فلج بودن ناشی از سرخوردگی و ناامیدی عقب موندن از برنامه تلف کنین.

 

و اینجا باز می رسیم به استفاده از تقویممون. برای اونهایی که نیاز به نظم سفت و سخت دارن، خود رعایت کردن و اجرا کردن این جدول برنامه روزانه، یکی از اهدافیه که باید براش جایزه تعیین کنن و تو تقویمشون عملکردشون رو ارزیابی کنن. مثلا با خودتون قرار می ذارین که به ازای هر روز که دقیقا طبق برنامه پیش رفتین، یک ستاره یا استیکر هر چی که دلتون می خواد روی تقویم به خودتون جایزه می دین و به ازای مثلا هر 3 تا روز چهارم به خودتون یک ساعت استراحت اضافه پاداش می دین یا مثلا به ازای هر 5 تاش دو ساعت کار کاملا غیر مفید در حد تلگرام گردی و ولو شدن روی تخت و اینها به خودتون جایزه می دین.

 

6

 

ادامه دارد...

اطلاعات تکميلي

  • ثبت نظر جدید در این پست فعال است؟: خیر
خواندن 9458 دفعه

کاربر گرامی، برای ثبت پرسش یا نظر لطفا در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها  

+1 #42 مینا 1395-11-11 11:57
خانوم نگارا،سلام.
مدتی هست که سایت بسیار بسیار خوبتون رو دنبال میکنم ولی تا الان کامنتی ندادم.پستهایی که در مورد برنامه ریزی نوشتین واقعا عالی بودن،من خودم قبلا بارها کتابهای برنامه ریزی یا تو سایتهای مختلف در موردشو خونده بودن ولی اولین بار بود که برنامه ایی رو میدیدم که جامع و قابل اجرا باشه.بسیار بسیار ممنون از وقتی که میگذارید :)
#19007 Negara 2017-01-31 17:03:05
ممنون عزیزم که کامنت گذاشتی. موفق باشی.

0 #41 جودی 1395-11-10 12:29
سلام، نگارا، من چون می خوام پولم رو جمع کنم تا اون چیزی رو ک بخوام بخرم، واس همین ب جای اینکه دفتر جدید بخرم می خوام دفتر قبلیم رو ک کهنه شده جلدش رو تغییر بدم مثلا با کاغذ رنگی، ولی می ترسم بی کلاس باشه یا اینکه بچگونه باشه، ب نظرت بخرم یا همینو ترمیمش کنم؟اگ با ترمیم موافقی میشه چند نمونه عکس بذاری واسم ک بچگونه نباشه در حد ی کسی ک سومین سال دانشجویش هستش؟
#19006 Negara 2017-01-31 17:02:31
سلام عزیزم چه اشکالی داره اگر جا داره همین رو ترمیم کن. عکس ندارم ولی یه ایده دارم که قشنگ میشه. از این مغازه هایی که فتوکپی می گیرن کاغذ برچسبی طلایی رنگ بگیر. سایز A4 هست و هر رنگی می تونه باشه. من با طلایی مات روی کتاب امتحان کردم قشنگ شد و دفترت رو باهاش جلد کن. کلا می چسبه به جلد اصلی و نمی ذاره پیدا باشه در ضمن جلد رو سفت و شق و خوشگل می کنه.

+1 #40 مهدخت 1395-11-10 00:27
نگارا برات گفتم که من خودم یه برنامه و البته بیشتر یه جور گزارش کار دارم برای خودم.اما وقتی فکر کردم دیدم الان که دارم برای ارشد میخونم واقعا مدل زندگیم خیلی فرق میکنه و اون برنامه ریزی مال روزای عادی زندگیه...برای همین هم یه تقویم که تو پست قبل گفتی برای خودم تو ورد درست کردم و پرینت گرفتم چون مشابه تقویمی ک گفتی رو پیدا نکردم هم این برنامه رو درست کردم و همین الان رنگ امیزیش تموم شد...همه سعی مو کردم واقع بینانه باشه ولی هنوزم حس میکنم کمال گراییم از یه جاهاییش میزنه بیرون..در هر حال یه مدت اینجوری پیش میرم اگر دیدم نیاز به تغییر داره عوضش میکنم..در هر حال میخواستم بگم منم شروع کردم و امیدوارم جواب بده این شکل برنامه ریزی...راستی استیکرم خریدم و جایزه هامم مشخص کردم.ممنون برای همه این اموخته ها عزیزم.
#19005 Negara 2017-01-31 17:00:42
موفق باشی عزیزم. کمال گرایی تحت کنترل خوبه ولی نباید زندگی ادم توسط اون کنترل بشه. همین

+3 #39 مريم 1395-11-09 21:24
سلام مجدد به نگاراي نازنين
مطلب دوست گرامي زينت خانم را خواندم
چون تجربه مشابهي دارم خواستم براشون مطلبي بنويسم
عزيزم از وجود كوچولوي نازنينت لذت ببر و بايد بدونيم
بزرگ كردن يك فرزند شاد و خوب ارزش بسيار زيادي
دارد تا با فكري ناارام و ... چند صفحه زبان بخوانيم
من خودم كارهاي ضروري را مثل انجام پروژه و ... را
انجام ميدهم ولي بعضي كارهايي كه دوست داريم بايد
موكول شود به وقتي كه فرزندمون مهد رفت و فرصت بيشتري
داريم
باور كنين اگر اغوش گرفتن و بوييدن فرزندتون و ... را
به قول نگاراي عزيز در همان لحظه حس كنين يكي از بهترين
دوران ها براتون خواهد شد
ضمنا من بخصوص خارج از ايران زياد ديده ام كه مادران
با فرزندان كوچكشون همزمان كه انها را در اغوش دارند
ورزش مي كنند
ممنون
0 #38 Zohre 1395-11-09 03:29
من یکبار دیگه هم کامنت گذاشتم نمیدونم ارسال شده یانه، خیلی زیاد ممنونم ازتون بخاطر این راهنمایی های فوق العاده،من بیست و سه سالمه و دانشجوی ترم آخر فیزیک هستم تو یه دانشگاه دولتی تو این دو سه ماهی که مونده به کنکور میخواستم یک برنامه ریزی سفت و سخت واسه درس خوندم داشته باشم ازهمین مدلی که شما توضیح دادید اما با بعضیا که مشورت کردم میگن بجای کنکور ارشد برم کنکور تجربی ثبت نام کنم،میگن فیزیک تهش هیچی نیست و حتی اگه دکتری بگیری هم هیات علمی استخدامت نمیکنن اما اگه کنکور تجربی شرکت کنی یه دندونپزشکی یا دروسازی بخونی عالیه، خودم راستش به فیزیک خیلی زیاد علاقه دارم اما ازیه طرف هم دوست ندارم بعد از کلی زحمت درس خوندن بیکار بمونم و افسرده شم داشتن شغل و درآمد خیلی برام مهمه ازیک طرف هم کنکور تجربی دادن بنظرم خیلی آسون تره تا کنکور ارشد،واقعا سردر گم‌شدم نمیدونم باید به سمت کدومش برم میشه شما نظرتون رو بگید
#19042 Negara 2017-02-03 22:19:37
زهرا جان راستش نمی دونم ولی این طور نیست که قرار باشه آدمها حتما توی رشته خودشون کار کنن (البته به جز قضیه داروسازی و دندانپزشکی) و من باشم زودتر برم سر کار به جای اینکه از صفر شروع کنم. با این اوصاف من فکر می کنم در رشته خودت ادامه تحصیل بده یا اصلا همین الان دنبال کار باش.

+2 #37 sara 1395-11-08 01:12
نگارا جان تو متن اشاره کردی که وارد حزییات برنامه ریزی درسی نمیشی میخواستم ازت بخوام یک یا چند مطلب رو منحصرا اختصاص بدی به برنامه ریزی درسی با ذکر جزییات
ممنونم
#18992 Negara 2017-01-28 15:25:56
راستش عزیزم دوست دارم ولی اولویتش توی صف ایده هام برای سایت پایینه. خیلی از مطلب اصلی نمی خوام دور بشم مگر با چیزهایی که مطمئن باشم تو سایتهای دیگه بهترش پیدا نمیشه.

0 #36 ماهک 1395-11-07 15:21
نگارای عزیز مرسی بابت توضیح جامع و مبسوط
میخاستم اگه ممکنه راجع به یادگیری یه توضیحی بدی
البته میدونم موضوع سایت تو این زمینه نیست ولی از اونجایی که شما استاد همه جانبه ما هستین میشه یه کمکمی تو این زمینه بکنی.من دانشجو پزشکی ام اما مطالب و درس هام خیلی زود یادم میره و انگار عمیق خوندن رو بلد نیستم.برای اینکه موندگاری مطالب تو ذهن بیشتر بشه چجور باید درس خوند؟یا اصلا درس هم نه مثلا وقتی یه کتاب آموزشی مثل از حال بد به حال خوب میخونیم باید چجور بخونیم که بیشترین استفاده رو ببریم و بعدش وضعمون یه فرقی با نخوندنش داشته باشه؟؟؟
#18991 Negara 2017-01-28 15:25:18
عزیزم من تخصص درباره تقویت حافظه و علم اون ندارم ولی سایتها و مجلات زیادی هست در این زمینه.

+3 #35 Adeleh 1395-11-07 12:15
یک سوال فوری فوتی هم از خدمت شما داشتم نگارا جان. من حقیقتش از امروز میخوام دخترمو از شیر بگیرم. به نظر شما چیکار کنم که سینه ها کمترین افتادگی رو داشته باشه؟ آیا سوتین های سفت میتونه کمک کنه؟ مامانم که میگه همینطور شل و آویزون میمونه و دیگه نمیشه کاریش کرد :sigh:

اگه لطف کنید و در مورد نحوه آموزش زبان به کودکان هم با توجه به رشته تخصصی تون بفرمایید هم که عالیه.دخترم بیست روز دیگه دوساله میشه و شنیدم باید آموزش زبان رو از سنین پایین شروع کرد. خودم براش شعر و کتاب انگلیسی میخونم ولی فقط همین. با اینکه مدرک آیلتس دارم, ولی چون زبان محاوره انگلیسی خیلی آشنا نیستم میترسم یه چیز بگم ولی مردم نیتیوش چیز دیگه ای در مورد مشابه بگن.
ببخشید خیلی طولانی شد.
با تشکر از لطف شما
#18990 Negara 2017-01-28 15:24:35
عزیزم در مورد مساله اول متاسفانه افتادگی اتفاق افتاده و وقتی سینه خالی از شیر بشه خواهی دید. این یک موضوع طبیعیه و قیمتیه که مادرها برای شیردادن می پردازن. البته برای اصلاحش هم مطلبم رو درباره فرم دهی سینه ها بخون.
در مورد آموزش به کودک هم به نظر من باید کار رو به متخصصش سپرد. از سه سالگی آموزش رو در یک مهدکودک خوب، از 5 سالگی در یک آموزشگاه خردسالان خوب و از 7 سالگی در یک آموزشگاه خوب کودکان میشه بهترین نتیجه رو گرفت.
کارتونهای دوبله نشده هم دم دستش باشه. دوره Magic English هم خوبه. لفطا فقط کسی آموزش بده که هم بهترین تلفظ رو داشته باشه هم روش تدریس بلد باشه وگرنه بچه مثل خیلی از خودهامون از زبان انگلیسی زده و متنفر میشه.

+3 #34 Adeleh 1395-11-07 11:03
سلام خدمت نگارای عزیزم.
این پست های مدیریت زمان عالیه. از شما سپاسگزارم. این فلسفه شما هم خیلی قشنگه که بدون عذاب وجدان از لحظه لذت ببری. من خیلی وقته مطالب شما رو میخونم و خیلی چیزها از شما یاد گرفتم. یکیش تغییر رفتار ورزش جلو تلویزیون به جای لم دادن و خوردن بی هدفه. یکیش اینه که ناخن هامو هر هفته خودم مانیکور میکنم. باورتون نمیشه که قبلش چقدر ناخن های زشتی داشتم و فک نمیکردم بشه کاریشمون کرد. هزار تا ممنون
یه چیز دیگه هم بگم, شما جز افرادی هستید که در اولین آشنایی به دل من نشستید و ندیده دوستتون دارم. تازه فهمیدم وجه های مشترکی هم داریم. مادر منم مدیر دبیرستان بودن و من هم یه خواهر و یه برادر دارم مثه شما. به نظرم مادر های معلم بسیار موفق اند و بچه های موفقی هم دارند. با همین برنامه ریزیشون سه تا بچشون رو دکتر و متخصص کردن. ولی متاسفانه من و خواهرم هیچ به مادرمون نرفتیم.
فعلا که دارم با الهام از پست های شما, تغییراتی در لایف-استایلم میدم و کمی اون رو مدیفیکه میکنم. باز هم میگم ازتون بسیار بسیار سپاسگزارم نگارا جون :roll:
#18989 Negara 2017-01-28 15:21:45
ممنون از همه لطفت و موافقم. اکثر خانمهای شاغل به خصوص فرهنگی ها بچه های موفقی تربیت می کنن.

+2 #33 پریسا 1395-11-06 14:28
سلام نگاراجون
این پست خیلی عالی بود و من کم کم دارک به این روشها زندگیمو مدیریت می کنم قبلا لست نویسی می کردم ولی نمیدونم چی شد ترکش کردم
برای پسرم هم یه دفتر پلنر تخصیلی گرفتم تا یاد بگیره از همین دوران دبستان کاراشو برنامه ریزی شده انجام بده . ممنون
#18988 Negara 2017-01-28 15:21:11
بسیار عالی. یادش بده تمام عمر نجاتش میدی از بلاتکلیفی و استرس.

+2 #32 sarah 1395-11-05 22:26
نگارا جون سلام
برای مطالب برنامه ریزی نظر گزاشته بودم اما بازم اومدم تشکر کنم
قبلا همش تو زمانهای بیکاریم میگفتم ای بابا کاریم نیس انجام بدم الان که به لیست کوچیک روزانم نگاه میکنم بعضی شبا میبینم به دو سه تا کار نرسیدم تعجب آوره و البته لذت بخش
ممنونم ازت
#18987 Negara 2017-01-28 15:20:49
عالی عالی!

+5 #31 مريم 1395-11-05 20:46
سلام نگاراي عزيز
واقعا از اينهمه مطالب مفيدتون ممنونم
من هر شب مطالبتون را در اينستاگرام و سايت چك
مي كنم و واقعا ازشون استفاده مي كنم
روش برنامه ريزي من اين است كه من يك چك ليست بزرگ
با طبقه بندي هاي مختلف دارم
مثلا يكي راجع به ظاهرم كه مثلا امسال مي خواهم به
فلان وزن برسم و ...
يكي راجع به كارم كه بايد در رابطه اش اين كار را
انجام بدهم و ...
و يك چك ليست كوچكتر در راستاي ان
مثلا توي اين هفته ٣ ساعت پياده روي يا شبها فقط
شام خوردن و ...
فقط كمي در مديريت فضاي مجازي و كانالهاي اجتماعي
مشكل دارم؛ يعني وقت زيادي را براي اين قضيه تلف مي كنم
شما چه جوري اين مساله را مديريت مي كنين كه به اندازه
در اين فضاها باشيد نه بيشتر از ان؟؟؟
باز هم از شما متشكرم و اميدوارم به تك تك ارزوهاتون
برسين
#18986 Negara 2017-01-28 15:20:35
ببین من اووون قدر وقتم با کارهای دیگه پر هست که دقایقی که صرف شبکه های اجتماعی می کنم نه تنها عذاب وجدان ندارم بلکه حس می کنم جایزه دارم می دم به خودم. برنامه ریزی سفت و سخت بکن، زمانت رو فعال و پویا بگذرون جوری که واقعا نتونی طولانی آنلاین بمونی و اون قدری که می مونی حقت باشه.

+2 #30 نارسی 1395-11-05 14:23
سلام.خوشحالم توو سایت شما ثبتنام کردم،من خیلی به مد و لباس و اینا علاقه مندم از روشهای برنامه ریزیتونم خیلی خوشم اومد و سعی میکنم ازش استفادهکنم، میدونین من متولد ۷۱ هستم اما با این وجود حس میکنم به اندازه سنم زندگی نکردم ولی شما خیلی خوبین به من نشاط میدین :-) بازم سر میزنم
#18985 Negara 2017-01-28 15:19:22
خوش اومدی عزیزم

+2 #29 زینت 1395-11-04 23:12
قسمت دوم: اصلا هم نمی تونم کوتاه بیام که از هیچ کدوم اینا بگذرم. ولی خب چیکار کنم که بچه داری بیشتر وقتمو میگیره و خیلی پیش بینی نشده هست و نمیذاره کارام رو برنامه جلو بره. برنامه ریزی هم روی کاغذ دارم و روزانه مدام کارامو انجام میدم و تیک میزنم. اما هر روز حداقل دوسه تا کارام میمونه و نمیرسم انجام بدم. چیکار کنم؟همش از اینکه طبق برنامه نبودم عذاب وجدان دارم و از خودم راضی نیستم :sad: . همش استرس دارم. چیکار کنم که به همه این کارا برسم؟همشون واقعا برام مهم اند. انرژی و انگیزه زیادی دارم و همه ازم تعجب میکنن که میخام همه این کارا را با هم انجام بدم
ببخش که حرفم انقدر طولانی شد ولی واقعا دنبال یه راه حل ام.ممنونم ازت نگارای مهربون و دوست داشتنی ;-)
#18984 Negara 2017-01-28 15:19:03
زینت جان فکر می کنم بخش اصلی قضیه اینه که تو هنوز نپذیرفته‌ای که شرایط جوری شده که نمی تونی و قرار هم نیست مثل سابق اکتیو باشی.
بزرگ کردن بچه و به خصوص نگهداری از نوزاد از یک کار تمام وقت انرژی خیلی بیشتری می بره و از نظر روحی و جسمی به خصوص تا شش ماه واقعا واقعا زندگی دگرگون می شه..
این خیلی خوبه که تو انگیزه داری که زندگی اکادمیک و ورزش و کارهات رو کنار نگذاری ولی اگر واقع بین تر نشی، به زودی افسردگی شدید ناشی از شکست در این برنامه ها بهت غلبه می کنه.
مطلب قطار رو مجددا بخون و بپذیر که الان مدتیه که قراره از روی قطار افتاده باشی پایین و قبوله و اوکیه.
اگر سطح توقعت رو به سطح توانت نزدیک نکنی مثل الان همه اش باید در استرس و عذاب باشی و افسرده میشی.
یه دفتر بردار و اهدافت و برنامه هات رو از مثلا 3 ماه بهد به بعد در حد اهداف کوچیک و قدمهای مورچه ای بنویس. هر وقت ناامید شدی اون رو نگاه کن و بدون که میری سراغش ولی الان وقتش نیست. بپذیر.

+2 #28 زینت 1395-11-04 23:12
سلام نگارا جون.من یکی از خوانندگان خاموشم که از همون اوایل وبلاگت تا الان خواننده همیشگی و پر و پا قرص مطالبت هستم. ولی خب بیشتر از دوسه بار نرسیدم سوال بپرسم.حالا یه سوال داشتم با یه توضیح مفصل: ناچارا پیاممو توی چند قسمت میفرستم: من یه نوزاد چهار ماهه دارم. در اثر بارداری اضافه وزن دارم و باید روزانه ورزش کنم یا تردمیل برم، برنامه رژیم هم دارم و باید تا میشه طبق اون رفتار کنم، الان زمان کار کردن روی پروژه ارشدمه و باید روزانه مقداری روش کار کنم. در ضمن در روز حتما دوست دارم حداقل ده صفحه کتاب و یه مقداری هم زبان بخونم. بچه داری و آشپزی و مرتب کردن خونه را هم به اینا اضافه کن. :cry: پایان قسمت اول
-7 #27 مریم 1395-11-04 23:09
سلام
میگم نگار جان .. من همیشه به همه میگم که آدم عاقل خودشو بهتره به خنگی و نفهمی بزنه.. به دست و پا چلفتی بودن.... چون درغیراینصورت توقع خانواده حسابی میره بالا
نمونش من و خواهرم .. همیشه ازاون انتظار داشتن که 20 بگیره.19 میگرفت دعواش میکردن-اما من وقتی 10 هم میگرفتم خداروشکر میکردن .. یعنی از اینکه خودمو یه آدم تنبل نشون دادم اصلا ناراحت نیستم.. چون هیچوقت اون فشارایی ک خواهرم تحمل کرد و اصلا تجربه نکردم..راحت بودم.چه کم میگرفتم چه زیاد همیشه تشویق میشدم . ازاون ورم مسئولیتی به دوشه من نمینداختن.
دیدمfarnaz اون حرفارو زد آخه (تو بخش پرسش وپاسخ).. بنظر شما این شیوه بهتر نیست؟؟ حالا توی کار ومحیط های دیگه آدم باید خودشو نشون بده اما اینور نه
#18951 Negara 2017-01-24 15:03:44
نه، من موافق نیستم مریم جان. درسته که با این کار سطح توقعات مردم از آدم میاد پایین، اما سطح حساب کردنشون و قبول داشتنشون هم میاد پایین. من دوست ندارم دیگران فکر کنن من کم هوش تر یا تنبل تر از اونیم که هستم. دوست دارم به اندازه ای که بهترینمه آدم حسابم کنن.

+4 #26 atefe 1395-11-04 21:12
سلام دوباره
امروز داشتم برای جواب سوالی توی سایت میچرخیدم، توی بخش نظرات یه پست قدیمی دیدم تبریک تولد گفتن بهتون، تاریخش بهمن بود. حالا مطمعن نیستم و نمیدونم که چندم، اما تولدتون مبارک. البته اگه اشتباه نکرده باشم تو تاریخا :) همیشه شاد و موفق و خوب باشید :) و مثه بچه ها که بهشون میگن بهترین کادوبرای پدرمادرتون، خوب درس خوندن ه، کادوی ماهم میشه استایل خوب داشتن در همه ی زمینه ها. :گل
#18950 Negara 2017-01-24 15:01:59
عزیزم ممنون :)) تولدم بیست و سومه. :*

+2 #25 نیلوفر 1395-11-04 18:47
سلام
نگاراجون . مرسی از ایده جالبت
من برنامه ریزیم رو تو دفترچه انجام میدادم و اولویت
بندی میکنم. از ۷صبح تا ۷ شب.
این شیوه جالبه . فکر کنم برای من که دانشجو هستم به درد بخور باشه.
راستی من دوتا مشکل دارم. یکی اینکه وقتی بعد سه هفته میام خونه. هیچ کاری ندارم بکنم و زمان بیکاری زیادی دارم.
دوم. نگاراجونم میشه در مورد برنامه ریزی مالی مطلب بزاری؟ من با مدیریت پول هام و نحوه پس انداز مشکل دارم.
نگاراجون بابت تک تک چیزهایی که به من یاد دادی ممنونم.
#18949 Negara 2017-01-24 15:01:29
برنامه ریزی مالی رو باید روش فکر کنم.
برای اون هفته ای که میای خونه که خیلی خوب می تونی برنامه ریزی کنی. 2-3 روز قبل لیست کارهایی که تو این مدت می خوای انجام بشه رو تهیه کن، کارهای عقب افتاده رو هم اضافه کن، به روزها اختصاص بده و...

+2 #24 مریم 1395-11-04 18:41
به nazmehr عزیز
عزیزم منم وقتی 17 سالم بود به شدت با خانوادم لج بودم و همش دعوا داشتم باهاشون ... اصلا هم خودمو خوشکل حساب نمیکردم.. هرجایی هم که میخاستیم بریم کلی ناراحت میشدم و غصه میخوردم که قیافم خوب نیست.. لباسام خوب نیس.. چاقم و .... حتی بلد نبودم با بقیه صحبت کنم .. همش ساکت بودم تو خودم بودم میترسیدم کسی باهام حرف بزنه
اما اما مطمعن باش همه ی این حسا میگذرن ...
الان 4ساله از اونروزا میگذره .. تیپم عالی شده.. به خودم و چهرم و وزنم میرسم .. یاد گرفتم خیلی خوب باهرکسی صحبت کنم-180% درجه توهر زمینه یی تغییر کردم
بنظرم نگارا اوکی گف.برو ی مشاور.هر مشکلی راه حلی داره.چاقی.قد.درس همه ی اینا درست میشن .
0 #23 nazmehr 1395-11-04 14:29
مرسی نگارا جان. سعی میکنم دیگه به اینکه زشتم و اینا فکر نکنم...
ولی دوس دارم یه سری لباسا و لوازم آرایشی بهداشتی خوب بگیرم که چون تا حالا خرید درست و حسابی نکردم نمیدونم باید چی بگیرم. میشه چند تا مارک نه خیلی گرون از چیزایی مثل عطر و مام و سرم مو و نرم کننده و ماسک و رژ و کرم بدی بهم‌؟ رفتم دکتر پوست و بهم گفت کرمی بگیر که oilfree باشه هم ضد آفتاب هم کرم پودر . مارک خوبی میشناسی؟
گفت بهم اکتی پور خوبه ولی قیمتش 50 و خورده ای هست که برای یه کرم واسم گرونه :sad:
و اینکه به نظرت چکار کنم لاغر بشم ؟ قدم 162 وزنم 70 هست..خیلی میخورم...بیشترم عصبی هست...وقتی عصبیم و از قیافم ناراضی هستم میگم به درک و کلی خوراکی چرت و پرت میخورم :cry:
#18948 Negara 2017-01-24 14:59:59
حالا وقتشه سایت رو مفصل بخونی و اگر چیزی باقی موند در بخش پرسش و پاسخ بذاری توی نوبت.

forum banner mobile