چی نپوشیم؟

پرسش و پاسخ

در این بخش می تونید بعد از ثبت نام در سایت پرسش هاتون رو برای من ثبت کنید تا پاسخ بدم.

برای دیدن پاسخ سوالهای ماههای قبل اینجا کلیک کنید: آرشیو پرسش و پاسخ

لطفا به قوانین پرسش و پاسخ توجه کنید:

1. قبل از طرح پرسش از دکمه جستجو استفاده کنید و مطالب قبلی رو بخونید. پرسشهای تکراری پاسخ داده نمی شه.

2. برای جواب گرفتن تا دو ماه وقت بگذارید. لطفا سوالاتتون رو دو ماه زودتر از موعدی که نیاز دارید مطرح کنید. اگر برای جواب گرفتن عجله دارید از مشاوره تلفنی یا ایمیلی استفاده کنید.

3. لطفا هر چه کمتر سوال بپرسید و نوبت دیگران رو رعایت کنید. سوالات کوتاه، منظم و شماره خورده و با اطلاعات کافی باشه. تعداد کاربران زیاده. اگر شما سوالتون در ادامه پرسش قبله، لطفا کل سوال و جواب قبلی رو دوباره برام بگذارید.

4. در هیچ محل دیگه ای به جز این صفحه سوال نکنید. پرسشهای ایمیلی، اینستاگرام و دایرکت یا ثبت شده دربخش دیدگاه های صفحات مطالب پاسخ داده نمی شه. سوالات باید همین جا بره توی نوبت.

5. این پرسش و پاسخ برای طرح در مقابل همه کاربرانه و عمومیه. لطفا سوالات خصوصی تون رو جوری نگذارید که آشناها شما رو بشناسند و از من نخواین سوالتون رو پاک کنم. من فقط عکسهای خصوصی از هیکل یا چهره شما رو پاک می کنم. در طرح مسائلتون به حریم خصوصی خودتون توجه کنید. اگر سوالتون بسیار خصوصیه از مشاوره تلفنی یا ایمیلی استفاده کنید.

6. برای تشخیص فرم هیکلتون من احتیاج به اندازه دور سینه، دور کمر، دور باسن و قد و وزن و دو تا عکس با لباس چسبون تیره از روبه رو و پهلو دارم. اطلاعات ناقص جواب نمی گیره.

چاپ ایمیل

کاربر گرامی، برای ثبت پرسش یا نظر لطفا در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها  

0 #208 s 1398-07-21 20:06
سلام نگارا جونم. من از سایت گیس گلابتون اینجا رو پیدا کردم. خوشحالم که خانم نازنینی مثل شما رو کشف کردم.
من در یک شهرستان کوچک زندگی میکنم که فضاش بسته هست و باید خیلی سنگین و رنگین از خونه بری بیرون.
فرم هیکلم ساعت شنی هست(خدارو شکر خیلی خوشتیپم. استخر که میرم همه فکر میکنن مریی شنا هستم یا شناگر حرفه ای). ولی معمولا مانتو راسته و تا حدی گشاد میپوشیدم.
با فضای بسته شهر و البته تعصب خیلی بالای پدرم جرات نمیکنم لیاس یک کمی جذب یا با کمر مشخص بپوشم. ولی خداییش اگر بپوشم خیلی جذاب میشم و بهم میاد.
راستش رو بگم؟۳۷ سالمه و هنوز مجردم. میخوام فرم لباس پوشیدنم رو عوض کنم و اگر خدا بخواد ازدواج کنم.
ولی میترسم که در این شهر و با این خانواده ام فکر کنن از راه به در شدم و پشت سرم حرف بزنن. چکار کنم به نظرتون؟؟
#21600 Negara 2019-12-10 15:01:10
سلام عزیزم خیلی خوش اومدی. من موافق این هستم که عرف شهرت رو رعایت کنی و انگشت نما نشی ولی از طرف دیگه خود ما هستیم که محدودیت‌های فرهنگی رو از سر راه بر می‌داریم و دنیامون رو بهتر می کنیم. به نظرم چون ساعت شنی هستی، اینکه مانتوهات کمر مشخص داشته باشه برات ضروریه. حالا لازم نیست کل مانتو تنگ یا کوتاه باشه حتی یه مانتوی گشاد که با کمربند جمع بشه اندام تو رو زیبا می‌کنه. سعی کن رنگها رو هم در حدی که قابل قبوله وارد کمدت کنی و خیلی نامحسوس در قسمت های کوچیکی از ست لباست (اکسسوری ها) رنگهای ست شده و هارمونیک رو به کار بگیری.

0 #207 sara47 1398-07-17 13:43
سلام نگاراجون . من قبلا برای انتخاب مانتو مشکلی نداشتم ولی تقریبا 2سالی هست که نتونستم مانتو بخرم هرچی بوده دادم خیاط دوخته هرچند خیاطی که میشناسم باسلیقه س اما بعضی وقت ها دوست دارم از بیرون مانتو بخرم نگارا جون من استخوان های ظریفی دارم بعضی اوقات با پرو کردن مانتو های جلوباز یا بلند احساس میکنم توشون گم میشم البته اندامم مشکلی نداره ولی احساس میکنم این مانتوهای جلوباز برای دخترهای قدبلند یا دخترهایی که استخون بندی درشتری دارن بهتره نظرمن درسته؟حالا اگه بخواهم مانتوی جلوباز بپوشم چه مدلی به من میاد زیر مانتو چی بپوشم ؟میشه چند مدل پیشنهاد بدی؟ کدوم مرکز خرید توتهران خوبه؟نظرت درباره ی مرکز خرید کورش ستاری چیه؟به اون جا سر زدی؟
#21599 Negara 2019-12-10 14:55:21
سلام فرم هیکلتو نمی‌دونم ولی کلا مانتو جلوباز گشاد برای قد بلند مناسبه ولی با استخون بندی ظریف هم خوب میشه. مدلهایی بگیر که سرشونه برشدار دارن (عبایی و کیمونویی و.. نه) یا در کمر جمع میشن و قد خیلی بلندی ندارن.
کورش مرکز خرید خوبیه ولی خیلی قاطی پاتی و ریز ریزه فروشگاههاش. من جاهایی رو ترجیح میدم فروشگاه‌های کمتر و بزرگتر داشته باشه و یه کم از نظر موضوعی مرتب تر باشه دسته بندی فروشگاههاش. خیابون ونک و پالادیوم مرکاز خوبی هستن برای خرید ولی برای مانتو خیابون ولیعصر از پارک ساعی تا ونک مرکز خوبیه.

+2 #206 sara47 1398-07-14 12:37
سلام نگارا جون من از17سالگی میخواستم بینی مو عمل کنم اما 2ساله تردید دارم نمیدونم عمل کنم خوب میشه یانه بعضی از دوستام که عمل کردن میگن نوک بینی مون زود تغییر شکل داد وهوارو هم خوب حس نمیکنیم . اگه من بخواهم بینی مو طبیعی عمل کنم به نظرت آسیبی به حس بویایی ایم نمیرسه؟؟من نیم رخ بینی مو دوست ندارم از روبرو مشکلی نداره. قبلا گفته بودی دکترشما فیروز ناظم بود آدرسش مطهری_سهروردی بود؟من سرچ کردم فکرکنم یه کلینیک هم دارن کلینیک پیروز عباس آباد آدرسش درسته؟راستی ایشون طبیعی عمل میکنن؟
#21588 Negara 2019-10-13 14:44:12
بینی ات رو در صورتی عمل کن که از بینی فعلی ات متنفر باشی نه به خاطر پیشنهاد دیگران
اگر پیش دکتر خوبی عمل کنی هیچ ارتباطی به حس بویایی یا صدا و تنفس و غیره نداره عمل بینی، نوک بینی هم دلیلی نداره تغییر کنه
بله دکتر فیروزه ناظرم همون سهروردی مطهری هستن من از کلینیک و بیمارستانشون اطلاع ندارم.
طبیعی عمل می کنن ولی برو از نزدیک نمونه کارشون رو هم ببین.

+1 #205 mina 1398-07-12 13:47
سلام نگارا جون
پیش پیش تشکر میکنم به خاطر زحماتتون
تابستون آینده جشن عروسی برادرمه و سوالاتی داشتم
من دختر مجرد 23 ساله ای با قد 170 و وزن 50 و گلابی لاغر هستم
عکس چهرم اینه که لطفا منتشرش نکنید

مدل لباس انتخابیم هم اینه به همین رنگ سورمه ای
imgurl.ir/uploads/g586402_.jpeg
لطفا بگین که رنگ و مدل انتخابیم مناسب هس یا نه و رنگ و مدل مو و
آرایش و کیف و کفش و جواهرات متناسب با این مدل ورنگ لباس و چهره من رو هم پیشنهاد بدین. آیا اکسسوری های نقره ای مناسب هست؟
و من نمیدونم چطور آرایشی با این رنگ لباس جذاب و هارمونیکه
ببخشید سوالام زیاد شد
ممنونم
#21587 Negara 2019-10-13 14:41:32
رنگ و مدل لباست خیلی خوبه فقط من باشم چون لاغر و کشیده هستی به جای رنگ تیره یه رنگ چشمگیر مثل سرخابی یا فیروزه‌ای رو انتخاب می کنم.
کیف باکسی کوچولوی نقره‌ای با کفش پاشنه بلند نقره‌ای خوبه برای این لباس.
جواهرات فقط یه گوشواره می‌تونه باشه، همینجور برلیان دار و می‌تونه آویز بلند باشه
با لباس سرمه‌ای آرایش اسموکی خوبه
چشم تیره لب ملایم
رنگ و مدل مو هم اگر همین سرمه ای انتخاب کردی طبعا انواع بلوند و قرمز مناسب‌تره اما اگر لباس رو رنگ چشمگیری انتهاب کردی موها رو تیره نگه دار

+4 #204 Roziita 1398-07-11 22:32
سلام نگاراجون.
من۲۰سالمه،۶ماهه نامزد کردم.درس خوندنو اصلا دوست نداشتم بخاطر همین از دبیرستان کلی تجدید دارم،قصد دادن تجدیدها رو هم ندارم.از یه طرف ناراحتم که دوستام یا دانگشاه میرن یا خودشونو یجوری سرگرم کردن اما من همش بیکار تو خونم:(اصلا هدف هم ندارم تو زندگیم.سابقه کارم ندارم فقط۲روز رفتم تو یه کفش فروشی بخاطر ساعت کاریه زیاد و اخلاق و رفتارو طرز برخورد بد صاحب مغازه اومدم بیرون..الان نمیدونم چیکار کنم برم سر چه کاری؟یا مثلا چه کلاس آموزشی؟شما چه پیشنهادی بهم میدیدن واقعا سردرگمم :cry:
#21573 Negara 2019-10-09 14:24:20
رزیتا جان سلام
عزیزم حتما تجدیدی هات رو بده دیپلم داشتن خیلی واجبه از هر نظر. کلاس تقویتی دروست رو برو حتی شده تغییر رشته بده اما دیپلم رو بگیر و تا نگرفتی عروسی نکن چون بعدش حتما سرکوفت می شنوی و دیگه سرت هم شلوغ میشه نمی رسی انجامش بدی. دیپلم که گرفتی کلاس زبان و ورزش و یک هنری که علاقه داری برو تا بتونی از طریق یک کدومش کار پیدا کنی.

+1 #203 sara47 1398-07-01 19:19
سلام نگاراجون جراح پلاستیک خوب برای لیفت ابرو میشناسی که معرفی کنی ؟لیفت ابرو برای کسی که 45سالشه مناسبه؟ مشکلی برای سلامتش به وجود نمیاد؟ممنون میشم اگه کار جراحی رو پسندیدی معرفی کنی
#21572 Negara 2019-10-09 14:21:59
سلام یه دکتر میر هست در اینستاگرام که من کارهاش رو از نزدیک ندیدم و فقط عکسش رو دیدم به نظرم خوبه می تونین برای مشاوره مراجعه کنین اما 45 سال به نظرم زوده. مشکلی برای سلامتش به وجود نمیاد اما اگر الان لیفت ابرو کنه 20 سال دیگه چیکار کنه؟ خوب بازهم افت می کنه باز مجبور به عمل میشه. مگر اینکه افتادگی پلک خیلی زیاد باشه.

www.instagram.com/doctor.mir/

+1 #202 بنفشه 1398-06-16 23:36
سلامی ناگارا جان امیدوارم هر جا هستید عالی و سرحال باشید، یک سوال ازتون دارم اکه امکان داره راهنماییم کنید من معمولا تو انتخاب شلوار مشکل دارم چون گلابی نسبتا چاقم شلوار رنگی و پاکتی و طرح دار اسنفاده نمیکنم معولا یک لی تیره و یک شلوار مشکی رسمی، اکثر مانتوهام هم رنگ های خنثی مثل سورمه ای یا مشکی مثلا برای پاییز یک مانتو خالی خالی مشکی دارم یا ابی تیره یا خاکستری ،همیشه هم جین تیره یا شلوار مشکی ساده برام خیلی تکراری شده با توجه به اینکه گفتید در قرارهای خاص و مهمانی ها از شلوار جین استفاد نکنید چه پیشنهادی برام دارید ممنونم
#21571 Negara 2019-10-09 14:20:00
سلام عزیزم انتخابهات درسته البته در شرایطی که قرار نباشه مانتوت رو در بیاری طبعا شلوار روشن هم می تونی با مانتوی تیره استفاده کنی. شلوار جین آبی خیلی تیره یا مشکی بدون سنگشور کمی دمپا در حد بوت کات هم قابل پوشیدن با پاشنه در موقعیت های خاص و مهمونی هست.

+4 #201 sara47 1398-06-09 02:31
سلام نگارا جان امیدوارم روزهای خوبی رو بگذرونی .نگارا جون من بعضی وقت ها که تو شبکه های اجتماعی هستم یه حسی بهم دست میده یه خورده احساس میکنم بقیه دارن نقش بازی میکنن هر لحظه شادی هاشونو به اشتراک میذارن انگار که میخواهن خودشونو برتر وبالاتر از دیگران نشون بدن انگار میخواهن بگن ما همیشه شادیم ولی مگه میشه آدم مشکلی نداشته باشه؟غمی تو زندگیش نداشته باشه البته که همه ی ما لحظه های شادی روهم تجربه میکنیم ولی چه نیازی هست به این همه نقش بازی کردن چرا باید یه نقاب بزنیم رو صورتمون وبگیم ما شادیم چه نیازی هست که آدم خصوصی ترین لحظه هاشو به اشتراک بذاره اگه واقعا احساس شادی میکنه چرا باید فریاد بزنه؟از نظر من آدمی که واقعا شاده احتیاجی نداره شادی شو به دیگران نشون بده منظورم عکس گذاشتن وتند تند درباره اش نوشتن من رو حریم خصوصی خیلی حساسم ولی چطور میشه درباره ی ازدواج وبچه دار شدن که میتونه جزء بهترین لحظه های آدم باشه تو شبکه های اجتماعی نوشته باشه هرلحظه از زندگیم عکس بذارم وسعی کنم حقایق رو جور دیگه ایی نشون بدهم تو آشناهامون هم از این نوع رفتارها دیدم شما چطور فکر میکنید؟
#21570 Negara 2019-10-09 14:16:04
عزیزم من با تو موافقم برای همینه که خودم از شبکه‌های اجتماعی فراریم و اگر مسائل کاری نبود اصلا نصب نمی‌کردمشون. اینو به تجربه میگم چه در شبکه‌های مجازی گه در دنیای واقعی خوشبخت واقعی اونقدری از خوشبختیش مطمئنه و اون رو باارزش می دونه که جار نمیزنه و سرش به زندگی خودشه. اونی که نیازی برای نصب پلاکارد خوشبختی داره، احتمالا احتمالا واقعیت زندگیش چیز دیگه‌ایه.

+2 #200 neda 1398-05-27 22:45
نگارا جون گفتی تو سن کم با همسرت اشنا شدی حداقل بگو دقیقا چند سالت بووود؟؟
خیلی سربسته گفتی :)))
#21533 Negara 2019-08-28 14:20:58
ندا جان فکر کنم غیر واضح گفتم اونقدر کم سن نه ها....! شاید تعبیر افراد مختلف از سن کم متفاوت باشه. :) نسبت به اطرافیانم که در سنین 30-35 سال ازدواج می کنن یا رابطه های جدی دارن، کم.

+5 #199 نونا2 1398-05-27 17:24
سلام نگارا جان...خسته نباشی..
.1)نگارا جان من یه سوال داشتم شاید به نظرت خنده داربیاد.من تنبل نیستم ولی بعضی کارها واقعا برام سخته مثلا خیلی دلم میخواد شب شام سالاد بخوریم اما مشکلی که دارم اینه شستن کاهو و کلم و... برام خیلی سخته.با توجه به اینکه شاغل هستم به نظرت راهی وجود داره شما برای شام اگه سالاد بخورین ازاین مواد داخلش هست سخت نیست براتون؟
2) من میوه ها رو و کاهو و کلم و گوجه روبا سرکه رقیق شده داخل اب میشورم تمیزمیشن؟
ممنونم بابت لطف همیشگی ت...شاد باشی همیشه...
#21532 Negara 2019-08-28 14:08:37
سلام عزیزم
1. حق داری برای من هم سخته. بالاخره باید با برنامه ریزی هر روزی وقت داری این کارها رو بکنی. مثلا من روزهایی که خونه هستم مقدار زیادی کاهو می شورم دو سه روز داریم، روزهای دیگه سبزیحات رو تفت میدم مثلا، یه روزهایی غذابی بیرون می خوریم، یه روزهایی سالاد رو از بیرون می گیریم. کلا خودت رو اذیت نکن، دنیا صفر یا صد نیست که یا اصلا سالاد نخوری یا هر روز بخوری. تا جایی که وقت و انرژی داری سالم بخور و گاهی هم که نداری راحت غذای آماده بگیر و بعدا جبران کن.
2. بله البته من با محلولهای آماده مخصوص ضدعفونی میوه و سبزیجات می شورم.

+4 #198 sara47 1398-05-22 16:01
ممکنه سوالم خیلی مناسبه این جا نباشه اگه به نظرتون مناسب نیومد میتونید یا سوال رو پاک کنید یا اصلا جواب سوالمو ندید مطمئن باشید من ناراحت نمیشم. یه سوال دیگه ام دارم از نظر فرهنگی موقع ازدواج چه شباهت هایی باید به طرف مقابل داشته باشی؟مثلا من اصلا اهل مهمونی های خاص نیستم یا اهل س ی گ ار وق ل ی ون نیستم یامخالف ال کل هستم اگه کسی این مواردو داشته باشه از نظرمن اصلا گزینه ی مناسبی نیست و من ترجیح میدم سالم زندگی کنم نظر شما چیه شما حرفم ورفتارمو قبول دارید که آدم باید سالم(مراقب سلامتیش باشه) زندگی کنه؟
#21531 Negara 2019-08-28 14:05:58
ببین سارا جان مقوله هم سطح بود از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و دینی به نظر من مهم ترین هست و جغرافیا هم مهمه.
از لحاظ فرهنگی میزان تحصیلات خود دو نفر و حتی تحصیلات و شرایط کاری پدر و مادر اون دو نفر باید به نظر من شبیه باشه، حتی سن پدر و مادرها مشابه باشه چون کمک می کنه اون دختر و پسر با تربیت نسلهای مشابهی بزرگ شده باشند. از نظر اقتصادی در یک طبقه یا طبقه های نزدیک به هم باشن باعث حس همبستگی میشه و هیچ کدوم از طرفین احساس نمی کنه ازش سوئ استفاده میشه یا طرف برای عقده گشایی اومده سراغش. از نظر دینی خیلی خیلی مهمه به خصوص تو کشورما که تنوع میزان تدین افراد و مقید بودنشون به دین خیلی زیاده، از لحاظ پوشش، رفتار، اعتقاد و اجرا کردن یا نکردن واجبات و... و از نظر جغرافیایی هم به نظرم بهتره آدم با همشهری خودش ازدواج کنه که هم کسی از خانواده و دوستانش دور نشه و هم رسوم و برنامه های طرفین شبیه باشه و در بدو عقد و ازدواج اخلافات بیخود پیش نیاد. اینها تشابه های کلی هست ولی هزاران نکته دیگه هست که برای هر نفر به صورت شخصی شاید مهم باشه. مثلا یه نفر که هنرمنده عمری ساز زده یا نقاشی کرده واقعا سختشه با کسی کنار بیاد که ارزش کار اون رو نمی دونه یا اون کار رو وقت تلف کردن می دونه. یا مثلا تنفر تو از سیگار و قلیون که چه بسا برای یه دختر دیگه هم جذاب باشه هم خودش انجامشون بده. برای همین چیزها به نظرم باید حتما طولانی معاشرت کرد قبل از ورود به مرحله خواستگاری و عقد.

+2 #197 sara47 1398-05-22 15:51
یا کاری میکردم که دیگه طرف فکری برای خودش نکنه وقصدی نداشته باش یا با لحن خاصی حرف نزنه بزار یه ماجرارو برات تعریف کنم تا منظورمو کامل متوجه بشی ببین چندسال پیش یه اتفاقی افتاد که من هنوز از بیاد آوردنش ناراحت میشم حس بدی بهم دست میده من فقط17سالم بود که پدر یکی از دوستانم به من پیشنهاد بیرون رفتن داد البته من هیچ وقت قبول نکردم حتی ایشون ساعت کلاس ورزشی رو که توسالن نزدیک خونه شون میرفتم رو میدونست ومیومد تا منو ببینه وباهام حرف بزنه باورت نمیشه چقدر احساس عذاب وجدان داشتم من دوس دختر این مردم بعد اون به من پیشنهاد بیرون رفتن میده من حتی کم کم کلاسی که با دختر اون مرد داشته مو تعطیل کردم رابطه مو بادخترش قطع کردم دیگه کلاس ورزشمم نرفتم ولی همیشه یاد آوری این موضوعو منو عذاب میده من اصلا رفتار خارج از عرف نداشتم که اون آدم همچین فکری به ذهنش برسه نمیدونی بعضی اوقات میگم چطور یه مردی که سال ها با یه زن دیگه زندگی کرده به یه دختر همچین حسی داشته باشه این حس بعضی وقت ها میاد سراغم که من حرکت یا رفتاری نمیکنم تا توجه همچین آدم هایی جلب کنه چرا همچین چیزی باید اتفاق بیوفته.
#21530 Negara 2019-08-28 13:59:07
عزیزم بعدها که با مردهای بیشتری معاشرت کنی خواهی دید که متاسفانه بعضی حرکات و حرفها که کااااملا از نظر ما بی منظوره و گاهی از روی احترام با طرف هم کلام میشیم که مثلا احساس دوری از جمع نکنه و ... از نظر بعضی مردهای بیمار به نوعی دعوت یا چراغ سبز تعبیر میشه. متاسفانه ضعف فرهنگیه و باید همه ما سعی کنیم پسرهایی محترم، باشعور و با درک از حقوق زنان تربیت کنی و شکاف بین دو جنسیت رو از نظر اخلاقی و فرهنگی کم کنیم که این سوئ تعبیرها پیش نیاد.

+3 #196 sara47 1398-05-22 15:38
سلام نگارا جون .من چندتا سوال دارم که فقط میخواهم نظرتونو بدونم نگارا جون شما به عشق دریک نگاه اعتقاد دارید؟آخه چه جوری میشه یه آدم فقط بادیدن ظاهر کسی از اون خوشش بیاد بدون این که چیزی از طرف بدونه؟ بدون شناخت خانواده وشخصیت اجتماعی وفرهنگی طرف مقابل چطور یه آدم میتونه سال ها باکسی زندگی کنه که فقط ظاهر طرف مقابل رو تایید کرده ؟سوال بعدی من درباره ی نگاه یا خواسته ورفتار دیگرانه منظورم جنس مخالفه بعضی وقت ها من با نگاه های بعضی ها حس بدی بهم دست میده میدونی چه نگاهی رو منظورمه مثلا از فرق سر تا نوک پارو برانداز میکنن انگار قصد دارن روی آدم قیمت بذارن وخرید وفروش کنن چطور با این نوع نگاه کردن ها کنار میای (ببخشید قصد جسارت ندارم عزیزم ولی همیشه این سوال رو داشتم ولی نمیتونستم بیانش کنم واز کسی بپرسم امیدوارم از سوالم ناراحت نشی نمیدونم همچین تجربه ایی داری یانه)ببین نگارا جون تو دانشگاه تو تفریح تو محیط کار این مشکل ممکنه به وجود بیاد بعضی اوقات بعد از یه دیدار یا آشنایی وقتی رفتار طرف مقابل بررسی میکنم اصلا احساس خوبی بهم دست نمیده احساس میکنم بجای لبخندزدن باید حرفی میزدم یا
#21528 Negara 2019-08-18 14:31:04
سلام نه اصلا به عشق در یک نگاه معتقد نیستم، در یک نگاه فقط میشه بفهمی از ظاهر و فیزیک طرف خوشت میاد یا نه. یادت باشه نامادری زیبای خفته هم خیلی خیلی زیبا بود و البته یک جادوگر بدجنس بود که نادختریش رو کشت:)
این نگاه ممکنه گاهی سهوا پیش بیاد اما اگر با آدم حسابی که سر سفره پدر و مادر بزرگ شده معاشرت کنی به خودش اجازه چنین نگاهی رو نمیده به خصوص اگر بدونه متوجه میشی.
البته درک می کنم گاهی هم قابل کنترل نیست مثلا خاطرمه توی یه رویداد خارج از کشور من در حال ارائه جلوی جمع بودم یه آقای ایرانی که اولین بار من رو می دید خیلی هم نزدیک نشسته بود زل زده بود به یه قسمتی از بدن من که خیلی برام ناخوشایند بود و حتی تمرکزم رو به هم زده بود.
من کاری که کردم این بود که بعد از چند بار چشم غره به جای اینکه هول بشم یا بذارم ادامه بده به سمتش رفتم و وسط ارائه ازش یه سوالی کردم جلوی جمع، که خیلی یهو هول شد و جلوی همه مشخص شد که به ارائه توجه نمی کرده و ضایع شد. هم انتقام گرفتم، هم دیگه ادامه نداد. این مثال رو زدم که بگم با مرور زمان با بالا رفتن سن و بالا رفتن تجربه کاری ات یه مانورهایی یاد میگیری برای خنثی کردن این موارد که اکثرش نوعی ابراز موضع قدرت خودته که طرف مقابل رو در موضع ضعف قرار بدی و همه چیز عوض بشه.

+3 #195 sara47 1398-04-05 19:36
سلام نگارا جون. نگارا جون میشه درباره ی دکوراسیون منزل هم بنویسی ؟هم کلاسیک هم مینیمال. میخوام بیشتر بدونم سایتی سراغ دار برای دکوراسیون وطراحی منزل که ایده بگیریم(انگلیسی زبان هم باشه میتونم بفهمم)؟من تر جیح میدم خونه وسایل ودکور کم اما زیبا داشته باشه ولی این با سلیقه ی اکثر آدم هایی که میبینم تضاد داره خونه ی خیلی ها که میرم یا وسایل باهم تناسب نداره یا انگار خونه شده یه نمایشگاه نه محل برای زندگی .برامون بنویس چه سبکی بهتر وزیباتره(تو اولویت باشه لطفا) . راستی اتاق یه دختر22 ساله باید چه شکلی باشه میخوام یه سرویس بگیرم که چوبش قهوه ای تیره باشه به نظرت مناسبه منه؟
#21527 Negara 2019-08-18 14:23:11
عزیزم برو سایت houzz.com قسمت فوتوز کلی ایده می‌گیری. چشم فرصت بشه می‌نویسم. چوب قهوه‌ای تیره مناسب خیلی موقعیت ها هست البته پیشنهاد می کنم مثلا اگر سفید دوست داری تو دوره مجردی سفید رو بگیری که بعد که ازدواج کردی یه رنگی بگیری که برای همسرت هم جذاب باشه مثلا قهوه ای یا مشکی. چون من از این خوشم نمیاد که یه خونه مشترک رو تبدیل می کنن به یه خونه عروسکی دخترونه.

+3 #194 sara47 1398-04-01 22:19
سلام نگارا جون شما دوره ی آموزش آنلاین زبان نداری؟دوست نداری آنلاین درس بدی؟کاش بهش فکر کنی .فکر کنم اگه شما دوره ی آنلاین بذاری من اولین دانش آموزت باشم که ثبت نام میکنم تو دوره :D . پیج خاصی رو تایید میکنی برای آموزش آنلاین برای انگلیسی روسی اسپانیولی وفرانسه؟اگه پیجی رو تایید نمیکنی یا نمیشناسی میشه درباره اش تحقیق و معرفی کنی؟
#21526 Negara 2019-08-18 14:16:24
سلام جانم من به آموزش آنلاین و غیر حضوری زبان هیچ اعتقادی ندارم، از نظرم هر کسی انجام بده هم فقط سواستفاده است از مراجعه‌کننده. اگر شما می تونی شنا کردن رو غیرحضوری یاد بگیری، زبان رو هم می‌تونی.

0 #193 mercede 1398-03-29 22:41
سلام نگارا جون خوبید؟
من این پارچه رو خریدم. میشه بگید چی و چه مدل لباسی برای عروسی مختلط میتونم بدوزم. مرسی
#21521 Negara 2019-08-07 14:18:04
سلام عزیزم
کو؟؟!!

0 #192 Raha 1398-03-20 22:37
سلام نگارا جان
چندتا سوال داشتم هر کدوم برات مقدور بود جواب بده البته حدس زدم قبلا جواب داده باشه ولی متاسفانه پیدا نکردم

اول اینکه یشه یکم از خودت بگی؟ چندسالته و دانشگاه چی خوندی آیا شغلتم مرتبط با طراحی لباس و میکاپه یا نه و ...؟
اون تست ژنتیکی که در مورد رژیم بهت کمک کرد رو کجا انجام دادی و آیا واقعا بهت کمک کرد؟ و هزینه ش رو هم اگه برات مقدوره بگو لطفا

ممنون از وقتی که میذاری و سلیقه زیبات
#21520 Negara 2019-08-07 14:17:47
سلام جانم
یه بخشی اون بالای سایت هست درباره نگارا که البته خیلی وقته آپدیت نشده ولی بازهم اطلاعاتی بهت میده.
تست ژنتیکی بله خیلی خیلی کمکم کرد چون بعدش کنترل وزنم خیلی برام راحت شد و در نوع رژیم انتخابیم سرسخت موندم. انگار یهو یه شناخت خیلی خوبی از بدنم پیدا کردم. لطفا هزینه رو از سایت خود مای ژن ببین، یه مقدار گرونه.

+1 #191 sara47 1398-03-18 13:02
سلام نگارا جون قبلا ازتون پرسیدم درباره ی شروع زبان سوم و... گفتید از هروقت بخواهی میتونی زبان سوم رو شروع کنی من میخوام عربی رو شروع کنم یه آموزشگاه پیدا کردم که تخصصی عربی درس میدن میخوام اسپانیایی رو یه مدت با دوستم که تو دانشگاه اسپانیولی خونده شروع کنم فقط برای زبان روسی نمیدونم کجا برم جهاد دانشگاهی خوبه برای شروع؟ خودم نظرم اینه که روسی رو برم دانشگاه بخونم نظر شما چیه؟راستی نظرتون درباره ی کلاس هایی که سفارت خونه برگزار میکنن چیه؟سفارت فرانسه وآلمان(هرچند نمیخواهم آلمانی بخونl) سفارت کشورهای عربی هم کلاس برگزار میکنن ولی نمیدونم خوبه یانه شما نظرتون درباره ی این نوع کلاس های وابسته به سفارت چیه؟
#21519 Negara 2019-08-07 14:16:13
سلام جانم چرا این همه زبان همزمان؟ یکیش رو انتخاب کن هر وقت به جای درستی رسیدی برو بعدی. روسی در دانشگاه رو پیشنهاد نمی کنم اصلا. چهار سال عمرت رو بذاری برای چیزی که اصلا بازار کار هم نداره. به نظرم برای زبانهای غیر انگلیسی، فرانسه و اسپانیایی که کلاسهای خوبی براشون داریم در درجه اول سراغ کلاسهای سفارتها برو.

+3 #190 نونا2 1398-03-07 09:30
سلام نگارا جان خسته نباشی از کارها.... امیدوارم همیشه خوب و خوش باشی.نگارا جان1)برایرفتن به مهمونی که داخل رستوران هست اشکال نداره شلوار لی پوشید و کفش کتونی؟
2)نگارا جان نمیدونم شاید دارم افسرده میشم مرگ و میر ادم ها رو که میبینم و اگه میشناختمشون خیلی ناراحت میشم با خودم میگم وقتی باید بمیرم حالا که چی مثلا فلان کاررو بکنم وقتی قراره نباشیم و .... میدونم درست نیست و باید تا زنده ایم زندگی کنیم اما متاسفانه اینجوری شدم یه چند وقتیه و میترسم ازعاقبتش....
3)ممنونم بابت همه خوبیهات.... :-)
#21518 Negara 2019-08-07 14:14:16
سلام عزیزم ممنونم
1. خیلی مناسب نیست. برای تولد همینجوری تو کافه میشه ولی مثلا برای عقد یا ولیمه دعوتتون کنن رستوران بهتره رسمی یا لااقل نیمه رسمی بپوشی. جین و کتونی نه.
2. عزیزم ممکنه علائم افسردگی باشه. کلا از دست دادن انگیزه نشانه خوبی نیست. اگر حس می کنه لازمه با مشاور صحبت کن و در کل سعی کن خودت رو مشغول نگه داری، حتی با کارهای تکراری روزمره. اگر ورزش نمی کنی ورزش رو شروع کن چه باشگاه چه حتی رقص توی خونه. یه مدت اجازه نده بشینی و از این فکرها کنی، اگر افسرده نباشی با مشغول موندن به زودی مود و فازت عوض میشه.

+8 #189 neda 1398-03-03 16:20
نگارا جون سلام یه سوال خااااص :lol:
شما چجوری با همسرت آشنا شدی؟کجا بودی اومد گفت یا اصلا چی شد آشنا شدی ؟اون لحظه اصلی چی پوشیده بودی؟چند سالت بود که استارتش خورد؟؟خودش دید یا معرفی شد یا طولانی همو میشناختید داستان عشقتوووو کوتاه بگووووو :))))))
من خیلی دوست دارم از شروع رابطتتون در اون زمان با همسرتون بدونم به نظرم این کنجکاوی برای منی که الان دقیقا تو همون حال و هوام و یه جورایی یکی از الگوم هام شمایی طبیعی باشه که بخوام بدونم خیلی برام هیجان انگیز هست اگه بگی اگه بگی حداقل سر بسته
به نظرم جوابت باحال باشه :lol:
#21517 Negara 2019-08-07 14:09:06
سلام عزیزم
برای حفظ حریم خصوصی خودم ببخشید که خیلی سربسته میگم: ما در سن نسبتا کم در یک محیط آنلاین فرهنگی با هم آشنا شدیم و بعد از مدتی چت کردن همدیگه رو دیدیم و عاشق شدیم. چندین سال دوست موندیم و در نهایت یازده سال پیش ازدواج کردیم. حالا برای اینکه یه کم جوابم جالب بشه میگم که لحظه آشنایی احتمالا تو خونه با لباس داغون راحتی بودم :) ولی برای دیدنش برای اولین بار یه مانتوی راه راه (افقی) طوسی سرمه‌ای با شلوار جین سرمه‌ای و روسری نحی سرمه‌ای پوشیده بودم که دور گردنم بسته بودم و بوت زمخت سرمه ای و یه مینی کوله چرم سرمه ای طوسی با عینک آفتابی رفلکس :)) اون هم یه تی‌شرت سفید با شلوار کتون کرم روشن و بوت آج دار قهوه ای تیره.
رفتیم یه کافه و کلی با هم حرف زدیم، یادمه اول جذب چشمهاش شدم، و یادمه حتی خحالت کشیدم برای حساب کردن قهوه ازش تشکر کنم!